بخشی از متن وصیتنامه شهید دریابان غلامعلی بایندر

تو ای ایرانی، که در این سرزمین پهناور زیست می ­کنی و خلیج فارس را تنها به این انگیزه که بخشی از وطن توست دوست می­ داری. ای هموطن که کرانه­ های سوزان خلیج فارس زادگاه توست و این ژرفای زندگی‌بخش، مرواریدهایش را نثار تو می ­سازد تا مزد تلاشت را از کام کوسه ­ها به درآری و ماهیانش را هدیه فرزندانت، تا قوت آنان را تامین کنی و تو که فرسنگ ­ها دورتر از این دریای ایرانی، خلیج فارس را تنها از روی نقشه جغرافیا می ­شناسی. آیا هرگز با خود اندیشیده‌ای که این آب تلخ و شور پهناور، بهترین پاسدار تاریخ تو، شرف تو و ملیت توست؟

تو ای ایرانی که در گوشه‌ای از این آب و خاک به سر می ­بری و به فرهنگ و تمدن اسلامی خویش می ­بالی و افتخار می­ کنی؛ هیچ می‌دانی که همین دریا، زاده فرهنگ و تاریخ و تمدن تو بوده است؟

تو ای ایرانی که در دامنه مفرح کوهستان‌ها، در کرانه ­های فیروزفام دریای مازندران، در دشت‌های گسترده داخل کشور زندگی می­ کنی و در سایه درختانش آرامش می ­یابی، در باغ‌های مصفایش روح خود را صفا می ­بخشی و با تماشای طبیعت زیبا و دل‌انگیز آن غرق در لذت می ­شوی... و همه شما که در هر منطقه، از مواهب این سرزمین برخوردارید و آنچنان به دهکده و یا شهرستان زادگاه خود دل بسته‌اید که حتی به هنگام ضرورت نیز به زحمت قادر به ترک آن هستید؛

هیچ می­ دانید که اگر روزگاری، که هرگز چنان روزی مباد، ایران این مرز دریایی خود را از دست بدهد و یا نیروی لازم برای پاسداری از آب‌های آن نداشته باشد، همه ما چون پرنده‌ای اسیر در قفس زادگاهمان زندانی خواهیم شد.

تو ای ایرانی، همواره به یاد داشته باش که اگر چنان روزی فرارسد، همه شیرینی­ های زندگی در کامت شرنگ خواهد شد.

در قفس سرزمین خود آنقدر محبوس می­ مانی تا ناگزیر همه دسترنج سالیانه‌ات، همه آنچه را که با تحمل تلخی­ ها و مشقات بسیار فراچنگ آورده ­ای، همه دار و ندارت را به کمترین بها از دست می­­ دهی و آنچه را که مورد نیاز توست، به بهای جان به دست آوری.

پس هرگاه که به این مرز سوزان و آذرخیز می­ نگری، یا بر آب‌های تلخ و شورش گذر داری یا درباره آن سخنی می­ شنوی نخست به‌یاد آور که این آذر برای آن است که در جان دشمنان ایران درگیرد و این تلخی و شوری برای فروبردن درکام آنان است.

اگر می­ خواهی سرزمین آباییت، بزرگ و سربلند بماند و تو که فرزند و زاده این سرزمینی از این سربلندی ببالی و افتخار کنی، اگر می­ خواهی که شایسته نام ایران و قوم ایرانی باشی، نخست این مایه زندگی خود را پاسدار باش، این مرز محافظ را نیرو بخش و آن را چنان که به میراث برده‌ای به دست آیندگان بسپار.

 

به روان پاک آن مرد دلیر، شهید دریابان غلامعلی بایندر و تمام شهدای نیروی دریایی درود می فرستیم.

به نوجوانان خود در مورد شیوه کار چک‌ها و کارت‌های اعتباری و نحوه عملکرد بانک‌ها توضیح دهید. به سپرده‌های دارای سود بانکی و هزینه‌های مربوط به خدمات اشاره کنید.
بر عهده شماست که نوجوان خود را با کاربرد پول در دنیای واقعی آگاه و او را کاملا توجیه کنید.

او لازم است بداند پول از کجا به دست می‌آید و به کجا می‌رود. اگر اکنون بتواند نحوه درست استفاده کردن از منابع مالی محدود فعلی‌ای را که برای او تعیین کرده‌اید، بیاموزد؛ در آینده مشکلات مالی کم‌تری خواهد داشت و به راحتی می‌تواند میزان درآمد و هزینه‌های خود را هماهنگ کند.

پس :
1 - به نوجوانان خود در مورد شیوه کار چک‌ها و کارت‌های اعتباری و نحوه عملکرد بانک‌ها توضیح دهید. به سپرده‌های دارای سود بانکی و هزینه‌های مربوط به خدمات اشاره کنید.

2 - به او تا زمان به دست آوردن شغل و استقلال مالی، به صورت هفتگی یا ماهانه پول توجیبی دهید.

3 - درباره مواردی که باید هزینه کند و مواردی که شما بابت آن‌ها پرداخت می‌کنید، به توافق برسید.

4 - به او درباره موارد مورد توافق، مسئولیت مالی دهید.

5 - به فرزند نوجوان خود بیاموزید که چطور در مورد مخارجش برنامه‌ریزی کند. فهرستی از هزینه‌های ماهانه او و تاریخ پرداخت آن‌ها تهیه کنید. بنشینید و با او در مورد نحوه مدیریت درآمد و هزینه‌هایش توضیح دهید.

6 - برای او حتما حساب بانکی باز کنید. بیش‌تر نوجوانان شتاب‌زده و نسنجیده عمل می‌کنند پس نداشتن پول نقد زیاد در دست آن‌ها باعث پایین آمدن مخارج و هزینه‌هایشان می‌شود.

7 - برای آن‌ها هدف تعیین کنید. درباره رفتن به دانشگاه، خرید ماشین، وسایل سرگرم‌کننده، تفریحات و خریدهای بزرگ با او صحبت کنید. با فرزند خود در مورد طرح‌هایی که شما قصد پرداخت آن‌ها را دارید و آن چه از او انتظار دارید، گفتگو کنید.


 

عشق شما ممکن است به تدریج با متضاد آن که خودخواهی و نفرت است جایگزین شود. بااینکه ممکن است هنوز عشقی در دلتان وجود داشته باشد اما صدای نفرت بلندتر است. بی‌عاطفگی، ترس و غرور دلتان را مثل سنگ کرده است و ارتباط دوباره در ازدواج را سخت‌تر می‌کند.
اینکه بدانید چرا عشق به تدریج محو شده و از بین می‌رود به درک معنا و مفهوم عشق و رابطه کمک کرده و کمکمان می‌کند بتوانیم روابطمان را نجات داده و از برهم خوردن آنها جلوگیری کنیم.

