عصر ايران - به آمارهاي زير دقت كنيد :

روزانه 10 نفر در كشور خودكشي مي كنند.

هر 8 ساعت يك نفر به دليل ضربات ناشي از سلاح هاي سرد در مشاجرات خياباني كشته مي شوند ( هر روز 3 نفر)

روزانه 11 نفر تنها در تهران بر اثر آلودگي هوا جان مي دهند ( آمار ها حاكي از مرگ 4 هزار تهراني در سال است )

روزانه حدود 70 نفر بر اثر تصادفات رانندگي در جاده ها و خيابان هاي شهرها در سراسر كشور كشته مي شوند و چند برابر اين رقم مجروح و ناقص العضو و...
 
 آمارها حاكي است كه سالانه در كشورمان 30 هزار نفر به دليل ابتلا به سرطان مي ميرند. رئیس اداره سرطان وزارت بهداشت روند رو به رشد انواع سرطان‌های خون هشدار دهنده خوانده و این بیماری را با آلاینده‌های هوا مرتبط دانسته است.

دكتر حسين پاكدامن رئیس انجمن علوم اعصاب ایران اخيرا خبر داده كه سن ابتلاي ايراني ها به سكته مغزي 10 سال كمتر از متوسط جهاني است . در حالي كه رقم سن سكته مغزي در جهان 55 سال است اين ميانگين در ايران 45 سال است . 

دکتر فرامرز امیری، دبیر هجدهمین کنگره نورولوژی و الکتروفیزیولوژی بالینی ایران، اخيرا اعلام كرده كه بر اساس آمارها در شهری مانند تهران که حدود ۱۲ میلیون نفر جمعیت دارد در روز ۱۵۰ تا ۲۰۰ مورد سکته مغزی رخ می دهد و متاسفانه کمتر از ۱۵ درصد آنها مراجعه به موقع به پزشک دارند.
 
 دكتر محرز دبیر انجمن بیماری‌های عفونی كشور از رشد 5 برابري بيماريهاي آميزشي در كشور خبر داده و اعلام كرده كه 1 ميليون و 400 هزار نفر در سراسر كشور مبتلا به اين نوع بيماري هستند . 

متاسفانه اگر اين آمارها و سياهه ليست را ادامه بدهيم همچنين مي توانيم قلمفرسايي كنيم و نكته اينجاست كه اين آمارها تنها بخشي از آسيب ها و مشكلاتي است كه به مدد كارشناسان آمارگيري شده و به طور طبيعي بسياري ديگر از موارد مرگ و ميرو آسيب هاي اجتماعي است كه آمارگيري نشده و قرباني مي گيرد .

اگر تنها در شهر تهران چند نمونه از آمارهاي مرگ و مير و صدمات انساني را جمع بزنيم به زبان و ادبيات نظامي روزانه " يك گروهان " قرباني دارد كه مي تواند نداشته باشد .

البته در اين مطلب منكر زحمات و فعاليت هاي مديران و مسئولان نيستيم و مي دانيم كه آنها همه تلاش خود را مي كنند تا از اين آمارهاي وحشتناك بكاهند و اگر نگاهي واقع بينانه به موضوع داشته باشيم همه ما در بالا رفتن اين آمارها مقصريم چه آنكه بسياري از اين بيماري ها و آمارهاي مرگ و مير ريشه در عملكرد فردي يكايك شهروندان و البته مسوولان نيز دارد .

به هر جهت آمارهاي فوق نگران كننده است و غرض از قلمي كردن چند خط مطلب در اين باره هشداري است هم به شهروندان و هم به مسئولان كه تا دير نشده فكري به حال اين معضلات بكنند و هر كس به سهم خود نقشي در كاهش اين آمارها بر عهده بگيرد.

آمارهاي مرگ و مير تهران و اين حقيقت تلخ كه روزانه يك گروهان انسان از شهروندان اين شهر قرباني آسيب هاي مختلف اجتماعي و محيط زيست شهري مي شوند - در حالي كه مي توانند قرباني نباشند و متاسفانه اين آمارها سال به سال در حال رشد است - زنگ خطري است كه بايد همه آن را جدي بگيرند.

