زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت.

از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟

قرآن.

- از کجای قرآن؟

- انا فتحنا….

نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.

سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن اباکرد.

نادر گفت: چر ا نمی گیری؟

گفت: مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای.

نادر گفت: به او بگو نادر داده است.

پسر گفت: مادرم باور نمی‌کند.

می‌گوید: نادر مردی سخاوتمند است. او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد.

حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.

از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد.
 

کادیلاک اختصاصی رئیس جمهور آمریکا هیولا نام دارد.
 ضخامت بدنه این خودروی ضد گلوله ۱۰۰ میلیمتر با چرخ‌های ضدپنچری ا‌ست. درهای این خودرو به سنگینی درهای یک بوئینگ ۷۵۷ است.

پنجره راننده خودرو، فقط ۷ سانتیمتر پایین می‌آید و مخزن سوخت آن ضد انفجار و چکه است. همه خودرو با پوشش ضد حملات بیوشیمیایی پوشانده و برای مقابله با تهدیدهای غیرمنتظره تجهیزات شلیک گاز اشک‌آور و تولید دود برای این خودرو فراهم شده است؛ افزون بر این، یک مخزن اکسیژن اضطراری و یک بانک خون کوچک همراه با نمونه‌ای از خون اوباما برای تزریق اضطراری در خودرو رئیس‌جمهوری آمریکا جاسازی شده است.




 


 
1 ـ مخزن سوخت: این بخش به صورتی تقویت شده و جوش داده شده که به دلیل قرارگیری مواد آتش‌زا در درون (بنزین) در برابر ضربه و صدمه مقاومت می‌کند.

2 ـ ردیف صندلی‌های عقب: در این بخش، چهار صندلی با پارتیشن شیشه‌ای از ردیف جلو جدا شده‌اند و تنها رییس‌جمهور می‌تواند با فشردن کلید مخصوص، شیشه را پایین آورد.

3 ـ درهای ضد گلوله کادیلاک لیموزین 20 سانتی متر ضخامت.

4 ـ راننده خودروی شماره یک ایالات متحده که توسط سازمان cia دوره‌های خاصی گذرانده است.

5 ـ شیشه راننده تنها 7 سانتی متر باز می‌شود تا راننده بتواند برای پرداخت عوارض ـ که حتی برای رئیس‌جمهور استثنا قایل نمی‌شود ـ و مکالمه با گاردی‌های ویژه اقدام کند.

6 ـ بدنه ترکیبی از استیل، آلومینیوم و تیتانیوم و سرامیک.

7 ـ کابین راننده: در این بخش همه چیز استاندارد است.

8 ـ صندوق بار: نگهدارنده مخزن اکسیژن و سیستم خاموش کردن آتش خودکار.

9- امکانات و قیمت: بها؛ 300 هزار پوند/ پیشرانه 6.5 لیتری دیزل / حداکثر سرعت: 96 کیلومتر.

10 ـ صندلی عقب: امکان استفاده از لپ تاپ، رایانه wi-fi، تلفن با قابلیت اتصال به ماهواره و خط ویژه رئیس‌جمهور برای برقراری تماس با پنتاگون.

11 ـ لوازم دفاعی: اسلحه دید در شب و دوربرد به همراه گاز اشک‌آور و کیسه خون گروه خونی رئیس‌جمهور.

12 ـ شاسی برگرفته از استیل تقویت شده با ضخامت 12.7 سانتی متر.

13 ـ تایرها از کولار تقویت شده که پنچر نمی‌شود.

 

مشرق: دور بودن از تلفن همراه به معنای قطع رابطه با دیگران نیست بلکه باعث می‌شود تا بیشتر به محیط اطراف خود اهمیت دهید. وجود موبایل باعث شده است تا ماخود را تنها به وسیله آن در ارتباط با دیگران ببینیم اما سخت در اشتباه هستیم زیرا این دستگاه تنها باعث ایجاد فاصله بین افراد شده است.

در اینجا سعی داریم تا با ارائه راه‌هایی شما را در ترک این اعتیاد کمک کنیم:
 
 زنگ خور خود را کاهش دهید
شما در ابتدا باید تعداد پیامک‌ها یا زنگ‌هایی که به گوشیتان می‌رسد را کاهش دهید زیرا این کار باعث می‌شود تا کمتر به سمت گوشی خود بروید و آن را تنها یک وسیله ارتباطی در موارد ضروری بدانید. شما می‌توانید با مراجعه به مخابرات درخواست کنید تا دیگر پیامک تبلیغاتی برای شما ارسال نشود.
 
برای مثال اگر شما یک دانش آموز هستید این کار باعث می‌شود تا کمتر به سمت موبایل خود جلب بشوید و بیشتر به درس خود بپردازید.
 
خودتان را محدود کنید
این روز‌ها همه افراد گوشی‌های خود را همیشه در دست دارند و حتی شب‌ها آن را زیر سر خود می‌گذارند. این کار نه تنها از نظر پزشکی مضر است بلکه باعث شده تا شما حتی یک لحظه هم دوری موبایلتان را نپذیرید.
 
شما باید استفاده خود را از این وسیله محدود کنید. تنها وقتی از آن استفاده کنید که نیاز به زنگ زدن داشته باشید. برای مثال شما می‌توانید: بازی‌های گوشیتان را پاک کنید یا از سیستم اینترنتی آن کمتر استفاده کنید، چه لزومی دارد که شما شب‌ها اخبار را از اینترنت بگیرید، اینترنت را قطع کنید و تنها به گوشی خود به عنوان یک وسیله ارتباطی ساده نگاه کنید.
 
موبایل تلفن است نه چیز دیگر
چرا همیشه سعی می‌کنید تا به صفحه گوشی خود نگاه کنید با اینکه می‌دانید که هیچ تماس یا پیامی نداشته‌اید. برای مثال به جای چک کردن اخبار بر روی گوشی خود، خواندن روزنامه را امتحان کنید.
 
وقت خالی داشته باشید
ما به شما پیشنهاد می‌دهیم تا اصلا به دنبال چک کردن پیامک‌ها یا تماس‌های رد شده در هنگام آماده شدن برای خواب نباشید. سعی کنید تا این عادت را که هر چند دقیقه یکبار به صفحه نمایش موبایلتان نگاه می‌کنید را ترک کنید. برای مثال هنگامی که با دوستان خود به تفریح رفته‌اید سعی کنید تا به موبایل خود بی‌اهمیت باشید و به جای آن بیشتر با دوستانتان صحبت کنید.
 
به دیگران بگویید
این کار‌ها را می‌توانید به دوستان خود نیز پیشنهاد بدهید و این امر باعث می‌شود تا بیشتر یکدیگر رابینید و به مرور زمان این گوشی تلفن همراه تنها به عنوان یک تلفن برای شما کاربرد داشته باشد. شما حتی می‌توانید به آن‌ها بگویید تا در زمان مشخصی با شما تماس بگیرند.
 

اگر حوصله بیرون رفتن ندارید، کنار بخاری یا شومینه لم دهید. چای دم کنید و آن را در حالی که یک فیلم کمدی رمانتیک یا یک فیلم قدیمی نگاه می‌کنید با کاکائوی تلخ ۷۰ درصد بنوشید!

افسردگی عصر جمعه تقریبا نوعی احساس شایع است که آمار نشان می‌دهد میزان آن در زنان بسیار بیشتر از مردان است. افسردگی عصر جمعه دو دلیل اساسی دارد:

۱- شنبه آغاز روز کاری است.

۲- چنان که باید و شاید از روز تعطیل خودمان بهره نبرده‌ایم.