انگار همین دیروز بود که عشق در رابطه‌تان بسیار شیرین و تمام‌نشدنی به نظر می‌رسید. اما خیلی زود، قول و قرارهایتان فراموش شد. روزهایی که مدام دوست داشتنش را در گوشتان زمزمه می‌کرد گذشته است. حالا دلتنگ گرمای آغوشش هستید و از خودتان می‌پرسید: عشم ما کجا رفت؟ پس اگر عشق از بین رفتنی است ممکن است تاثیرات بدی روی ازدواج داشته باشد.

خوشبختانه خیلی از ازدواج‌ها به آن نقطه نمی‌رسد اما خیلی از افراد هم هستند که فشارهایی اینچنینی را در ازدواج خود تجربه می‌کنند. در زیر می‌خواهیم به اختصار به چند مورد از عواملی که می‌تواند به ما برای درک معنای عشق و رابطه و اینکه چرا گاهی عشق‌ در رابطه تدریجاً محو می‌شود، اشاره کنیم.

1. توقع نابجا: خیلی‌ها قبل از اینکه وارد صحنه اصلی ازدواج شوند، تصور می‌کرده‌اند که یکی از اسطوره‌های روابط عاشقانه هستند. توقع دارند که عشق و لطافت رابطه همیشه وجود داشته باشد اما هیچکدام از اینها واقعی نیست و فقط خیال باطل است و منجر به ناامیدی می‌شود. آنها نتوانستند درک کنند که داستان‌های عشقی که در فیلم و کتاب می‌بینند و می‌خوانند فقط نمود یک رابطه غیرواقعی است. وقتی پای سفره عقد می‌نشینند تصور می‌کنند که رویاهایشان به حقیقت پیوسته است اما بعد از گذشت چند سال از ازدواجشان به این نتیجه می‌رسند که همه چیز خیالی بیش نبوده است.

اما در ازدواج توقعات درست و منطقی هم می‌تواند وجود داشته باشد، مثل عشق، توجه و حمایت همسر. اما حتی اینها هم ممکن است برآورده نشوند. بنابراین عاقلانه است که این واقعیت را در نظر داشته باشیم که حتی در بهترین ازدواج‌ها هم ممکن است فرد تنها، خسته و ناامید باقی بماند.

2. ناسازگاری: معمولاً خیلی طول نمی‌کشد که زوج ازدواج کرده متوجه شوند که آنقدرها که در دوران نامزدی تصور می‌کردند سازگاری ندارند. حالا می‌بینند که هیچ وجه اشتراکی با هم ندارند و هیچ روزی نیست که از ازدواجشان اظهار پشیمانی نکنند. تصورشان این است که همسرشان زوج مناسبی برای آنها نیست و ازدواجشان فقط یک اشتباه بزرگ بوده است.

ممکن است گاهی شباهت‌هایی در سلیقه و شخصیتشان پیدا کنند اما تفاوت‌هایشان معمولاً عمده‌تر و شاخص‌تر است. همه اینها باعث می‌شود که وقتی مشاجره و مشکلی پیش بیاید، مصالحه و آشتی کردن سخت‌تر شود.

3. مشاجرات و کشمکش‌های مداوم: دعوا کردن، داد کشیدن، شکوه و شکایت کردن مداوم و عصبانیت به طریقی مخرب ابراز می‌شود. وقتی این اتفاق می‌افتد، مکالمه بین دو نفر به یک میدان مبارزه تبدیل خواهد شد که در آن هرکس از نظر و عقیده خودش دفاع می‌کند و کلمات دیگر ابزار برقراری ارتباط نیستند و به سلاح برای هر فرد تبدیل می‌شود. این کلمات ناراحت‌کننده باعث سرد شدن عشق آنها می‌شود.

در زیر به برخی از عوامل مرتبط با دعواها و مشاجرات زوج‌ها اشاره می‌کنیم:
• مشکلات مالی
• وظائف والدین
• خیانت
• روابط جنسی

4. احساس نفرت: عشق شما ممکن است به تدریج با متضاد آن که خودخواهی و نفرت است جایگزین شود. بااینکه ممکن است هنوز عشقی در دلتان وجود داشته باشد اما صدای نفرت بلندتر است. بی‌عاطفگی، ترس و غرور دلتان را مثل سنگ کرده است و ارتباط دوباره در ازدواج را سخت‌تر می‌کند.

5. تسلیم شدن: متاسفانه بعضی از زوج‌ها آنقدر به ازدواج بدون احساسشان عادت می‌کنند که امید هیچ تغییری ندارند. تصور می‌کنند که زندگی زناشویشان دیگر هیچوقت درست نمی‌شود.

حتی تصور می‌کنند که هر کاری از دستشان برمی‌آمده انجام داده‌اند اما چیزی که شکسته است دوباره درست نمی‌شود. به این نتیجه می‌‌رسند که طلاق و جدایی آخرین راه‌حل آنهاست.

توقعات نابجا، ناسازگاری، مشاجرات، نفرت و تسلیم شدن فقط چند مورد از عواملی است که موجب بی‌عشق شدن روابط می‌شود. اما اگر قطعیت داشته باشید و هر دو با هم همکاری کنید، این مشکلات قابل حل هستند.

منبع: پی سی پارسی

بر اساس این گزارش بیش از نیمی از کودکان جهان به 6 عنصر حیات بخش یعنی مکملهای غذایی آهن دار در زمان بارداری مادران، تغذیه از شیر مادر، مکملهای غذایی، ویتامین A، زینک و آب و بهداشت دسترسی ندارند.
نتایج تحقیقی جدید نشان می دهد مادر بودن با وجود اینکه بسیاری آرزوی آن را دارند و یا به آن افتخار می کنند  در همه کشورها پدیده ای خوشایند نیست  در واقع بر اساس این تحقیق خوب یا بد بودن مادر بودن و مادر شدن به کشور سکونت افراد بستگی دارد.

سازمان غیر دولتی کودکان را حفظ کنیم تحقیق جهانی را به مناسبت روز مادر انجام داده است که بر اساس نتایج آن بدترین کشور برای مادر شدن کشور نیجر است،  این عنوان در گزارش سال گذشته به کشور افغانستان اختصاص یافته بود.