مرگ قابل پيشگيري يك گروهان انسان تنها در شهر تهران به اين معنا است كه  ما خودمان با خودمان در حال جنگ هستيم چه آن که خودمان به ضرب چاقو همدیگر را می زنیم ، خودمان خودرو و بنزین نامناسب تولید می کنیم ، خودمان سر هیج و پوچ به هم می پریم و اعصاب همدیگر را خرد می کنیم ، خودمان بد رانندگی می کنیم و همدیگر را به کشتن می دهیم ، خودمان غذای آلوده تولید می کنیم و به خورد همدیگر می دهیم ، خودمان آلودگی صوتی درست می کنیم و ... آیا این وضعیت در شأن ملت ایران با آن همه سابقه تاریخی و تمدنی است؟ و آیا وقت آن نرسیده است به این جنگ داخلی آتش بس بدهیم؟! یک قطعنامه 598 * داخلی ، نیاز فوری ایران 1390 است... هر کس از خودش شروع کند.

*قطعنامه پایان جنگ ایران و عراق

"توهم" همزاد دیکتاتورها
قذافی حتی الگوی نلسون ماندلا را هم ندید. لیبی قبل از قذافی ، کشوری به غایت فقیر و درمانده بود. اما در دوران قذافی ، لیبی رنگ و رویی پیدا کرد. از این رو ، اگر قذافی سال ها پیش و بعد از ایجاد رفاه نسبی در لیبی ، کنار می کشید ، به عنوان رئیس سابق کشور، هم خود و هم خانواده اش ، محترم می ماندند و ای بسا تاریخ هم از او به عنوان پدر لیبی جدید نام می برد.
عصرایران ؛ جعفر محمدی - "معمر محمد عبدالسلام أبو منيار القذافي" هم به باشگاه دیکتاتورهای ساقط شده پیوست ؛ باشگاهی که این روزها عضو جدید می پذیرد : از بن علی تونسی تا مبارک مصری و قذافی لیبیایی و ... .

قذافی در شرایطی سرنگون شد که کشورش از جمله برخوردارترین ممالک شمال آفریقا بود و فقر اقتصادی ، آنچنان که در سایر کشورهای  آفریقایی وجود دارد ، در آمده بودند.

معمر ، از 27 سالگی حکومت خود بر لیبی را آغاز کرد و تا 69 سالگی ، یکه و تنها بر مردم این کشور حکم راند.

42 سال حکومت بی چون و چرا ، از قذافی یک شخصیت خودشیفته و متوهم ساخته بود ، شخصیتی که حد و اندازه های خود را فراتر از لیبی می دانست . او خود را شیخ الامرای آفریقا می شمرد ، چه آن که هیچ کدام از رهبران این قاره ، به اندازه 42 سال حکومت نکرده بودند.
از این رو ، قذافی خود را مدعی کل آفریقا می دانست ؛ حتی بر روی هوایپمای اختصاصی اش نیز به جای نقشه لیبی ، نقشه کل آفریقا نقش بسته بود و نیز بر روی سایت شخصی اش. او بر روی لباسش نیز نه نقشه لیبی که نقشه کل آفریقا را سنجاق می کرد.

قدافی متوهم بود و این توهم ، سرانجام کار دستش داد: حکومتش به ذلیلانه ترین شکل ممکن نابود شد ، خانواده اش از هم پاشید و اعضای آن کشته و اسیر و فراری شدند و خود نیز به خفتی تاریخی گرفتار آمد.
بزرگ ترین توهم قدافی این بود که تصور می کرد مردم لیبی عاشق او هستند. قذافی واقعاً این گونه فکر می کرد نه این که چنین وانمود کند. به همین دلیل بود که از ابتدای قیام ، همواره مخاطبش مردم بودند که " بیایید و بساط این خائنین را برچینید!"