دلیل این افسردگی هر چیز دیگری هم که باشد هیچ فرقی نمی‌کند چون آن را به راحتی می‌توان از بین برد؛ به شرط آنکه این موضوع را باور کنید که عصر جمعه نیز بخشی از یک روز تعطیل است و شما می‌توانید از آن بهره ببرید. توصیه می‌کنیم هر هفته جمعه بعدازظهر یکی از پنج راه پیشنهادی زیر را انجام بدهید:

۱) بروید سینما

سانس ۶ بهترین گزینه است؛ چون شما می‌توانید پس از آن بدون آنکه خیلی دیر شده باشد به خانه بازگردید. شام بخورید و سر ساعت بخوابید تا صبح شنبه خواب نمانید. پس یک فیلم خوب پیدا کنید تا پس از اتمام آن به خاطر پول بلیتی که برای دیدن آن داده‌اید به خودتان ناسزا نگویید، بعد به تنهایی، همراه با همسرتان یا با خانواده‌تان به سینما بروید. کمتر کسی پیدا می‌شود که از سینما رفتن در روز جمعه لذت نبرد.

۲) ‌ بروید رستوران

می‌توانید حوالی ساعت ۵ با یکی از دوستانتان قرار بگذارید و برای صرف شام یا یک نوشیدنی به رستوران یا کافی‌شاپ بروید و اوقات خوشی را بگذرانید. به این ترتیب خستگی از تن شما بیرون می‌رود و شنبه صبح را با خاطره خوشی آغاز می‌کنید البته به این نکته توجه کنید که حتما دوستی را برای بیرون رفتن انتخاب کنید که باب دلتان است. افراد افسرده یا کسانی که مدام دیگران را مسخره می‌کنند تنها سبب آزردگی شما می‌شوند.

۳) اگر اهل آشپزی هستید، مهمانی بدهید

اگر از آشپزی لذت می‌برید، ایده بدی نیست که یک یا چند تن از دوستانتان را به منزلتان دعوت کنید تا شام را با هم صرف کنید. به این ترتیب با گپ و خنده عصر جمعه شما نیز پایان خواهد یافت اما مراقب باشید مهمانیتان تا ساعت دو نیمه شب طول نکشد، در این صورت خسته به رخت‌خواب می‌روید و صبح حال بلند شدن نخواهید داشت.

۴) اگر اهل خانه ماندن‌ هستید، چای و کاکائو و فیلم را فراموش نکنید

اگر حوصله بیرون رفتن ندارید، کنار بخاری یا شومینه لم دهید. چای دم کنید و آن را در حالی که یک فیلم کمدی رمانتیک یا یک فیلم قدیمی نگاه می‌کنید با کاکائوی تلخ ۷۰ درصد بنوشید! تحقیقات فراوانی ثابت کرده است کاکائو، گرما و احساسات خوب سبب از بین رفتن افسردگی می‌شوند.

۵) دوش بگیرید

اگر نه اهل رستورانید، نه سینما و نه چای و کاکائو، بهترین راه‌حل یک حمام گرم با مقدار فراوانی کف و صابون است. توجه داشته باشید که گفتم حمام گرم نه داغ و پر از کف چون کف و صابون آرام‌بخش است. اگر وان دارید بهتر است درون آن بخوابید و موسیقی آرامش‌بخشی روشن کنید و در حالی که سرتان را در محل راحتی گذاشته‌اید، چشمانتان را ببندید و به خوبی‌های زندگیتان فکر کنید!

مطمئن باشید اگر این جمعه یکی از همین راه‌ها را امتحان کنید، صبح شنبه حس خوبی خواهید داشت. از تمام لحظات روز جمعه‌تان تا آخرین دقایق بهره ببرید و اجازه ندهید ساعات خوشبختیتان بی‌دلیل هدر شوند.

توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند.

این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : "
دربـــــــــــــــــست " .
نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود.

به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و ... .

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات  بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به
عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره می کنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر می دوونند !

مسافر : نوش جونش!

راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر : نوش جون کسی که 3000 میلیاردتومن خورده!

راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر : نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !

مسافر : خب آقا جان راضی نیستی نخر! لاستیک نخر ...

راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم. وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده
میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که
انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه.

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن
کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم.
راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و
یه سکه 50 تومنی به راننده دادم .
راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو
باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ... .
همه کنار گود ایستاده ایم و می گوئیم لنگش کن !

کشور پادشاهى دانمارک در صدر اين گزارش قرار دارد و بر اساس پژوهش هاى انجام شده، شادترين مردم دنيا در دانمارک زندگى مى کنند.

مجله اقتصادى "فوربس" مردم ‌10 کشور جهان را به عنوان شادترين ساکنان اين کره خاکى اعلام کرد.

يکى از معيارهاى انتخاب اين ‌10 کشور به عنوان شادترين کشورها در جهان، ميزان توليد ناخالص داخلى در اين کشورها بوده است. کارشناسان مجله اقتصادى "فوربس" طى تحقيقات خود اعلام کردند که ساکنان 10 کشور جهان، جزو شادترين و خوشحال‌ترين مردم روى کره زمين به شمار رفته و با توجه به بحران اقتصادى رو به رشدى که جهان را در بر گرفته، مردم اين ‌10 کشور باز هم شاد هستند.

 
نمايى از ساختمان فوربس (Forbes) در نيويورک
 
بنابر گزارش رسمى مجله "فوربس"، کشورهاى دانمارک، فنلاند و هلند در صدر اين ليست قرار داشته و پس از آن سوئد، ايرلند، کانادا، سوئيس، نيوزلند، نروژ و بلژيک به ترتيب در رده‌هاى بعدى قرار دارند.

اين در حاليست که بر اساس گزارش مجله فوربس، ميزان رضايتمندى مردم از زندگى در دانمارک 90.1 درصد، فنلاند 85.9 درصد، هلند 85.1 درصد، سوئد 82.7 درصد، ايرلند 81.1 درصد،‌ کانادا ‌78 درصد ، سوئيس 77.4 درصد، نيوزلند 76.7 درصد، نروژ 76.5 درصد و در بلژيک 76.3 درصد است.

گفتنى است، يکى از معيارهاى انتخاب اين ‌10 کشور به عنوان شادترين کشورها در جهان، ميزان توليد ناخالص داخلى در اين کشورها بوده است، چرا که به عنوان مثال دانمارک با داشتن ‌68 هزار دلار توليد ناخالص داخلى در سال ‌2009 ميلادى به عنوان اولين کشور در صدر قرار گرفته است. يکى ديگر از معيارها، ميزان ساعت کارى در هفته است، به طورى که در کشورهاى اسکانديناوى مردم کمتر از ‌37 ساعت در هفته کار مى‌کنند، ولى در کشورهايى نظير چين مردم بيش از ‌47 ساعت در هفته کار مى‌کنند، اما همچنان از زندگى مى‌نالند و از نوع زندگى خود ناراضى هستند.

علاوه بر اين، ميزان نرخ بيکارى در کشورهايى نظير دانمارک دو درصد، در نروژ 2.6 درصد و در هلند 4.5 درصد است اما اين ميزان بر اساس اعلام وزارت کار آمريکا در اين کشور هم اکنون ‌9 درصد تخمين زده شده است. به همين دليل گفته مى‌شود که اين ‌10 کشور جزو بهترين و شادترين مناطق روزى زمين به شمار مى‌روند و ميزان طول عمر مردم در اين ‌10 کشورها ، ‌85 تا ‌90 سال است.