ایالات متحده در این گزارش جدید رتبه 25 را در میان 165 کشور مورد مطالعه به دست آورده است و 6 پله از رتبه سال گذشته اش صعود کرده است. این رتبه بندی ها بر اساس شاخصهایی مانند سلامت مادران،  تحصیلات و وضعیت اقتصادی و همچنین سلامت و تغذیه کودکان انجام گرفته است. در این تحقیق 43 کشور توسعه یافته و 122 کشور در حال توسعه مورد مطالعه قرار گرفته اند.

جدول رتبه بندی بهترین و بدترین کشورها برای مادران

رتبه بهترین کشورها رتبه بدترین کشورها
1 نروژ 165 نیجر
2 ایسلند 164 افغانستان
3 سوئد 163 یمن
4 نیوزیلند 162 گینه بیسائو
5 دانمارک 161 مالی
6 فنلاند 160 اریترآ
7 استرالیا 159 چاد
8 بلژیک 156 سودان
9 ایرلند 156 سودان جنوبی
10 هلند/بریتانیا 156 جمهوری کنگو

همانطور که انتظار می رود، کشورهای توسعه یافته بهترین مناطق برای مادر بودن هستند و برترین آنها نیز کشور نروژ است. کشورهای آفریقایی نیز پایین ترین رتبه ها را در این رابطه به خود اختصاص داده اند.

10 کشور برتر در این گزارش کشورهای نروژ، ایسلند،  سوئد، نیوزیلند، دانمارک، فنلاند، استرالیا،  بلژیک، ایرلند و هلند انتخاب شده اند و در مقابل بدترین کشورها نیجر، افغانستان، یمن، گینه بیسائو، مالی، اریترآ، چاد، سودان، سودان جنوبی و جمهوری کنگو معرفی شده اند.

بر اساس این گزارش بیش از نیمی از کودکان جهان به 6 عنصر حیات بخش یعنی مکملهای غذایی آهن دار در زمان بارداری مادران،  تغذیه از شیر مادر،  مکملهای غذایی،  ویتامین A، زینک و آب و بهداشت دسترسی ندارند.

در این گزارش به منظور نمایش دادن تفاوت میان زندگی مادرانی که در بدترین و بهترین کشورها زندگی می کنند نروژ را با نیجر مقایسه کرده است: در کشور نروژ در ازای هر نوزادی که متولد می شود یک پرستار و متخصص بهداشت و سلامت حضور دارد، در حالی که در کشور نیجر از هر سه نوزاد یک نوزاد از این شرایط برخوردار است.
 
در کشور نروژ 40 درصد از کرسی های مجلس در اختیار زنان است در نیجر تنها 13 درصد از نماینده های مجلس زن هستند. یک دختر معمولی نروژی می تواند 18 سال به تحصیل پرداخته و طول عمری برابر 83 سال داشته باشد اما یک دختر در نیجر تنها 4 سال تحصیل کرده و طول عمری برابر 56 سال دارد. از هر 175 زن نروژی یک زن پیش از تولد پنج سالگی فرزندش وی را از دست می دهد، این نسبت در نیجر یک در هفت است.

منبع: ایران ناز
 

چوپان بیچاره خودش را کشت که آن بز چالاک از آن جوی آب بپرد نشد که نشد.

او می‌دانست پریدن این بز از جوی آب همان و پریدن یک گله گوسفند و بز به دنبال آن همان.

عرض جوی آب قدری نبود که حیوانی چون نتواند از آن بگذرد… نه چوبی که بر تن و بدنش می‌زد سودی بخشید و نه فریادهای چوپان بخت برگشته.

پیرمرد دنیا دیده‌ای از آن جا می‌گذشت وقتی ماجرا را دید پیش آمد و گفت من چاره کار را می‌دانم. آنگاه چوب دستی خود را در جوی آب فرو برد و آب زلال جوی را گل آلود کرد.

بز به محض آنکه آب جوی را دید از سر آن پرید و در پی او تمام گله پرید.

چوپان مات و مبهوت ماند. این چه کاری بود و چه تأثیری داشت؟

پیرمرد که آثار بهت و حیرت را در چهره چوپان جوان می‌دید گفت:

تعجبی ندارد تا خودش را در جوی آب می‌دید حاضر نبود پا روی خویش بگذارد. آب را که گل کردم دیگر خودش را ندید و از جوی پرید و من فهمیدم این که حیوانی بیش نیست پا بر سر خویش نمی‌گذارد و خود را نمی‌شکند چه رسد به انسان که بتی ساخته است از خویش و گاهی آن را می‌پرستد.

کارهای مورد علاقه خود را بیابید و انجام دهید. فکر کنید چه کاری را واقعا دوست دارید و در همان زمینه فعالیت کنید. انجام کار مورد علاقه به معنی شور و شوق و خلاقیت در آن رابطه است که اثرات مثبتی نیز به همراه دارد.
در این مقاله به نقش "فعالیت‌های اجتماعی" در حفظ سلامت، از جمله سلامت مغز می‌پردازیم. چراکه انسان از لحاظ جسمی به گونه ای آفریده شده که نیازمند و ناگزیر به در گیر بودن و مشغول بودن است. در واقع انسان زمانی یک زندگی سالم و طولانی خواهد داشت که در حال فعالیت باشد. هر عضوی که به کار گرفته نشود، از بین خواهد رفت. این در حالی است که انسان امروز ارزشی بیش از اندازه برای "راحتی و آسایش" قائل شده که بخش زیادی از مشکلات و بیماری‌ها ناشی از همین راحت طلبی است. راحتی بیش از اندازه و بی‌تحرکی نه تنها کسالت بار است، بلکه به بی‌تحرکی مغز هم می‌انجامد. بد نیست بدانید که جرج برنارد شاو در سن ۷۰ سالگی جایزه نوبل را برد. بنجامین فرانکلین تعدادی از بهترین آثار خود را در ۸۴ سالگی نوشت و پیکاسو در دهه ۸۰ زندگی قلم بر بوم گذاشت. پس برای آنکه بتوانید در اوج توانایی و در بهترین شرایط جسمی و روانی بسر برید، باید در میدان کار و عمل باشید.