جالب این که قذافی در آخرین ساعات حکومتش نیز درگیر چنین توهمی بود. او بعد از آن که اکثر مناطق طرابلس به دست انقلابیون افتاد و درگیری ها به باب العزیزیه(مقر حکومت) رسید ، در یک پیام رادیویی ، از "مردم طرابلس و سایر شهرها" خواست بپا خیزند و شهر را از دست انقلابیون پس بگیرند و البته هیچ کس این دعوت را لبیک نگفت زیرا مردم همان کسانی بودند که طرابلس را فتح کرده بودند.

او همواره از مردم مایه می گذاشت و حکومت خود را مردمی ترین حکومت جهان می دانست. از این رو ، کشورش را نه "جمهوری لیبی" که "جماهیریه" می نامید که اصطلاحی خود ساخته بود با مضمون معنایی "فراتر از جمهوری"!

او به تجربیات بشری اعتقادی نداشت. قدافی متوهم ، تمام وزارتخانه ها را منحل کرده بود ووظایف آنها را به کمیته های مردمی(!) داده بود.

نشانه دیگر متوهم بودن قذافی ، حقیر شمردن مخالفان بود.او از ابتدای قیام تا آخرین پیام رادیویی اش ، مخالفان را "موش" می نامید! او چند ماه پیش از مردم خواست موش ها را تعقیب کنند، خیابان به خیابان ، کوچه به کوچه ، خانه به خانه و کمد به کمد!
اینک اما خود او ، مانند موشی در کنجی ناپیدا مخفی شده است و تا این لحظه معلوم نیست در کدام خیابان و کوچه و خانه و کمد؟!

قذافی متوهم ، تصور می کرد که مأمور نجات جهان است. او به جای آن که در اندیشه کشور خود باشد ، بیشتر دلمشغول جهان و مشکلات آن  بود! او خود را موظف می دانست برای همه مشکلات دنیا نسخه ای بپیچد ، از بحران در روابط دو کره تا الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا ، از تلفیق فلسطین و اسراییل و تشکیل کشوری به نام "اسراطین" تا قضیه کشمیر ، از مسائل روسیه تا فدراسیون جهانی فوتبال(فیفا) ، از اصلاح اساسنامه سازمان ملل تا مساله کردها و تسلیحات بیولوژیک و ... !
او درباره همه این مسائل و خیلی چیزهای دیگر ، سخن می گفت و مطلب می نوشت و باور داشت که روزی جهان به راه حل های خود خواهد رسید!

قذافی ، متوهمانه تمام دیدگاه های خود را در قالب کتابی به نام "کتاب سبز" نوشته و تدریس آن را در تمام مدارس لیبی اجباری کرده بود و باور داشت که دیر یا زود همه حکومت های جهان ، الگوی حکومتی او را بر اساس کتاب سبز برخواهند گزید!

توهم قذافی او را به افراط و تفریط کشاند؛ زمانی رو در روی جامعه جهانی ایستاد و بر سر قضیه لاکربی انواع تحریم ها را به جان خرید ولی زمانی از آن سوی بام بر زمین افتاد و حتی بیش از حد متعارف ، غرامت کشته شدگان لاکربی را داد و در قضیه هسته ای ، تمات تجهیزات اتمی اش را بار کشتی کرد و به آمریکا تحویل داد.
او که زمانی یک رهبر ضد غربی به شمار می رفت ، بعدها تصور کرد که اگر به غرب اعتماد کند ، پشتیبانی همیشگی آمریکا و اروپا را با خود خواهد داشت.
قذافی با آن هم سابقه حکمرانی ، نه از سرنوشت شریک قدیمی غرب در خاورمیانه (شاه ایران) عبرت گرفت و نه ماجرای مبارک مصری او را به خود آورد ؛ گو این که توهم ، دیده عبرت بین ادمی را نیز کور می کند.