1. دانمارک "Denmark"
 

ميزان رضايتمندى مردم از زندگى: 90.1
خشنودى پيش بينى شده با زندگى آينده: 92.3
ميزان توليد ناخالص داخلى در سال 2009: $68,362
نرخ بيکارى: 2%

کشور پادشاهى دانمارک در صدر اين گزارش قرار دارد و بر اساس پژوهش هاى انجام شده، شادترين مردم دنيا در دانمارک زندگى مى کنند. دانمارک در حدود 5.5 ميليون نفر جمعيت دارد و درصد فقر در اين کشور بسيار ناچيز است. براحتى ميتوان فهميد که چرا دانمارک شادترين مردم جهان را دارد چرا که سطح آموزش و پرورش در اين کشور بسيار بالاست. مدارس از کيفيت بالاى آموزشى برخوردارند و ميزان شهريه مدارس خصوصى با توان مالى مردم سازگار است و مردم اين کشور هم از درآمد خوبى برخودار هستند. دانمارک با کشورهاى آلمان، سوئد و نروژ هم مرز است. متوسط عمر افراد در حدود 78 سال ميباشد. در آمد سرانه مردم دانمارک 34.600 دلار در سال است. دانمارک از دموکراسى، برابرى اجتماعى و محيط صلح آميزى برخوردار و کشورى شکوفا و آباد است.



2. فنلاند "Finland"
 
 
ميزان رضايتمندى مردم از زندگى: 85.9
خشنودى پيش بينى شده با زندگى آينده: 88.0
ميزان توليد ناخالص داخلى در سال 2009: $55,344
نرخ بيکارى: 6.4%

از نظر روحيه شاد و سطح زندگى مردم فنلاند در رده دوم جهان قرار دارند. داراى 5.200.000 نفر جمعيت است و متوسط طول عمر افراد 79 سال و درآمد سرانه مردم اين کشور 30.900 دلار است. داراى مرز مشترک با سوئد، روسيه، استونيا و نروژ ميباشد. اين کشور از نظر استاندارد هاى بهداشت و پزشکى و آسايش مردم در سطح بسيار بالايى قرار دارد و فقر در اين کشور تقريبا قابل ذکر نيست.



3. هلند "Holland"

ميزان رضايتمندى مردم از زندگى: 85.1
خشنودى پيش بينى شده با زندگى آينده: 88.2
ميزان توليد ناخالص داخلى در سال 2009: $55,453
نرخ بيکارى: 4.5%

هلندى ها نيز سومين رده از اين ليست را به خود اختصاص داده اند. حکومت هلند پادشاهى مشروطه‌است که در آن شاه يا ملکه نقشى در سياست ندارد و تنها نماد ملى است. هلند در واقع يک دلتاى سرسبز است که رودخانه‌هايى چون راين از ميان آن مى‌گذرد. از اين رو هلند کوه ندارد و ارتفاع بلندترين تپه در جنوب اين کشور ۳۲۲ متر بيشتر نيست.



4. سوئد "Sweden"
 
ميزان رضايتمندى مردم از زندگى: 82.7
خشنودى پيش بينى شده با زندگى آينده: 85.6
ميزان توليد ناخالص داخلى در سال 2009: $54,908
نرخ بيکارى: 6.4%

مردم سوئد چهارمين کشور شاد و سرزنده جهان هستند. داراى 9 ميليون جمعيت و متوسط طول عمر 81 سال و درآمد سرانه افراد اين کشور 28.900 دلار ميباشد. اين کشور ماليات بسيار بالايى از شهروندان خود دريافت ميکند اما در عوض يکى از بهترين سيستم هاى سلامتى و بهداشت در اروپا را داراست. مزاياى دريافتى و کار و شرايط مناسب آن خنده بر لبان شهروندان سوئدى ميآورد. مردم اين کشور براستى از آزاديها و حقوق قانونى برخوردارند. مردم عادى اين کشور در صورت تمايل ميتوانند نامه هاى رسمى نخست وزير را ببينند! سوئد با کشورهاى دانمارک، نروژ و فنلاند هم مرز است.



5. ايرلند "Ireland"

ميزان رضايتمندى مردم از زندگى: 81.1
خشنودى پيش بينى شده با زندگى آينده: 91.4
ميزان توليد ناخالص داخلى در سال 2009: $63,788
نرخ بيکارى: 6.2%

ايرلندى ها پنجمين کشور شاد جهان هستند. ايرلند با 4 ميليون جمعيت و متوسط عمر 78 سال و درآمد سرانه 41.000 دلار در سال و اقتصاد کاملا باز و سيستم آموزشى بسيار بالا و سطح زندگى قابل مقايسه با استانداردهاى اروپايى، توانسته است که آسايش و آرامش و شادى را به مردم کشورش به ارمغان بياورد. مشکل مسکن وجود ندارد و درجه فقر و بيکارى بسيار پائين است. متوسط طول عمر افراد 80 سال و در آمد سرانه مردم اين کشور 35.700 دلار ميباشد.



6. کانادا "Canada"
 
ميزان رضايتمندى مردم از زندگى: 78.0
خشنودى پيش بينى شده با زندگى آينده: 87.3
ميزان توليد ناخالص داخلى در سال 2009: $46,799
نرخ بيکارى: 6.1%

کانادايى ها در رده ششم قرار دارند و داراى 33 ميليون جمعيت و متوسط عمر 80 سال و درآمد سرانه 34.000 دلار که خود نشان از آرامش و آسايش است. کانادا داراى سيستم بهداشت و پزشکى فوق العاده بالايى ميباشد و درصد جرائم در اين کشور بسيار پائين است. کانادا از نظر استاندارد زندگى در رده 3 کشور بالاى رده بندى جهانى قرار دارد.



7. سوئيس "Switzerland"
 
ميزان رضايتمندى مردم از زندگى: 77.4
خشنودى پيش بينى شده با زندگى آينده: 80.9
ميزان توليد ناخالص داخلى در سال 2009: $65,563
نرخ بيکارى: 3%

کشور آرام و زيباى سوئيس در رده هفتم جدول شادترين مردم جهان قزار دارد. داراى 7.5 ميليون جمعيت است و متوسط طول عمر در اين کشور در حدود 81 سال ميباشد. نرخ جرائم در سوئيس بسيار پائين است و کشور از زير بناى محکم اقتصادى برخوردار است. در آمد سرانه مردم اين کشور 32.300 دلار است. مرکز صليب سرخ جهانى در اين کشور قرار گرفته است. فعاليت هاى ورزشى از جمله اسکى و قايقرانى نقش بسزايى در زندگى روزمره مردم اين کشور دارد. معدل بودجه سلامتى براى هر نفر در اين کشور در سال 3.445 دلار است. داراى مرز مشترک با آلمان، فرانسه، ايتاليا و اتريش ميباشد.



8. نيوزيلند "New Zealand"

ميزان رضايتمندى مردم از زندگى: 76.7
خشنودى پيش بينى شده با زندگى آينده: 85.5
ميزان توليد ناخالص داخلى در سال 2009 :$ 30,556
نرخ بيکارى: 4%

نيوزيلند يا زلاندنو کشورى در جنوب غربى اقيانوس آرام است و در رده هشتم اين رده بندى قرار دارد. نيوزيلند فاصله زيادى با ديگر خشکى‌هاى کره زمين دارد، بطوريکه استراليا نزديکترين همسايه اين سرزمين در دو هزار کيلومترى آن قرار دارد. نرخ بارورى در نيوزيلند به نسبت کشورهاى توسعه يافته بسيار بالا است.

هر زن نيوزيلندى به ‌طور ميانگين ۲/۲ فرزند را در طول عمر خود به‌ دنيا مى‌آورد. اميد به زندگى هر کودک دختر ۸۱/۹ سال و هر پسر ۷۷/۹ سال است.