:: فعالیت اجتماعی
انسان از لحاظ روانی یک مخلوق اجتماعی است و برایش مهم است که در اجتماع و زندگی نقشی داشته باشد تا احساس موفقیت و سودمندی بیشتری کند، عزت و اعتماد به نفسش تقویت شود، رشد روحی عاطفی و اجتماعی یابد، احساس تنهایی و ناتوانی نکرده و بتواند به بهترین نحو ممکن با مسائل برخورد و آنها را حل کند. نتیجه اینکه در هر سنی فعالیت اجتماعی برای حفظ سلامت بدن لازم است. حتی افزایش سن و پیری نیز نباید منجر به دوری از اجتماع گردد. این در حالی است که برخی افراد با رسیدن به سن بازنشستگی یا سالمندی از کار و اجتماع دور شده و نشستن روی صندلی و ماندن در خانه را ترجیح می‌دهند و برخی دیگر فعالیتی را جایگزین کار قبلی نموده و همچنان در نقش‌های متعدد اجتماعی درگیر شده و این چنین احساس رضایت می‌کنند. وقتی برای انجام کاری از ظرفیت‌های جسمی و روانی خود استفاده کنید، مغز کارایی خود را حفظ خواهد کرد؛ وگرنه با گذشت زمان ناتوان‌تر خواهید شد.

داشتن هدف: در هیچ مرحله از زندگی بی‌هدف نباشید. هدف چیزی است که فرد را همیشه به حرکت وا می‌دارد. مهمترین اهداف زندگی‌تان را مشخص و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. وقتی هدف‌دار باشید، انرژی بیشتری برای انجام کار پیدا می‌کنید، احساس اعتماد به نفس و خلاقیت بیشتری خواهید داشت، انگیزه بیشتری برای شروع کار داشته و به ادامه کار بیشتر مصمم خواهید شد.

ایجاد انگیزه: در خود ایجاد انگیزه کنید. اجازه ندهید مشکلات غیر قابل اجتناب و موانع زندگی روزمره احساسات و روحیه شما را تحت تاثیر قرار دهند و تضعیف کند. میزان انگیزه و پشتکار شما روی میزان عزت نفس شما تاثیر دارد. باور کنید که از توانایی و کارایی بالایی برخوردارید؛ فقط باید بخواهید.

انجام کارهای سودمند: وظــایـف و مسئولیت‌های روزمره خود را مرور کنید. هر محدودیتی هم که داشته باشید، باز می‌توانید مسئولیتی به عهده بگیرید. اگر کارهایی هست که باعث هدر رفتن وقت شما می‌شوند، آنها را حذف کرده و به کارهایی بپردازید که سودمند است. مثلا تماشای زیاد تلویزیون را حذف کرده و وقت آن را صرف ورزش، مطالعه و هر کاری که به پیشرفت زندگی شما کمک می‌کند، نمایید.

توانایی خــود را ارزیــابی کنید: توانایی‌های منحصر به‌فرد خود را ارزیابی نموده و به کار گیرید. ببینید چه کاری را بهتر از دیگران انجام می‌دهید؟ در چه کاری مهارت دارید؟ انجام چه کاری برای شما آسان اما برای دیگران سخت است؟ وقتی شما کاری را به بهترین نحو انجام می‌دهید، مطمئنا بیشترین لذت را خواهید برد.

به گذشته فکر کنید: همواره به گذشته خود بیندیشید که چه چیزی بیشترین سهم را در موفقیت شما تا به امروز داشته است؟ حتما کارهای بخصوصی هست که می‌توانید انجام دهید تا هم برای خودتان و هم برای دیگران ارزش فوق العاده پیدا کنید.

تاثیرگذار باشید: اثر گذار و اثر پذیر باشید. شما در طول عمر پر فراز و نشیب خود تجاربی کسب کرده اید که با شرکت در فعالیت‌های اجتماعی می‌توانید توان علمی، تخصصی و آموزشی خود را برای خدمت به دیگران به کار گیرید و دیگران را از تجارب خود بهره مند سازید. از طرفی برقراری ارتباط با دیگران برای شما نیز فرصتی فراهم می‌آورد تا چیزهای جدیدی یاد بگیرید. این تعاملات اجتماعی موجب تقویت حس‌همدلی، همفکری و اثرات مثبت در جسم و روان خواهد شد.

به دیگران کمک کنید: به یاری دیگران بشتابید. عمیق ترین احساس تنهایی زمانی به انسان دست می‌دهد که هدف اصلی او در زندگی فقط خودش باشد و بالعکس شادترین لحظات زندگی برای فرد زمان یاری رساندن به همنوعان است.

انجام کارهای مـورد علاقه‌تان: کارهای مورد علاقه خود را بیابید و انجام دهید. فکر کنید چه کاری را واقعا دوست دارید و در همان زمینه فعالیت کنید. انجام کار مورد علاقه به معنی شور و شوق و خلاقیت در آن رابطه است که اثرات مثبتی نیز به همراه دارد.

بیکار نباشید: در هیچ مرحله ای از زندگی بیکار نباشید. همیشه بکوشید و کاری انجام دهید. تمام تلاش خود را بکنید تا عقب نمانید. حتی در جا هم نزنید، بلکه همواره در حال پیشرفت باشید. در پی حرکت، فرصت‌ها و موقعیت‌های تازه نمایان می‌شود.

آینده‌نگر باشید: از گذشته بیاموزید، در حال زندگی کنید و به آینده بیندیشید. اسیر و برده افزایش سن و حسرت گذشته نباشید. اکنون را دریابید و از بهره‌برداری زمان حال غافل نشوید. آینده‌نگری کنید و با تلاش بیشتر امروز، سازنده فردای متفاوت خود باشید. هر چند برای پیری حد و مرزی تعیین شده، اما سن هر فرد به روحیه و تصویری که از خود در ذهن دارد و به کاری که انجام می‌دهد، بستگی دارد. در واقع این شما هستید که خود را سزاوار جوانی می‌دانید یا با پذیرش ایده‌های غلط پیری را به خود راه می‌دهید. فراموش نکنید فقط یک بار زندگی می‌کنید، پس عمر و زندگی خود را هدر ندهید.