قذافی حتی الگوی نلسون ماندلا را هم ندید. لیبی قبل از قذافی ، کشوری به غایت فقیر و درمانده بود. اما در دوران قذافی ، لیبی رنگ و رویی پیدا کرد. از این رو ، اگر قذافی سال ها پیش و بعد از ایجاد رفاه نسبی در لیبی ، کنار می کشید ، به عنوان "رئیس سابق کشور" ، هم خود و هم خانواده اش ، محترم می ماندند و ای بسا تاریخ هم از او به عنوان پدر لیبی جدید نام می برد اما شهوت قدرت ، چنان او را مست کرد که نه تنها "چرخش قدرت را بر نمی تابید ، بلکه پسرش سیف الاسلام را مهیای جانشینی خود کرده بود. حتی این اواخر نیز که انقلابیون خواستار کناره گیری او بودند ، می گفت که به شرطی در این باره گفت و گو می کند که پسرش بر جای او بنشیند!

قذافی را نه شعارهای مردم و گلوله و توپ و تانک انقلابیون و نه موشک ها و بمب های ناتو ، که توهم خودش به زیر کشید و نابود کرد. قذافی ، بزرگ ترین دشمن قذافی بود و دشمن بعدی او نیز اطرافیانی بودند که ده ها سال مجیز او را گفتند و توهمش را تقویت کردند.

دیکتاتورها همیشه دچار توهم اند و تنها هنگامی از توهم در می آیند که خیلی دیر شده است کما این که مبارک در قفس به خود آمد ، بن علی در تبعید و صدام در پای چوبه دار .
قذافی نیز که اکنون عزادار مرگ و اسارت اعضای خانواده اش است ،شاید در مخفی گاه خود ، از توهم به درآمده باشد.

  'معمر قدافي' كه با بيش از 40 سال حكومت بر كشور نفتي ليبي به حاكم جنجالي شهرت يافت، اكنون پايان جنجالي تر قدرت را تجربه مي كند، زيرا پس از چندين ماه مقاومت در برابر مردم انقلابي كه هزاران كشته و ميلياردها دلار خسارت به همراه داشت، روزهاي سخت پس از سقوط را پيش رو دارد.

'معمر محمد عبدالسلام أبو منيار القذافي' در سال 1942 در شطيب الكرعيه در وادي جارف در شهر سرت بين بنغازي و طرابلس در خانواده اي باديه نشين به دنيا آمد و در سال 1956 به همراه خانواده به شهر سبها در جنوب رفت.

قذافي در كالج نظامي يونان و انگلستان تحصيل كرد و حاصل دو بار ازدواج وي نيز هفت پسر و يك دختر همراه يك فرزند خوانده است.

سرهنگ قذافي در 27 سالگي توانست همراه گروهي از افسران ارتش، ادريس اول پادشاه ليبي را در كودتاي بدون خونريزي از قدرت بركنار كند.

وي كه در سال 1969 خود را رهبر ليبي خواند بين سال هاي 1970 تا 1972 وظايف نخست وزيري را نيز برعهده داشت.

قذافي تا سال 2011 كه ناآرامي‌هاي خاورميانه به ليبي رسيد با مخالفان رژيم سرسختانه برخورد مي‌كرد.

معمر قذافي همچنين در فوريه سال 2009 به عنوان رييس دوره‌اي اتحاديه آفريقا انتخاب شد.
وي با اينكه بطور رسمي داراي هيچ مقام يا عنواني نبود، ولي رييس مجلس شوراي انقلاب در ليبي نيز به شمار مي رفت و در بيانيه هاي حكومتي و مطبوعات دولتي از او با القاب تشريفاتي رهنماي انقلاب كبير سوسياليستي يكم سپتامبر خلق جمهوري عربي و رهبر برادرانه و رهنماي انقلاب ليبي نام برده مي شد.
فلسفه سياسي او با عنوان كتاب سبز منتشر شد كه تلاش داشت به عنوان جايگزين سوسياليسم و كاپيتاليسم معرفي كند، در حاليكه برداشتي التقاطي از مكاتب مختلف با افزوده‌هايي از دين اسلام بود.
قذافي در سال 1977 نظام حكومتي با عنوان جماهيريه يا حكومت توده‌ها را به ليبيايي‌ها تحميل كرد كه ابزار وي براي اداره كشور از طريق كنگره‌ها و كميته‌هاي مردمي بود.