9. نروژ "Norway"

ميزان رضايتمندى مردم از زندگى: 76.5
خشنودى پيش بينى شده با زندگى آينده: 84.3
ميزان توليد ناخالص داخلى در سال 2009: $98,822
نرخ بيکارى: 2.6%

نروژ هم نهمين کشور انتخابى در اين مجموعه مى‌باشد. مساحت نروژ ١٥٥/٣٨٥ کيلومتر مربع است. ۹۴/۲ درصد خاک کشور، زمين قابل کشت است. نروژ ٥٤٤/٢ کيلومتر مرز مشترک با همسايگان خود دارد. با فنلاند ۷۲۹ کيلومتر، با سوئد ٦١٩/١ کيلومتر و با روسيه ۱۹۶ کيلومتر. اين کشور يکى از بهترين و مرغوب‌ترين چاه‌هاى نفت دنيا را در اختيار دارد. همين‌طور به علت اينکه نروژ را دريا احاطه کرده، يکى از چرخه‌هاى اقتصاد اين کشور را آبزيان دريايى تشکيل داده‌اند.
لازم به ذکر است که نروژ 3 نوع ماهى دارد که در هيچ جاى دنيا يافت نمى شود. در بيشتر مناطق شمالى نروژ معمولا شش ماه شب است و شش ماه روز است. اکثر مناطق شمالى نروژ معمولا 9 ماه در سال بارش برف و باران را به همراه دارد.



10. بلژيک "Belgium"
 
ميزان رضايتمندى مردم از زندگى: 76.3
خشنودى پيش بينى شده با زندگى آينده: 75.5
ميزان توليد ناخالص داخلى در سال 2009: $49,888
نرخ بيکارى: 6.5%

پادشاهى بلژيک، دهمين انتخاب اين رده بندى کشورى است در غرب اروپا. پايتخت آن بروکسل است. در شمال با هلند، در شرق با آلمان، در جنوب شرقى با لوکزامبورگ، در جنوب با فرانسه و از شمال غربى با درياى شمال مجاور است. بلژيک يکى از مهم ترين و اصلى ترين اعضاء اتحاديه اروپا به شمار مى‌رود. زندگى فرهنگى بلژيک به تمرکز بين هر اقليت گرايش دارد.

چرا زنان باید خوش اندام باشند؟

کمبود آهن و کم خونی مشکل بسیاری از زنان دنیاست، در نتیجه مصرف گوشت، ماهی و غذاهای دارای ویتامین C به جذب آهن در بدن کمک می‌کند. همچنین چای، قهوه و مقدار زیاد محصولات لبنی هنگامی که همراه با غذاهای آهن دار مصرف شوند موجب کاهش جذب آن در بدن زنان می‌شود.
سلامت نیوز: مراحل مختلف زندگی مانند بارداری، شیر دهی و دوران یائسگی بر وزن زنان تاثیر دارد، بنابراین برنامه غذایی مناسب با فعالیت‌های ورزشی به زنان کمک می‌کند تا وزن خود را در محدوده سلامتی حفظ کنند و این امر کاهش مشکلات قلبی و سرطان سینه را نیز به همراه دارد.

کمبود آهن و کم خونی مشکل بسیاری از زنان دنیاست، در نتیجه مصرف گوشت، ماهی و غذاهای دارای ویتامین C به جذب آهن در بدن کمک می‌کند. همچنین چای، قهوه و مقدار زیاد محصولات لبنی هنگامی که همراه با غذاهای آهن دار مصرف شوند موجب کاهش جذب آن در بدن زنان می‌شود. پزشکان توصیه می‌کنند زنان در برنامه غذایی خود باید بیشتر از میوه‌ها و سبزیجات، غلات و گوشت‌های کم چرب مثل مرغ، ماهی و لبنیات کم چرب استفاده کنند. کاهش چگالی استخوان و استئوپروز مشکل عمده زنان بعد از یائسگی است.

 کم شدن هورمون استروژن موجب کاهش مقدار کلسیم در استخوان‌ها، از دست رفتن استحکام آن‌ها، پیدایش استئوپروز یا پوکی استخوان و افزایش شکستگی‌های استخوانی می‌شود. در این دوران باید از مواد غذایی سرشار از ویتامین D استفاده کرد. لبنیات، حبوبات، کنجد و مغز‌ها دارای کلسیم هستند. همچنین ویتامین D از تخم مرغ، روغن ماهی و در معرض نور خورشید قرار گرفتن فراهم می‌شود. مواد مغذی که در میوه‌ها، سبزیجات و بعضی نوشیدنی‌ها مانند چای وجود دارد موجب به تاخییر انداختن پیری می‌شوند و در ضمن نقش مهمی در حفظ سلامت و ظاهر زیبای پوست، مو، چشم‌ها، لثه‌ها وناخن‌ها دارد. مواد غذایی مانند دانه سویا و فراورده‌های آن، نخود، گیلاس، آلبالو، جو و کنجد نیز موجب کاهش خطر بروز سرطان سینه و کم شدن کلسترول خون می‌شوند.
 

چگونه از خجالت همسرتان در بیایید؟       امیر معصوم

هر كاري راه و رسمي دارد، حتي عذرخواهي. هميشه با اين توصيه قديمي و تكراري مواجهيم كه اگر كار اشتباهي كرديم عذرخواهي كنيم، اما اگر بلد نباشيم چطور عذرخواهي كنيم نه تنها اوضاع را بهتر نمي‌كنيم بلكه ممكن است حتي كار به جاهاي باريك بكشد.

هر كاري راه و رسمي دارد، حتي عذرخواهي. هميشه با اين توصيه قديمي و تكراري مواجهيم كه اگر كار اشتباهي كرديم عذرخواهي كنيم، اما اگر بلد نباشيم چطور عذرخواهي كنيم نه تنها اوضاع را بهتر نمي‌كنيم بلكه ممكن است حتي كار به جاهاي باريك بكشد. حال در اين ميان توصيه‌ ديگري هم وجود دارد و آن اين‌كه حتي اگر حق با ما بود مي‌توانيم با بخشيدن فردي كه عذرخواهي نمي‌كند، اوضاع را به نفع خود تمام كنيم. اين راهكاري است كه بيشتر به زوج‌ها پيشنهاد مي‌شود، ولي مي‌توان آن را بسط داد و در بسياري از روابط اعم از كاري و دوستانه به كار برد. درست است كه براي اغلب شما بخشيدن در حالي كه هيچ تقصيري متوجه شما نيست سخت است اما اگر ديديد رابطه آنقدر ارزش دارد كه نمي‌خواهيد آن را از دست بدهيد مي‌توانيد بزرگواري پيشه كنيد و پيش‌قدم شويد. در اين مواقع بخشش مي‌تواند زخم‌هاي عاطفي را درمان كرده و به هردوي شما كمك كند راحت‌تر از موضوع بگذريد. در زير برخي راه‌هاي بخشيدن آمده است.

اگر با عشق و مهر با كسي كه شما را آزرده روبه‌رو شويد،‌ در اغلب مواقع او از كاري كه كرده پشيمان مي‌شود و از شما تقاضاي بخشش مي‌كند. اگر بدانيد كه اطلاعات شما درست است و در اين باره به همسرتان به شما توهين كرده دليل و مدرك نشان دهيد، ممكن است اذعان كند كه عمل خطايي صورت داده است.

آن‌هايي كه با عذرخواهي مي‌خواهند گذشته را پشت‌سربگذارند و از نو شروع كنند و خالصانه براي آنچه اتفاق افتاده متاسف هستند، مي‌توانند رضايت همسران‌شان را به‌دست آورند. اين دسته از افراد مسئوليت اعمال‌شان را بر عهده مي‌گيرند و براي اصلاح اشتباه‌شان بر مي‌آيند.