افزایش فعالیت بدنی: پژوهش‌ها نشان داده فعالیت اجتماعی باعث افزایش فعالیت‌های بدنی و ذهنی، کاهش استرس و نگرانی، بهبود وضعیت خلقی و روانی، تغییر واکنش‌های شیمیایی درونی و تنظیم هورمون‌های داخلی بدن، افزایش خونرسانی به مغز و حتی تشکیل راه‌های ارتباطی عصبی جدید در آن می‌شود که همه این عوامل ضمن تاثیربر سلامت کلی و عمومی فرد، در سلامت مغز و عملکرد شناختی آن نیز موثر بوده و در پیشگیری از بیماری آلزایمر نقش دارند. اگر کاری را مثل همیشه انجام می‌دهید، همان چیزی را به دست خواهید آورد که همیشه به دست آورده‌اید. بدین ترتیب می‌توانید با طرز فکر و عمل خود سلامت‌تان را تضمین و با تغییر سبک زندگی آینده‌ای خوب بسازید. هر چه قدر فرد ساعات بیشتری در روز حواس پنجگانه‌اش در تماس با دنیای بیرون قرار گیرد، مشکلات کمتری در جسم و ذهن خود خواهد داشت. همچون قانون طبیعت که هیچ چیزی ثابت باقی نمی‌ماند و دائما تغییر می‌کند، زندگی نیز پویاست؛ پس لازم است ما هم در این بین به حرکت در آییم. حداقل فایده‌اش این است که وقتی در حال فعالیت هستیم، فرصتی برای نگران شدن نداریم و حداکثر اینکه در پی فعالیت‌های اجتماعی انسانی قوی‌تر، تواناتر، با اعتماد به نفس بالاتر، خوشبخت‌تر و سالم‌تر خواهیم داشت.

10 فعالیت اجتماعی مهم برای احساس مفید بودن :
1. فعالیت داشتن به عنوان نیروی کار(انتخاب کار ساده و سبک بعد از بازنشستگی)
2. فعالیت داشتن به عنوان نیروی داوطلب در مراکز مختلف
3. عضویت در کانون‌های محلی
4. شرکت در گروه‌های آموزشی، ورزشی و فرهنگی
5. تماس‌های تلفنی، رفت و آمد با افراد خانواده، دوستان و همسالان
6. در صورت امکان انجام سفرهای تفریحی و زیارتی
7. رفتن به مکان‌های عمومی مثل پارک، سینما و موزه
8. شرکت در مراسم مختلف مثل جشن‌ها و برنامه‌های مناسبتی
9. قدم زدن و پیاده روی در هوای آزاد
10. خارج شدن از خانه در طی روز به بهانه خرید یا حتی فقط دیدن مغازه‌ها

 

مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند. گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.

گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.
 

کودکی ده ساله كه دست چپش در یك حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یك استاد سپرده شد.

پدر كودك اصرار داشت استاد ازفرزندش یك قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر كودك قول داد كه یك سال بعد می‌تواند فرزندش را در مقام قهرمانی كل باشگاه‌ها ببیند!

در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی كودك كار كرد و در عرض این شش ماه حتی یك فن جودو را به او تعلیم نداد !

بعد از شش ماه خبررسید كه یك ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می‌شود.

استاد به كودك ده ساله فقط یك فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تك فن كار كرد.

سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در میان اعجاب همگان با آن تك فن همه حریفان خود را شكست دهد!

سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بین باشگاه‌ها نیز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات كشوری، آن كودك یك دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری كشور انتخاب گردد.

وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد رازپیروزی‌اش را پرسید.

استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود كه اولاً به همان یك فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یك فن بود، و سوم اینكه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود كه تو چنین دستی نداشتی!

یاد بگیر كه در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده كنی.

راز موفقیت در زندگی، داشتن امكانات نیست، بلكه استفاده از "بی امكانی" به عنوان نقطه قوت است .

به پاسداشت دهم اردیبهشت ماه، روز ملی خلیج فارس

 

پیشگفتار

در روز نهم آذر ماه سال 1350 (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ایران در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند. در مقاله ذیل به پیشینه مناقشات بر سر حاکمیت بر جزایر سه گانه خلیج فارس و شرح عملیات آزادسازی آنها پرداخته می شود.

پیشینه اختلاف بر سر مالکیت جزایر

معارضه دودمانهای پس از صفویه با انگلستان بر سر سرزمینهای ایرانی خلیج فارس هیچگاه متوقف نشد. مشکل ایران برای اعمال حاکمیت خود بر جزایر ایرانی خلیج فارس در دوران قاجارها، نداشتن قدرت دریایی موثر بود. از سال 1880 به بعد اختلاف نظر میان ایران و بریتانیا بر سر مالکیت چهار جزیره تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی و سیری که همگی در تنگه هرمز و در نیمه راه سواحل ایران و کشورهای عربی قرار داشتند، بروز کرد. تا آن زمان این جزایر عموماً متعلق به ایران بودند و در رابطه با آنها اختلافی وجود نداشت. با این حال در سالهای بعد چون اهمیت سوق الجیشی این جزایر برای انگلیس مشخص شد، دولت بریتانیا منکر حقوق ایران نسبت به این جزایر گردید و با گسیل نیروهای خود اقدام به اشغال جزایر کرد. دولت وقت ایران نسبت به اشغال جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی توسط بریتانیا اعتراض کرد و دولتهای بعدی ایران نیز به طور مداوم نسبت به این امر اعتراض کردند.
انگلیسیها بعد از آنکه در سال 1921 اقدام به تجزیه راس الخیمه از شارجه کردند، تنب بزرگ و کوچک را به راس الخیمه و ابوموسی را به شارجه (بخشی از امارات متحده عربی فعلی) که تحت الحمایه انگلستان بودند، واگذار کردند؛ اما دولت ایران همواره انگلستان را طرف اختلاف خود بر سر این جزایر می دانست. ایران در دهه 1930 پس از خرید چند ناو از ایتالیا، انگلیسیها را از چند نقطه خلیج فارس ازجمله «باسعیدو» بیرون راند. یک بار نیز در زمان سلطنت رضا شاه قوای مسلح ایران به آن جزایر اعزام شدند؛ اما در آن برهه دولت انگلیس اطمینان داد که این مشکل را حل خواهد کرد و قبل از فیصله یافتن کامل مناقشه، مانع برافراشته شدن پرچم یکی از طرفین در جزایر خواهد شد.

موقعیت جغرافیایی استراتژیک جزایر سه گانه

دلیل اصلی اهمیت خلیج فارس از نظر جغرافیایی، ارتباط آن با اقیانوس هند از طریق تنگه هرمز است و این جزایر در جنوبی ترین نقطه خلیج فارس در تنگه هرمز واقع شده اند. تنب بزرگ با نزدیکترین ساحل ایران (جزیره قشم) در حدود 25 کیلومتر فاصله دارد، در حالیکه فاصله راس الخیمه تا این جزیره حدود 70 کیلومتر است. تنب کوچک در 13 کیلومتری غرب جزیره تنب بزرگ قرار دارد و فاصله آن با نزدیکترین ساحل ایران (بندر لنگه) 37 کیلومتر است. تنب کوچک در آن زمان تقریبا فاقد سکنه بود. سکنه تنب بزرگ در زمان بازپس گیری حدود 300 نفر بوده و جمعیت ابوموسی نیز از 700 نفر تجاوز نمی کرد. ابوموسی که از تنبها بزرگتر است و شاید دو برابر تنب بزرگ باشد، در فاصله 96 کیلومتری ایران قرار دارد و علاوه بر داشتن ذخایر نفتی، دارای خاک سرخ است که امتیاز آن را یک کمپانی انگلیسی در دست داشت.