طي اين سال‌ها، سرهنگ قذافي در ليبي قدرت را به طور كامل در دست داشت و به طور انفرادي بر اين كشور حكومت كرد.

تفكرات سياسي قذافي التقاطي از پان عربيسم و چپ ماركسيستي بود و بنا بر گفته خودش به شدت از جمال عبدالناصر تاثير پذيرفته بود.

قذافي نيز مانند ديگر حاكمان مستبد هم عصر چون حسني مبارك، صدام حسين، زين العابدين بن علي و علي عبدالله صالح از ماجراي فلسطين به عنوان وسيله اي براي افزايش محبوبيت خود استفاده كرد.
هرچند وي به شدت منتقد مبارزات گروه هايي چون حماس و حزب الله بود ولي آرزو داشت اتحاد استراتژيك با مصر و سوريه براي آزادي قدس ايجاد كند.

مسيري كه سرهنگ قذافي براي دستيابي به اهداف سياست خارجي ليبي انتخاب كرد در ابتدا استفاده از عوامل مسلح در اقصي نقاط جهان بود كه كه اوج آن، بمب گذاري مرگبار در هواپيما انگليسي موسوم به پرونده لاكربي است.

ماجراي لاكربي غرب را به اين نتيجه رساند تا فشار زيادي بر قذافي بياورد و سرانجام وي با پذيرش مسوليت اين عمليات، مجبور به عقب نشيني در زمينه پرداخت غرامت سنگين به دولت اسكاتلند و تحويل عامل اين حمله به اسكاتلنديارد شد.
دومين رويارويي قذافي با غرب در زمينه پرونده هسته‌اي ليبي بود. قذافي با كمك پاكستان و كره شمالي توانسته بود به حدي از توان هسته اي دست پيدا كند كه فشار اقتصادي و حملات هوايي آمريكا، طرابلس را وادار كرد در مقابل فشارها تسليم شود و تمام تجهيزات هسته‌اي كشورش را سوار بر كشتي به آمريكا تحويل دهد.
پس از اين عقب نشيني استراتژيك، آمريكا به قذافي در عصر پس از فروپاشي شوروي روي خوش نشان داد و به مرور وي به عنوان يكي از تامين كنندگان نفت غرب شناخته شد و غربي ها نيز به اين كشور در حوزه شمال افريقا آزادي عمل بيشتري دادند.

مهمترين پرونده قذافي در سال‌هاي گذشته سرنوشت امام موسي صدر است. قذافي در يك ماجراجويي ديگر روحاني محبوب لبناني ها را ربود و تمام اسناد درباره اين اقدام را انكار كرد.

از سوي ديگر، درآمدهاي نفتي منجر به توسعه پايدار در ليبي نشد و اين كشور همچنان دچار فقر و مشكلات است درحاليكه قذافي و فرزندانش براساس گزارش هاي مختلف رسمي و غير رسمي، ميليون‌ها دلار از اين سرمايه را صرف خوشگذراني و فساد اخلاقي خود در ايتاليا و فرانسه مي كردند.

پس از سقوط حاكم تونس، آتش نارضايتي ها به ليبي رسيد اما قذافي كه در عرصه سياست جهاني به آقاي خاص شهرت دارد، با تانك، سلاح هاي سنگين و جنگنده بمب افكن به ميدان سركوب آمد.
اين وضعيت سبب شد تا غرب مانند پرونده يوگسلاوي پس از فروپاشي در ميانه دهه 90 ميلادي، با توجيه حفظ جان غيرنظاميان، از اين فرصت به سود خود استفاده كند.

غرب با استفاده از ناتو به عنوان بازوي جنگي خود و موج بمباران هاي اهداف نظامي و غير نظامي، اكنون در كانون وقايع ليبي قرار دارد و سرهنگ نيز كه بازداشت پياپي فرزندانش را تجربه مي كند، بايد منتظر برگزاري دادگاهي باشد كه براي بررسي اتهام ارتكاب جنايت عليه بشريت برگزار خواهد شد.