با كسي كه در حق شما بدي كرده، خوبي كنيد. ما به حكم طبيعت با هركس كه با ما مهربان باشد، مهربان مي‌شويم. ما كساني را كه به ما عشق مي‌ورزند با عشق بدرقه مي‌كنيم اما وقتي عشق روشي براي زندگي باشد، معيارها بسيار بالاتر است. در اين حالت ما حتي به كساني كه با ما بدرفتاري كرده‌اند، لطف مي‌كنيم.

راه رهايي از تالم و خشم ناشي از مورد بدرفتاري قرار گرفتن، اين است كه به ناكامي و اشتباهات خود در آن موقعيت مورد نظر اقرار كنيد. اگر با شما رفتار ناخوشايندي كرده‌اند، خشم شما بر حق است. بايد خشمگين شويد اما خشم قرار است به شما سري بزند و بعد راهش را بگيرد و برود، قرار نيست در شما مستقر بماند. خشم به شما انگيزه مي‌دهد تا با كسي كه شما را ناراحت كرده، برخورد كنيد و خواهان رسيدن به مصالحه و سازش شويد. وقتي خشم را درون خود حفظ مي‌كنيد تبديل به تلخي و مرارت مي‌شود و بعد توليد نفرت مي‌كند. اين احساسات و نگرش‌ها براي هر كسي كه آن‌ها را در خود حفظ كند، توليد ناراحتي مي‌كند حتي ممكن است سبب شود با كسي كه شما را ناراحت كرده برخوردهاي خشونت‌آميز داشته باشيد.

مي‌توانيد موضوع را رها كنيد. مطمئن باشيد مسائل مهم زيادي در زندگي شما هست كه بخواهند فكر شما را مشغول كنند. بنابراين اجازه ندهيد خشم بر مغز شما سايه‌افكن شود. شما مي‌توانيد كاري كنيد كه عشق در شما قدرتمند‌تر از كار خطايي باشد كه با او صورت گرفته است.

اگر با كسي برخورد داريد كه از عذرخواهي امتناع مي‌كند بايد بتوانيد از اين 4 اقدام كه توضيح داديم استفاده كنيد و از شدت ناراحتي خود بكاهيد. وقتي كسي را كه با شما بد كرده رها كنيد و به اشكالاتي كه خود در اين زمينه داشته‌ايد توجه كنيد و بخواهيد شخص توهين‌كننده را دوست بداريد، اين‌‌گونه به احساس بهتري مي‌رسيد و از زمان و انرژي خود به شكل سازنده‌اي استفاده مي‌كنيد.

چگونه از همسرم عذرخواهي كنم
ساده‌ترين و كاربردي‌ترين جمله‌اي كه به بچه‌هاي‌مان ياد داده‌ايم اين بوده كه وقتي مرتكب اشتباهي مي‌شوند با گفتن «ببخشيد‌» يا «متاسفم» رضايت ما را به‌دست‌ آورند اما داستان در مورد همسران‌مان كمي متفاوت است يا بهتر است بگوييم خيلي تفاوت دارد. توجيه كردن و عقلاني جلوه دادن اشتباهي كه انجام داده‌ايد به هيچ وجه عذرخواهي نيست. بعضي از مردم چنين رفتار مي‌كنند چون مي‌خواهند از مخمصه‌اي كه به خاطر انجام كار اشتباه دچارش شده‌اند نجات پيدا كنند. در حقيقت، تاكيد كردن بر نيازهاي خودتان هنگام عذرخواهي، معذرت‌خواهي نيست.

دلايل عذرخواهي
فراموش نكنيد كه همسر‌تان به خاطر نزديكي كه با شما دارند به‌خوبي مي‌توانند نيت واقعي عذرخواهي شما را بفهمند. آن‌هايي كه با عذرخواهي مي‌خواهند گذشته را پشت سربگذارند و از نو شروع كنند و خالصانه براي آنچه اتفاق افتاده متاسف هستند، مي‌توانند رضايت همسران‌شان را به‌دست آورند. اين دسته از افراد مسئوليت اعمال‌شان را بر عهده مي‌گيرند و براي اصلاح اشتباه‌شان بر مي‌آيند. اين‌ها دلايل خوبي براي عذرخواهي است.

از اين كلمه استفاده نكن
وقتي از همسرتان عذرخواهي مي‌كنيد، اين پوزش بايد خالصانه و بي‌ريا باشد. در عذرخواهي‌تان از كلمه «من» استفاده كنيد و مسئوليت رفتاري كه مرتكب شده‌ايد را به گردن همسرتان نيندازيد. هنگام عذرخواهي جدي باشيد و همين‌طور بايد ثابت كنيد براي اين‌كه اوضاع به حالت اول برگردد هركاري مي‌كنيد‌ همچنين بايد بر اين تصميم‌تان تاكيد كنيد كه آن اشتباه را هرگز تكرار نخواهيد كرد. مطمئن شويد هر كاري كه براي جبران اشتباه انجام مي‌دهيد جدي است و حتما انجامش خواهيد داد. قولي ندهيد كه تمايلي به انجام آن نداريد يا در توان‌تان نيست.

چه زماني مي‌بخشد
مفهوم غافلگيري خوب و هيجان‌آور به اين معناست كه كاملا غيرمنتظره براي همسرتان كاري انجام دهيد يا هديه‌اي تهيه كنيد كه او را هيجان‌زده كند و در نتيجه دلخوري كه از شما دارد را فراموش كند. براي اين كار يك روز معمولي را براي غافلگير ساختن همسرتان انتخاب كنيد. نه! اشتباه نخوانده‌ايد، بايد يك روز معمولي را براي غافلگير كردن او انتخاب كنيد چون انتخاب روزهايي خاص مثل سالگرد ازدواج، روز تولد يا روز عشق براي غافلگيري همسرتان خيلي مناسب نيست و در اين روزها هر فردي انتظار اتفاقي خاص را دارد علاوه بر اين اگر مي‌خواهيد همسرتان را خيلي خوب غافلگير كنيد، به جزئيات چيزهايي كه دوست دارد يا از آن‌ها لذت مي‌برد دقت كنيد.

 
مصطفی عبدالجلیل، رئیس شورای انتقالی لیبی، پس از کشته شدن قذافی، در جشن آزادی لیبی اعلام کرد «اینک به سجده و شکر روی بیاوردید نه به تفنگ و گلوله».

این سخنان در وهله اول هم متمدنانه می نماید و هم امیدها برای پایان درگیری ها در لیبی را بسیار پررنگ می کند. اما با لختی درنگ در مسائل داخلی و بررسی جامعه قبیله ای لیبی این امید به آینده رنگ می بازد و شکل گیری دولت ملی در هاله ای از ابهام فرو می رود.

آنچه در این نوشتار کوتاه مورد ارزیابی قرار می گیرد بررسی مشکلات پیش روی انقلابیون لیبی برای ایجاد دولت و فعال سازی روندهای سیاسی است. مشکلات پیش روی لیبی و روند دولت سازی را می توان در مولفه مورد بررسی قرار داد: بخش اول به مشکلات دولت سازی در لیبی باز می گردد و بخش دوم به ژئوپلیتیک قبایل لیبی مربوط می شود که این امر بر آینده سیاسی لیبی تاثیر بسزایی می گذارد. باید گفت که این دو مقوله فارغ از مشکلات پیش روی لیبیایی ها در برخورد با غرب و همچنین گروه های اسلام گرای سلفی است و صرفا به ساخت داخلی این کشور بر می گردد.