تصویر 1- موقعیت جغرافیایی جزایر سه گانه

امروزه که دو سوم نفت مورد نیاز صنایع اروپای غربی باید از تنگه هرمز بگذرد، اهمیت این جزایر بیش از پیش روشن می شود و کافی است که یک دولت بر این جزایر دست یابد و راه صدور نفت را از خلیج فارس ببندد تا دولتهای غربی را با چالشی جدی مواجه سازد. بنابراین این سه جزیره دارای اهمیت استراتژیک و نظامی شایانی هستند.

زمینه آزاد سازی جزایر و شرح وقایع قبل از آن

همانطور که در بالا ذکر گردید، دولت ایران در زمان سلطنت رضاشاه با اعزام قوای نظامی به آن جزایر قصد آزاد سازی جزایر را داشت که در آن مقطع، دولت انگلیس اطمینان داد که این مشکل را حل خواهد کرد و با بروز جنگ جهانی دوم این اقدام ایران بی نتیجه ماند.
در سال 1347 دولت بریتانیا اعلام کرد که تا سال 1350 نیروهای خود را از خلیج فارس بیرون خواهد برد. از این تاریخ، مذاکرات بین دولتهای ایران و بریتانیا در مورد جزایر مذکور به طور جدی آغاز شد و به مدت 3 سال ادامه داشت.
درگیریهای تبلیغاتی ایران و انگلیس در رسانه های گروهی، در ماههای قبل از آغاز عملیات آزادسازی جزایر سه گانه بالا گرفت. طی این مدت دولت ایران شروع به اعمال فشار به بریتانیا کرد و حتی شاه اعلام کرد که برای اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه در صورت لزوم به زور متوسل خواهد شد. حتی جهت قوت بخشیدن هر چه بیشتر بر این تهدید به نیروهای مسلح شاهنشاهی دستور شلیک به هواپیماهای بریتانیا را که بر فراز ناوگان دریایی ایران به ویژه در اطراف جزایر سه گانه پرواز کنند، صادر کرد.
در تاریخ 19/2/1350 به دنبال پرواز هواپیماهای انگلیسی و انجام عملیات تهدیدآمیز بر فراز ناوهای نیروی دریایی ایران، دولت ایران شدیداً به انگلیس اخطار کرد که در صورت ادامه تحریکات هوایی در خلیج فارس، ناوهای جنگی ایران به هواپیماهای مزاحم انگلیس شلیک خواهند کرد. انگلستان هم در مقابل اعلام کرد که هواپیماها مسلح نبودند؛ ولی توضیح نداد که هدف این کشور از این عملیات خصمانه چه بوده است.

شرح عملیات آزادسازی جزایر سه گانه

در ساعت شش و پانزده دقیقه بامداد روز 9 آذر 1350 (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند. اولین پرچم ایران پس از گذشت کمتر از 35 دقیقه از آغاز عملیات بر اولین جزیره افراشته شد و راس ساعت 8 صبح در هر سه جزیره پرچم ایران همزمان با شلیک 21 گلوله توپ برافراشته گردید.

آزادسازی سازی جزیره ابوموسی

در جزیره ابوموسی، نیروهای پیاده شونده وابسته به گردانهای ساحلی، راس ساعت 6:15 صبح به وسیله یک فروند هاور کرافت BH.7 در قسمت غربی جزیره پیاده شده و بلافاصله به سوی نقاط حساس پیشروی کردند و در ساعت 6:50 صبح کلیه نقاط حساس و ارتفاعات تصرف شد. افسران و درجه داران و سربازان ایرانی به محض پیاده شدن در جزیره ابوموسی، پرچم ایران را بر فراز کوه حلوا که مرتفعترین نقطه اوبوموسی است، برافراشتند. در حین اجرای عملیات یک فروند هلیکوپتر از بالا دیده بانی نقاط حساس جزایر را بر عهده داشت. در ساعت 6:30 صبح هواپیماهای شکاری نیروی هوایی شاهنشاهی ایران برای پشتیبانی از نیروهای عمل کننده بر فراز جزیره نمایان شدند. در ساعت 7:15 دریادار عباس رمزی عطایی جهت ملاقات با شیخ صقر از شارجه به جزیره عزیمت کرد و در ساعت 7:30 بلافاصله در منطقه ملاقات، پرچم ایران برافراشته شد.

تصویر 2- یک فروند هاورکرافت BH.7 نیروی دریایی ایران

 

تصویر 3- استقبال هم میهنان از پرسنل نیروی دریایی ایران پس از آزاد سازی ابوموسی

 آزاد سازی تنب بزرگ و کوچک

در جزیره تنب بزرگ در ساعت 6 بامداد هلیکوپترهای نیروی دریایی اعلامیه هایی مبنی بر عدم مقاومت روی دهکده و ساختمان پلیس پخش و در ساعت 6:15 پنج فروند هواناو SRN-6 در سه کرانه شمالی، جنوب شرقی و جنوب غربی، نیروهای کماندویی و گردانهای ساحلی را پیاده کردند. عملیات در این سه کرانه به ترتیب توسط ناو کهنمویی ، ناوچه پروین و ناو میلانیان و یک فروندBell-205  از هلیکوپتر های رزمی پشتیبانی می شد و در ساعت 6:35 جتهای نیروی هوایی نیز به روی جزیره ظاهر شدند.