از ديگر سو، انقلابيون كه اينك طرابلس را در اختيار گرفته اند و آماده حكومت بر كشور مي شوند با معادله پيچيده سازماندهي خود، ليبي پس از قذافي و نقش اردوگاه غرب در كشورشان روبرو هستند.

تبیان: سال‌ها آثار رنگ‌ها بر روي بدن، روحيات و طرز تفكر انسان توسط دانشمندان مورد مطالعه قرار گرفته است. دوست داشتن يك رنگ توسط انسان ناشي از احساسي است كه آن رنگ به خصوص در او ايجاد مي‌كند.

رنگ‌ها مي‌توانند تأثير مثبت يا منفي روي ما داشته باشند. آيا با پوشيدن لباسي با رنگ خاص، يا بودن در يك اتاق با يك رنگ خاص احساس ناراحتي كرده‌ايد؟

آيا رنگ يا رنگ‌هايي را مي‌شناسيد كه باعث ايجاد حسي مطلوب و خوشايند در شما گردند؟ رنگي كه مي‌پوشيم يا در محيط اطرافمان انتخاب مي‌كنيم، احساس دروني را بيان مي‌كند.

حال به شما ياد مي‌دهيم كه چگونه با استفاده از رنگ ها، استرس را از خودتان دور كنيد و يك حس خوشايند و مثبت در خودتان ايجاد كنيد.

1- از رنگ صورتي استفاده كنيد.
اين رنگ، آرامش دهنده است. شما مي‌توانيد از رنگ صورتي در حمام، اتاق خواب يا ساير قسمت‌هاي خانه‌تان استفاده كنيد. با پوشيدن لباس صورتي يا استفاده از لوازم صورتي رنگ مي‌توانيد آرامش دروني‌تان را افزايش دهيد و ميزان توان و انرژي‌تان را متعادل نماييد.

2- اگر احساس غمگيني و دلتنگي مي‌كنيد از زرد استفاده كنيد.
زرد، رنگ فوق العاده اي براي تقويت روحيه شما و دور كردن افسردگي است.

3- براي ايجاد محيطي آرام و داشتن خواب خوبي در شب از رنگ آبي استفاده كنيد.
آبي، رنگ مناسبي براي آرامش اعصاب است. اين رنگ آرامش خاطر و سر حالي را افزايش مي‌دهد. اگر شما دچار بي‌خوابي در شب هستيد، سعي كنيد از رنگ آبي براي ديوار اتاق يا لوازم موجود در آن استفاده كنيد.

رنگ تخت خواب خود را آبي انتخاب كنيد و لباس خواب آبي بپوشيد. هم چنين پوشيدن لباس آبي رنگ، هنگام سخنراني در يك جمع مناسب است، زيرا ايجاد ارتباطات خوب را افزايش مي‌دهد.

4- از رنگ سبز در محيط زندگي و در جالباسي خود استفاده كنيد.
رنگ سبز خيلي آرامش دهنده است. سبز باعث افزايش تعادل و كاهش اضطراب مي‌شود. داخل خانه خود را با لوازم سبز رنگ بياراييد، مثل گياهان آپارتماني. اگر احساس خشكي و كم آبي داريد، لباس سبز رنگ بپوشيد.

5- كمي هم از رنگ بنفش در زندگي خود استفاده كنيد.
بنفش نشان دهنده حكمت و دانايي، صلح و دوستي و قوت و توانايي است. براي ايجاد صفاي دروني، لباس بنفش بپوشيد. براي افزايش صلح و صفاي خانه، از رنگ بنفش در آن استفاده كنيد.

6- رنگ سفيد نشان دهنده تميزي و پاكيزگي است.
استفاده از رنگ سفيد در دكوراسيون داخل خانه باعث ايجاد حس تميزي، تازگي و فضاي باز اتاق مي‌شود.