مشکلات پیش روی لیبی در زمینه دولت سازی

در وهله اول باید گفت هرچند معمر قذافی کشته شد، اما بافت قبیله ای جامعه لیبی که از نظر توسعه سیاسی دارای فرهنگ محدود و تبعی (و نه مشارکتی) هستند وضعیت آینده لیبی را از نظر ثبات با مشکلاتی روبرو می کند. وجود دشمن مشترک سبب اتحاد دشمنانی شده بود که به صورت تاریخی دارای رقابت های قبیله ای بودند. این سهم خواهی های قدرت همانند تجربه عراق و بخصوص افغانستان روند دولت - ملت سازی را در لیبی کند خواهد کرد که به نظر می رسد به زودی شواهد آن در ترکیب احتمالی کابینه بروز می کند. ن
 
نکته دوم مربوط به گسترش سلاح در بین مردم لیبی است که این امر به طور تاریخی در لیبی سبب شکل گیری ملیشیاهای نظامی قبیله ای شده است. این امر ممکن است علاوه بر اختلافات سیاسی به حوزه درگیرهای نظامی نیز کشیده شود. نمونه این اتفاق را پیشتر در عراق و لبنان نیز مشاهده کرده ایم که اختلافات سیاسی به عرصه نبرد نظامی کشیده شده است.

نکته سوم آن است که بافت قبیله ای و ضعف نهادهای مدرن در لیبی و قشربندی مردم سبب می شود که امکان بسیج سیاسی پوپولیستی مردم فراهم گردد که در این شرایط امکان قبضه قدرت توسط برخی از گرایشات هویتی(خصوصا اسلام گرایان تندرو و سلفی) وجود دارد.

قبایل لیبی؛ عاملی برای پراکندگی قدرت ملی

بخش دیگر مشکلات پیش روی لیبی مربوط به ساخت قبایل لیبی است. لیبی را می توان کشوری از قبایل بزرگ و کوچک دانست. در طول سالیان حکومت قذافی روند دولت سازی شکل گرفته و برخی پرداختن به قبایل لیبی را دسیسه غربی ها برای دامن زدن به جنگ داخلی می دانند و با یک نگاه توطئه محور آن را ساخته و پرداخته غربی ها برای مقابله با انسجام لیبیایی ها می دانند. همچنین هر چند در طول روند نو سازی لیبی، بسیاری از مردم قبایل خود را رها کرده اند اما باید دانست که به هر حال این قبایل همچنان شکل خود را حفظ کرده اند و در مناسبات قدرت نیز نقش دارند. علاوه بر این برخی از تحقیقات و پژوهش‌ها حکایت از آن دارند که مردم لیبی همواره در معرفی خود به قبایلشان استناد می‌جویند و بر این اساس می‌توان گفت قبیله، همچنان نقش بسیار مهمی را در جامعه سنتی لیبی ایفا کرده و افراد بر اساس انتساب قبیله‌ای خود توانسته‌اند به فرصت‌های شغلی و کسب مقام و منصب دست یابند.

برای مثال «فرج عبد العزیز نجم» مورخ لیبیایی تاکید می‌کند، بیش از 140 قبیله و خاندان در لیبی وجود دارد که از این میان تنها 30 قبیله صاحب نفوذ هستند و حتی برخی از این قبایل نه تنها در لیبی که در خارج آن مانند تونس، مصر و چاد نیز نفوذ دارند.

«آمال العبیدی» استاد دانشگاه بنغازی نیز در پژوهشی به همین نکته اشاره می کند که بزرگترین و با نفوذترین قبیله لیبی قبیله بنی سالم در برقه و قبیله بنی هلال در غرب لیبی است و در شمال غربی لیبی (اقلیم طرابلس) مهمترین قبایل ورفلة و ترهونة هستند اما قبیله قذافی تا پیش از به قدرت رسیدن وی در سال 1969 صاحب هیچ نقش و جایگاه و نفوذی نبود.

پراکندگی جغرافیایی این قبایل به شرح زیر است:

در غرب لیبی: قبیله ورفله، بزرگترین قبیله عربی در غرب لیبی که مشتمل بر 52 خاندان و حدود 1میلیون نفر جمعیت از جمعیت 6 میلیون نفری کل لیبی را دارد که در نواحی بنی ولید، زمازم، بنغازی و عمدتا در مصراته ساکن هستند. در این منطقه همچنین می توان به قبیله الزنتان، نزدیک به قبیله ورفله و بیشتر ساکن کوههای بین شهرهای جابو، رفن و کناو، قبیله المجابره، که در جنوب غرب طرابلس و نزدیک کوههای جابو زندگی می کنند، (ابوبکر یونس جابر یکی از 12 افسر شورای نظامی انقلابی قذافی در 1969 از این قبیله بوده است.) و قبایل کوچک دیگر چون اولاد ابوسیف، قبیله الرجیان و قبیله مصوراته اشاره کرد.

قبایل مرکز لیبی: منطقه مرکزی به منطقه بین سرینیکا و طرابلس که از گذشته محل سکونت قبایل بربر بوده است، گفته می شود. قبایل آن عبارتند از: قبیله القذاذفه ( قبیله معمر قذافی که در شهر سرت ساکن می باشند)، قبیله المغرهه (که به صورت سنتی هم پیمان قبیله القذاذفه ( قبیله قذافی) بوده است) و قبایل کوچک دیگری که در مرکز لیبی چون الریاح، الحربه، الزوید.

قبایل شرق و جنوب لیبی: در این منطقه نیز می توان به قبایلی چون قبیله الزویه ( مهمترین و بانفوذ ترین قبیله شرق لیبی که در بنغازی و اجدابیا و مناطق جنوبی ساکن هستند.)، قبیله بنی سلیم (این قبیله از قرن 11 میلادی از شبه جزیره عربستان به لیبی مهاجرت کرده و عامل گسترش اسلام در لیبی شده است) ، قبیله مصراته( این قبیله از لحاط نام شبیه قبیله مصوراته در غرب لیبی است اما بیشتر در دهکده های اطراف بنغازی و شهر درنه ساکن هستند)، قبیله الاواغیر( ساکن منطقه برگا که دارای سابقه مقاومت در برابر حمله ایتالیاست) و قبایل دیگر مانند تواجیر، رمله، کارکلا، کوار، الابیدت، فرجان، دراسا، البراسا و الفواخیر اشاره کرد.

نتیجه گیری:
نگاهی به قبایل لیبیایی و پراکندگی آنها و همچنین وجود فرهنگ سیاسی تبعی و همچنین مسلح بودن مردم در جریان انقلاب، رسیدن به امنیت و شکل گیری دولت را امری سخت و پر تنش خواهد کرد. در این میان بیان جمله ای از سند الصادق العریبی که مدعی است قذافی را به قتل رسانده جالب می نماید. وی در پاسخ به اینکه چرا به قذافی شلیک کرده عنوان می کند که" عده ای می خواستند وی را به مصراته ببرند ولی من تاکید کردم باید وی را به بن غازی ببرم. چون آنها اجازه ندادند من هم به قذافی شلیک کردم "( نقل به مضمون).

این امر را می توان با اندکی اغراق به سنت های قبیلگی نسبت داد. جایی که جنگجوها اصرار داشتند تا خود را قاتل بزرگان قوم دیگر بدانند. این امور حکایت از آن دارد که در کوتاه مدت نمی توان زیاد به شکل گیری دولت ملی دلخوش بود خاصه آنکه قذافی مانند صدام چیزی به نام ارتش منظم را از خود بجا نگذاشت.

 

تصویری از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم حج در سال 58، به همراه دستخطی از ایشان كه در حاشیه‌ كتاب سفر به قبله نوشته شده است، توسط پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب منتشر شد.