تصویر 4- ناو میلانیان

یکی از هاورکرافتهای حامل کماندو ها از شمال جزیره و 4 فروند از دو نقطه جنوب شرقی و غربی یک یک با پیاده کردن نیروها از هواناو در 4 گروه به سمت ارتفاعات دو جزیره پیشروی می کنند و در ابتدا با هیچگونه مقاومتی برخورد نمی کنند تا اینکه گروهی به فرماندهی سروان پیاده سوزنچی به مقابل مدرسه و پایگاه پلیس می رسند. در این زمان یکی از افراد بدون اسلحه به پاسگاه اعزام می شود، تا پلیسها تسلیم گردند. دو نفراز پلیسها بدون اسلحه از پاسگاه بیرون می آیند. سروان سوزنچی فرمانده گروهان و مهناوی یکم حبیب الله کهریری بیسیم چی گروهان و دو نفر ناوی آیت الله خانی و علی قربان روزبهانی آنها را دیده و در پوشش سایر افراد گروه که درازکش بودند به سمت پاسگاه پلیس می روند. در 8 قدمی درب پاسگاه از داخل پاسگاه با مسلسل 21 به آنها تیراندازی می شود و در نتیجه سروان پیاده سوزنچی و مهناوی یکم حبیب الله کهریری و ناوی آیت الله خانی شهید و ناوی وظیفه علی قربان روزبهانی مجروح می شود.
در این موقع سربازان نیز به تیراندازی پلیسها جواب می دهند و در نتیجه آن، 4 پلیس کشته و 5 نفر از آنها مجروح می شوند. در همین حال گروه دوم به سمت پاسگاه پلیس پیشروی می کنند و برای کمک یک هلیکوپتر حامل مسلسل نیز بلند می شود که به علت نزدیک بودن نفرات دو طرف نمی تواند از مسلسل استفاده کند. در این هنگام ناو سروان شفیق با ناخدا سوم خزعل توسط هلیکوپتر از جزیره ابوموسی به تنب می آیند و با استفاده از دیواره ساختمان و با شهامت ناوسروان شفیق و ناخدا خزعل به پشت پاسگاه رفته و از در عقب پاسگاه وارد می شوند و افراد پاسگاه را که مدام تیر اندازی می کردند، وادار به تسلیم می کنند. از نقاط مختلف خانه های دهکده نیز تیر اندازیهای پراکنده به سوی نیروهای ایرانی انجام می شود که منجر به تلفاتی نمی شود.
پس از سقوط پاسگاه، پرچم ایران با احترام نظامی در مقابل پاسگاه و مدرسه برافراشته شد. زخمی شدگان به وسیله برانکارد و پس از انجام کمکهای اولیه، با هلیکوپتر به بیمارستان شیر و خورشید سرخ بندرلنگه اعزام شدند. پس از سقوط پاسگاه، نیروهای ایرانی تمامی سلاحهای موجود در پاسگاه و خانه های مردم را جمع آوری کردند و بدین ترتیب عملیات آزادسازی جزیره تنب بزرگ کامل شد.

تصویر 5- افسران نیرویی دریایی ارتش ایران در میان مردم جزیره ابوموسی

 


تصویر 6- تیمسار دریابد فرج الله رسایی (فرمانده وقت نیروی دریایی) در جزیره ابوموسی پس از آزاد سازی

در ساعت 10 صبح، دریاسالار کمال الدین میرحبیب اللهی و عکاسان و فیلمبرداران وارد جزیره شدند و اندکی پس از اتمام عملیات، امیر عباس هویدا، نخست وزیر وقت، طی نطقی بازگشت جزایر ایرانی را به آغوش میهن اعلام کرد. مجلس شورای ملی همان روز پس از استماع گزارش امیر عباس هویدا، با دادن رای اعتماد به او بر اقدام نیروی دریایی صحه گذارد.
بلندپایه ترین افسر عملیات آزادسازی جزایر، سرهنگ صولتی بود. شهدای این عملیات عبارت بودند از: سروان رضا سوزنچی کاشانی، مهناوی یکم حبیب الله سولکی کهریری و ناوی آیت الله خانی. روانشان شاد و یادشان در درازنای تاریخ این سرزمین جاویدان باد

 

 ----------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1- دریابد فرج الله رسایى (متولد 1287 در بندر انزلی) در سال 1308 به عنوان دانشجوى افسرى وارد نیروى دریایى ایران شد. رسایى به همراه گروهی از افسران جوان براى تحصیل به ایتالیا اعزام شد و پس از پایان تحصیل در آکادمى نیروى دریایى ایتالیا به همراه ناوهاى خریدارى شده از ایتالیا (ناوهای ببر و پلنگ و کشتیهای سیمرغ، شاهرخ، شهباز و چند یدک کش و کشتی دیگر) به ایران بازگشت و در مراسم رسمى تاسیس نیروى دریایى نوین ایران که در حضور رضاشاه صورت مى گرفت، شرکت داشت و با درجه ستوان دومى به خدمت در نیروى دریایى ایران مشغول شد.

وی پس از تصدی سمتهای مختلف لشکری و کشوری، در سال  1339 با درجه سرلشکری به فرماندهی نیروی دریایی ایران رسید و مدت دوازده سال این مسئولیت را بر عهده داشت. عملیات آزادسازی جزایر سه گانه خلیج فارس در زمان فرماندهی وی بر نیروی دریایی صورت گرفت. وی در تیر ماه سال 1351 از خدمت در ارتش بازنشسته شد و دریادار رمزى عطایى جانشین او گردید. دریابد رسایی پس از بازنشستگی از ارتش تا زمان پیروزی انقلاب به مدت ۵ سال در مجلس سنا عضویت داشت. این امیر شریف و خوشنام ارتش ایران در سن ۹۳ سالگى در آذر ماه سال 1381 در کشور آمریکا درگذشت. دریابد رسایی از احترام خاصی میان ارتشیان و کسانی که او را می شناختند، برخوردار بود و درستی و پاک بودنش مورد تایید همه همکارانش قرار داشت.

2- دریادار عباس رمزی عطایی، فرمانده ناوچه ای بود که در سال 1348 خط بطلان بر ادعای واهی عراق در خصوص حاکمیت بر دو سوی اروند رود کشید. در 26 فروردین سال ۱۳۴۸  معاون وزارت خارجه عراق، سفیر ایران در بغداد را احضار می کند و می گوید: «دولت عراق شط العرب را جزئی از قلمرو خود می داند و از دولت ایران تقاضا می کند کشتیهایی که پرچم ایران را در این شط در اهتزاز دارند آن را پایین بیاورند و اگر از افراد نیروی دریایی کسی در کشتی باشد، خارج شود و الا ماموران دولت عراق، ماموران نیروی دریایی ایران را با توسل به زور از کشتی خارج می کنند و در آتیه هم اجازه نخواهند داد کشتیهایی که مقصد آنها ایران است، وارد شط العرب شوند.»