 

جان نانمچر، صاحب رستوران می گوید: اینجا امریکاست. اگر انها اینجا شاد نیستند پس به کشور خودشان برگردند. وی می افزاید: این انتخاب من است که این پوستر را به دیوار بزنم. من این پوستر را برنمی دارم .
 پوستری توهین آمیز بر روی دیوار یک رستوران باعث خشم بسیاری از افراد در آمریکا شده است.

به گزارش انتخاب به نقل از ميل آن لاين این پوستر در رستوران باربيكيو در شهر "کتی" در تگزاس آمریکا بر روی دیوار گذاشته شده است. در این تصویر، مردانی مسلح که یک ایرانی اعدام شده را احاطه کرده اند، نشان داده می شود.

در زیر این پوستر نوشته شده است:  بیایید بازی کابویی ها و ایرانی ها را بکنیم.



در این پوستر توهین آمیز، یکی از افراد لباسی پوشیده است که بر روی آن نوشته است: ایرانی ها مزخرف هستند.

با وجود اعتراض به نژادپرستی این رستوران دار و تهدید به تظاهرات در روز شنبه، این فرد از برداشتن این پوستر خودداری کرده است.

 جان نانمچر، صاحب رستوران می گوید: اینجا امریکاست. اگر انها اینجا شاد نیستند پس به کشور خودشان برگردند. وی می افزاید: این انتخاب من است که این پوستر را به دیوار بزنم. من این پوستر را برنمی دارم .

فردی عکس این پوستر را گرفته و آن بر روی فیس بوک قرار داده است .

گروهی در فبس بوک به نام "نژادپرستی رستوران نانمچر علیه ایرانیان" ایجاد شده است.

ایمان وفای، شوهر کسی که این عکس را در فیس بوک قرار داده، با صاحب رستوران گفتگویی کرده است .

وی می گوید: به صاحب رستوران گفتم، اکنون سال 2011 است. وقتی به این پوستر نگاه می کنم چیزی بیشتر از نژادپرستی و تبعیض دستگیرم نمی شود .

 اکنون صدها نفر از کاربران فیس بوک در صفحه ای که در این خصوص ایجاد شده خشم خود را از این موضوع ابراز می کنند وقول به تظاهرات در مقابل رستوران در روز شنبه می دهد .

همچنین بسیاری از افراد طوماری انلاین، علیه این رستوران دار نژادپرست آمریکایی امضا کرده اند.   

 

برگزاری مراسم ازدواج کم‌هزینه و متفاوت که در عین حال حرمت ازدواج را نگه دارد برای بسیاری از عروس و دامادها جذابتر از مراسم پرهزینه و با شکوه در بهترین هتلهای ایران با مهریه‌هایی به‌اندازه ارتفاع قله اورست است.

به گزارش خبرنگار مهر، مراسم عروسی جذاب فقط جشن گرفتن داخل سالن و رفتن به آتلیه و گل زدن ماشینهای مدل بالا و اجاره‌ای نیست. برخی از افراد حتی ماشین عروسشان را وانت و نیسانی انتخاب می‌کنند که سالها با آن کار کرده و با ابتکار عمل این خودرو را به گونه‌ای تزئین می‌کنند که با دیگران متفاوت باشد و وقتی در خیابان حرکت می‌کنند نگاهها به سمتشان خیره شود. شاید هم برخی با این کار قصد دارند تا معنای شاد بودن بدون تجملات و ساده انگاشتن مراسم را در عین جذابیت به دیگران یاد دهند.

یکی از این ابتکارهای جالب تزئین ماشین عروس با میوه توسط زوجی بود که پس از عکس گرفتن و گردش با ماشین در خیابان، از میوه‌های آن برای پذیرایی مهمانانشان استفاده کردند.

برخی عروس و دامادها نیز تنها به متفاوت بودن ماشین عروس اکتفا نمی‌کنند بلکه در انتخاب مکان برگزاری مراسم ازدواج و یا مدل لباس عروس و داماد نیز دست به تجربه‌های تازه می‌زنند. مانند زوج کوهنوردی که مراسم ازدواجشان را در قله دماوند و یا در دامنه کوه دنا برگزار کردند و از اقوام خود خواستند تا در این مراسم شرکت کنند.


برگزاری مراسم ازدواج در قله سبلان

به تازگی نیز یک زوج کوهنورد جشن ازدواج خود را در قله ۴۸۱۱ متری سبلان با پهن کردن سفره عقد در کنار دریاچه قله سبلان و دعوت از دیگر کوهنوردان در شهرستان مشکین‌شهر برگزار کردند. مسلم نجفی و مریم فکری از اهالی شهرهای اردبیل و مشهد و هر دو از کوهنوردان و سنگ‌نوردان حرفه‌ای هستند.

اما برخی از زوج‌ها نیز ترجیح می‌دهند که مراسم ازدواج خود را در یک مکان مقدس برگزار کنند. مکانی از جمله حرم حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه (س).

تا کنون افراد زیادی مبادرت به برگزاری مراسم عقد در مکان‌های متبرکه و یا حتی حیاط دانشگاه کرده‌اند اما در جریان برگزاری مراسم حج تمتع امسال نیز یک زوج جوان در مسجد الحرام به عقد و نکاح یکدیگر در آمدند.

مراسم ازدواج دو قلوها و یا بیماران سرطانی نیز از انواع مختلف مراسم‌های جالب ازدواج است که به صورت گروهی برگزار می‌شود.


برگزاری مراسم ازدواج در حیاط دانشگاه

برخی از مردم برای برگزاری مراسم ازدواج خود تمایل دارند هر طور هست مراسم متفاوتی را برگزار کنند. به همین دلیل از ماشین عروس گرانقیمت گرفته تا لباس عروس و مکان ازدواج به دنبال انتخاب‌های خاص هستند تا این تفاوت در ذهن شرکت کنندگان در مراسم به یادگار بماند. هزینه ازدواج این افراد معمولا بسیار زیاد است و گاهی تنهاچند میلیارد تومان خرج یک شب میهمانی در بهترین هتلهای ایران با گرانترین وسایل پذیرایی می‌کنند تا در نظر دیگران متفاوت باشند.

برخی زوجین شخصیت نمایشی دارند

یک روانشناس معتقد است برخی از زوجین که می‌خواهند مراسم ازدواجشان با شکوه و پرهزینه برگزار کنند معمولا شخصیت نمایشی دارند یعنی دوست دارند در معرض نگاه دیگران قرار گیرند و یا مورد تایید دیگران واقع شوند چون تنها در این صورت احساس رضایت می‌کنند و اعتماد به نفس دارند ولی اگر این اتفاق نیفتد از لحاظ شخصیتی احساس ضعف می‌کنند.


تراکتور عروس!

طاهره کرمانی رنجبر، روانشناس به خبرنگار مهر گفت: برگزاری مراسم عروسی غیر متعارف، از درجه اهمیت کمتری برخوردار است و مهمتر از آن هماهنگی و شرایط زندگی دو طرف است.

این روانشناس گفت: گاهی اوقات مراسم عروسی زوجهای جوان با ابتکار خاصی برگزار می‌شود که نشان دهنده شور و شوق آنهاست مانند اینکه ماشینی را با پر مرغ تزئین می‌کنند!

 این روانشناس معتقد است که انسانها در پروسه‌های آشنایی عجیبی قرار می‌گیرند که در اغلب اوقات این نوع  آشنایی منجر به خوشبخت شدن آنها نمی شود. به عنوان مثال به صورت اینترنتی با یکدیگر آشنا شده و ازدواج می‌کنند و یا یک نفر در یک کشور و دیگری در کشور دیگر است مراسم ازدواج شان را برگزار می‌کنند اما برخی دیگر هم با اینکه فاصله زیادی از یکدیگر دارند اما یک دفعه تصمیم می‌گیرند و ازدواج کنند درحالی که شاید خیلی وقت باشد که یکدیگر را ندیده‌اند. برخی دیگر کسی را برای ازدواج انتخاب می‌کنند که سن و سال و یا میزان تحصیلاتش با او بسیار متفاوت و قابل ملاحظه است.

برخی از تفاوت‌ها تا محدوده‌ای جذابیت دارد اما در بعضی از مواقع زوجین نمی توانند با این تفاوت‌ها کنار بیایند و زیر یک سقف زندگی کنند اما اینکه چرا درگیر چنین پروسه‌ای شده‌اند موضوعی غیر طبیعی است که باید قبل از ازدواج درباره آن بررسی و تحقیق می‌شد.

فاصله میان خواستگاری تا ازدواج جوان یاسوجی؛ فقط چهار روز!

در این میان آگاهی از چرایی ازدواج مهمترین مسئله‌ای است که جوانان باید به آن بپردازند. به عنوان مثال فرشید کرمی، جوان سی ساله یاسوجی یک سال و نیم پیش ظهر روز پنجشنبه به خواستگاری دختری می‌رود که تا به حال تنها تعریف نجابت او را شنیده بود اما از آنجا که همه چیز برای برگزاری یک مراسم کاملا سنتی ازدواج در یاسوج فراهم بود، چهار روز بعد مراسم عقد و عروسی شان را برگزار می‌کند. او اکنون یک پسر هشت ماهه به نام کیان مهر دارد.

کرمی نجابت و تربیت خانوادگی را مهمترین ویژگی خانواده فیروزه(همسرش) می‌داند و به خبرنگار مهر می‌گوید: تربیت خانوادگی و تحقیقاتمان درباره یکدیگر به شناخت مان نسبت به یکدیگر بسیار کمک کرد.

در هر حال روانشناسان و جامعه شناسان همگی بر این باورند که برگزاری مراسم پرهزینه خوشبختی و برگزاری مراسم کم هزینه بد بختی به همراه ندارد بلکه مهم آن است که دختر و پسر تفاوت‌های ناهنجاری با یکدیگر نداشته باشند.

زوج‏های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک‌اند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج می‏تواند کمک کند که مانع بروز آنها شویم. در پیچ و خم دل‌دادگی و حرف‌های نگفته جوانی، واقعیت‌های یک عمر زندگی در کنار یکدیگر و تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارت‌های لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل مشکلات زندگی فراموش می‌شود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک می‌کند تا مسافتی دورتر از شروع زندگی مشترک و رویاپردازی‌های عاشقانه را مشاهده کنیم...

● فکر نکردن به فردای ازدواج
بعضی از همسران جوان آنچنان سرگرم جشن ازدواج می‌شوند که نمی‌دانند درگیر چه مسایلی شده‌اند. شما متاهل شده‌اید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچارید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و خانواده خودتان را تشکیل دهید. از برنامه‌های جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگ‌تری را در ذهن داشته باشید.

● تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر
به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده‌اید که عاشقش بوده‌اید. اگر اینطور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشم‌گیری تغییر نمی‌کنند. پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت‌هایی که با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه‌دار کرده و زندگی مشترک شما را خراب می‌کند.

● رابطه بد با خانواده همسر
اگر تا این لحظه به رابطه شما لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می‌کند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می‌شود، همسرتان است که احساس می‌کند بین شما گیر افتاده است.

● مشاجره به‌جای گفتگو
پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی‌کند. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید، زندگی تان را به مخاطره می‌اندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روش‌های درمانی انجام دهید.

● کوتاه بودن افق دید
هیچ‌کس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل مالی، راه‌های ممکن در صورت بچه‌دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شده‌اید، چاره‌ای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت کنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ‌تر را داشته باشید.

● دعواهای بیهوده
هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می‌کند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در که در نظر دیگران بی معنی است. بحث‌های خود را برای مسایل مهم‌تری نگه دارید. این دلخوری‌ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب‌های کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش‌شانس بدانید.

● حسادت
همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می‌شود که تصور می‌کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای یک رابطه زناشویی سم است.

● زندگی کردن مانند مجردها
اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که شما مجرد بودید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما می‌دانید درست و غلط چیست. پس سعی شما بر این باشد که کار درست را انجام دهید.

● غرور در زندگی مشترک
زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می‌کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترک‌شان انجام نمی‏دهد. او اجازه می‌دهد غرور و روش‌های حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا کند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایم‌تر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

● با هم نبودن
باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامه‌ریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.

منبع: پرشین استار

وبلاگ تاريخ فراموش شده ايران نوشت:
 امروز سالروز میلاد  شخصی است که تمام جهان به وجودش می بالد و تمامی مردمان دنیا آرزوی این را دارند که کاش وی جزئی از تاریخ آنها بود که مرد بود و مردانه زیست و مردانه دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.

او شاید تنها کسی بود که در آن روزگاران کهن هیچگاه اسیر جلای قدرت نشد و پایه های قدرت خود را بر مبنای ظلم و فجور بنا نکرد ، در هیچ گذرگاهی عابری را نیازرد و بندگان خداوند را نه بندگان خویش که بندگان پروردگار دید و حقوق بشر را نه مانند سیاستمداران امروز جهان که فقط در شعار محترم می دارند، در تمامی مراحل زندگی خویش با تمام وجود محترم شمرد و بدان به معنای واقعی کلام عمل کرد.

او تنها کسی بود که تخت شاهی را از روی دوش مردمان برداشت و در کنار آنها و قدم به قدم آنها انسانیت را برایشان معنی کرد ؛‌ چنان که وقتی سرزمینی را فتح می کرد مردمانش خداوند را شاکر می شدند که عدالت به سرزمین آنها هم رسیده و روی خوش زندگی به آنها خندیده است.

کوروش کبیر پادشاهی بود بی ریا و تمامی دغدغه های صادقانه او در تلاش برای انتشار عدالت و مهرورزی به جهانیان خلاصه می شد.شاید تنها پادشاهی بود که در تمامی کتب آسمانی به نحوی از او یاد شده است ...همانگونه که در تاریخ مان شاهان ظالم و بی شرم را می شناسیم و از آنها به زشتی یاد می کنیم آرزومندم که از کوروش و تمامی شاهان عادل هم به نیکی یاد کنیم و آنها را به عنوان سرمایه های واقعی مان به جهانیان بشناسانیم(گر چه جهانیان بیش از ما از کوروش می دانند).

تنها راه ما برای اعتلاء و پیشرفت, تکیه بر داشته هایمان است ، تنها با میراث کهن خود و با بهره گیری از تجارب گرانبهای ایران زمین است که خواهیم توانست در جهان بی رحم امروز فرهنگ اصیل و باشکوه خود را نجات داده و از آن برای سرافرازی خاک پاکمان بهره جوییم.

با فراموش کردن گذشته خویش فقط و فقط به خودمان ظلم می کنیم و اسیر فرهنگ های هر چند محترم اما به نسبت کم رمق تر شرق و غرب می شویم و داشته هایمان را از بیگانگان می آموزیم به شکلی حقیرتر و بی مقدارتر.
باشد که در این روزگاران سراسر رنج و محنت که شرق و غرب و شمال و جنوب این کره خاکی سراسر گرفتار جنگ بین فقیر و غنی است با بهره گیری از تاریخ فراموش شده مان بذر صلح و آشتی و  مردانگی و مروت را که یادگار پدرانمان همچون کوروش است در خاک خسته جهان پاشیده و دنیا را از این نامردمی برهانیم.