در پی تهدیدات عراق مبنی بر حمله به هر کشتی ایرانی در اروندرود که پرچم عراق را برنیفراشته باشد، ایران درصدد برآمد تا پاسخ قاطعی به این گزافه گویی دهد. در رورهای دوم و پنجم اردیبهشت ۱۳۴۸ دو کشتی ایرانی ابن سینا و آریافر با پرچم ایران و با اسکورت یک فروند ناوچه ایرانی به فرماندهی ناخدادوم عباس رمزی عطایی و پشتیبانی نیروی هوایی، مسافت 90 مایلی اروندرود را طی و بدون کوچکترین حادثه ای به خلیج فارس رسیدند. ناخدا دوم عطایی گفته بود: "من روی عرشه می ایستم و سلام می دهم و تا انتهای اروند می روم تا ببینم چه کسی مانع من می شود." در نهایت عراقیها که آن همه تهدید کرده بودند، جرات نشان دادن هیچ واکنشی نیافتند و کشتیها به سلامت از اروند گذشتند.

ناخدا دوم عطایی با نشان دادن این شهامت، پس از بازنشستگی دریابد رسایی در تیرماه 1351 با دو درجه ترفیع به دریاداری ارتقا یافت و به فرماندهی نیروی دریایی ارتش منصوب شد. وی در عین جوانی و کم تجربگی، فردی جاه طلب بود و درگیر مفاسد اقتصادی شد. سرانجام وی در دی ماه 1354 به دلیل فساد گسترده مالی و سوء مدیریت، از فرماندهی نیروی دریایی عزل و از درجه دریابانی به ناخداسومی تنزل درجه داده شد و دریابان میر حبیب اللهی به جانشینی او منصوب شد.

3- دریاسالار کمال الدین میرحبیب اللهی (متولد 1 فوریه 1930 در آستارا) افسری باهوش و دارای خصوصیات عالی بود و طی عهده داری سمتهای مختلف، نشانه هایی از قدرت فرماندهی نشان داده بود. اغلب این سمتها فرماندهی کشتی بوده اند. وی که در زمان آزادسازی جزایر سه گانه ایرانی از امرای بلندپایه نیروی دریایی محسوب می شد، به عنوان یکی از شایسته ترین فرماندهان نیروی دریایی مورد احترام عمیق همکارانش بود. 

او در سال 1969 رئیس ستاد نیروی دریایی گردید و در سال 1970 درجه دریاداری گرفت و در ماه مه 1972 فرماندهی پایگاه دریایی بوشهر به وی واگذار گردید. وی از اکتبر 1972 تا ژانویه 1976 فرمانده ناوگان خلیج فارس بود و در سال 1974 درجه دریابانی گرفت.

حبیب اللهی در جریان تغییرات وسیع در نیروی دریایی در 7 ژانویه 1976 (مصادف با دی ماه 1354) و پس از عزل دریادار رمزی عطایی، به فرماندهی نیروی دریایی شاهنشاهی رسید و تا زمان وقوع انقلاب اسلامی این سمت را حفظ کرد. وی در ژانویه 1978 به دریاسالاری ارتقا یافت. پس از پیروزی انقلاب، حبیب اللهی در 13 فوریه 1979 (25 بهمن 1357) اطلاع یافت که از فرماندهی نیروی دریایی برکنار شده است و دریادار مدنی جانشین وی خواهدشد. وی در روز 24 ژوئیه 1979 از ایران خارج شد و به ترکیه و سپس آلمان و از آنجا به آمریکا رفت.

 __________________________________________________________

تذکر: هرگونه بازنشر این مقاله منوط به ذکر منبع (newcoy.persianblog.ir) می باشد. 

 

تخصص عبارت است از توانایی شما در بكار بستن استعدادتان آن هم در قسمتی حیاتی كه برای كمپانی شما یا مشتریانتان ارزشمند است. انتخاب این قسمت كه در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار را تعیین كننده است. شما در چه زمینه‌ای تخصص و مهارت دارید؟
 
چهار كلید موفقیت شغلی وجود دارد كه می‌تواند شما را به شخص با ارزش تری تبدیل كند، توانایی‌های شما را مؤثرتر عرضه می‌كنند و شما را در حرفه خود با سرعت بیشتر به موفقیت برساند.

سایتی در این مورد نوشته است : تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمركز چهار كلید موفقیت شغلی هستند.

1 ــ تخصص
تخصص عبارت است از توانایی شما در بكار بستن استعدادتان آن هم در قسمتی حیاتی كه برای كمپانی شما یا مشتریانتان ارزشمند است. انتخاب این قسمت كه در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار را تعیین كننده است. شما در چه زمینه‌ای تخصص و مهارت دارید؟

2 - تمایز
 تمایز عبارت است از این كه چگونه خود را در یك یا چند زمینه كه تخصص دارید یا كارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید. توانایی شما در متمایز كردن خود براساس كیفیت كار بالا بسیار مهم و كانون فعالیت شغلی شماست. همانطور كه یك سازمان باید حداقل در یك زمینه برتری داشته باشد تا رونق لازم را پیدا كند، شما هم به عنوان یك فرد باید حداقل در یك زمینه كاری برتر باشید.

اگر از كارفرما یا كارمندان شما درباره شما بپرسند: « برتری او در چه زمینه ای است؟ » آنها چه جوابی در مورد شما خواهند داد؟ در كدام قسمت كار شما برجسته هستید؟ چه كاری را بهتر از هر كسی انجام می دهید؟ چه كاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می‌شود.

اگر تاكنون در حرفه خود یك زمینه را مشخص نكرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام كنید. به توانایی خود و احتیاجات سازمان و مشتریان خود توجه داشته باشید چگونه باید باشد؟ چگونه می توانست باشد؟ نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته در حرفه خود چیست؟
 
چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یك زمینه كاری اندازه می‌گیرید؟ این اندازه‌گیری استاندارد شما را برای كارایی نشان می‌دهد. بهترین بودن در یك زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما كمك می‌كند.

3 - تقسیم بندی
تقسیم بندی عبارت است از توانایی شما در مشخص كردن افراد و سازمانهایی كه سود بیشتری برای شما دارند. نحوه كار بدین صورت است كه شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم‌گیری می‌كنید.اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.

4 - تمرکز
تمركز عبارتست از توانایی شما در تمركز ذهنی برای روی خدماتی است كه برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد.

این چهار استراتژی ( تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمركز ) نقطه كانونی حیاتی برای رسیدن به دستاوردهای فوق‌العاده در سازمان و حرفه شماست.

از خود بپرسید: « كدام مهارت است كه اگر آن را در خود تقویت كنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می‌گذارد؟ پاسخی كه به این سؤال می‌دهید را به عنوان یك هدف بنویسید و برای آن یك ضرب العجل تعیین كنید. برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این كلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است.