پوشيدن لباس سفيد باعث پاكيزگي ذهن و روح مي‌شود. مسئله مهم ديگر در رابطه با استفاده از رنگ سفيد در داخل خانه اين است كه سفيد با هر چيزي جور است. رنگ سفيد كوچك‌ترين كثيفي و آلودگي را نشان مي‌دهد، در نتيجه باعث مي‌شود هميشه لباس يا لوازم خود را تميز نگه داريم و به همين شكل روي احساساست دروني ما اثر دارد، يعني باعث مي شود آلودگي هاي درون را از بين ببريم.

آخرین باری كه خندیدید كی بود؟ یادتان هست؟ منظور یك خنده خوب و از ته‌دل است؛ خنده‌ای كه صورت شما را سرخ كند و هنگام خندیدن اشك از چشمانتان جاری شود. البته خندیدن آسان است، اما هنگامی كه بتوانید اندیشه‌های خود را تحت تسلط‌ در‌آورید می‌توانید ادعا كنید به كنترل شادمانی خود نیز دست یافته‌اید.

وقتی اصول شادمان زیستن را بیاموزید، آن وقت به آسانی می‌توانید با كمك آن بهتر زندگی كنید. خندیدن و شاداب بودن كاملا طبیعی است. خنده چیز كوچكی است كه می‌تواند نتایج بزرگ بر جای گذارد. هیچ غذایی مغذی‌تر از شادمانی نیست. پس اگر قرار است روزی تصمیم بگیرید شاد و خوشحال باشید، چرا آن روز همین امروز نباشد؟ بنابراین با خنده و شادی و نشاط به استقبال روز جدید بروید.

خنده را فراموش نكنید.

شوخ‌طبع باشید.

به زندگی خود شادی ببخشید.

خود را شاداب و خندان نگه دارید.

تبسم كردن را تمرین كنید‌ تا برای شما عادت شود.

هر روز خندیدن از ته دل را بیاموزید.

چنانچه خواهان شادی هستید، باید آن را در خود بوجود آورید.

كلمات خوب و شادی بخش بر زبان آورید.

از دیگران با تبسم و بیان جمله‌ای دلنشین استقبال كنید.

با خنده پیش از اخم كردن، از شر نگرانی خلاص شوید.

روزهای بد خود را از طریق خندیدن، به روزهای خوب و شاد تغییر دهید.

در مورد چیزهایی كه باعث خوشی و شادی شما می‌شوند، فكر كنید،
سپس تا آنجا‌ كه ممكن است به سوی این شادی‌ها بروید.

به زندگی با دیدی مثبت و همراه با شوخ طبعی و نشاط نگاه كنید.

كوشش كنید‌ كارهایی انجام دهید كه به زندگی شما شادی ببخشد.

برای تندرست زیستن، خنده، بهترین اكسیر است.

ناامیدی را از خود دور كنید.

مثبت‌اندیش باشید.

به موسیقی آرام گوش دهید.

خانه خود را به یك مكان شاد تبدیل كنید.

بردبار و شكیبا باشید.

اضطراب را كنار بگذارید.

فشارهای روحی را از خود دور كنید.

از پیله خود بیرون بیایید.

با ورزش شاداب و با نشاط شوید.

اعتماد به نفس خود را تقویت كنید. به آنچه می‌دانید، اعتماد داشته باشید.

كار خود را بخوبی انجام دهید و یقین داشته باشید كه
احساس نشاط، موفقیت و افتخار خواهید كرد.

با دست كشیدن از یك عادت بد، عزت نفس خود را بالا ببرید.

خود را با اندیشه‌های شاد و آرام بخش سرشار كنید.

زود از كوره در نروید.

نگذارید چیزهای كوچك، شما را خشمگین كند.

كوشش كنید در برخوردها آرام باشید.

به خود ایمان داشته باشید.

قدر زندگی‌تان را بدانید.

زندگی را چنانچه هست، با تمام مشكلاتش قبول كنید.

هرگز یاس و ناامیدی را به حریم ذهن خود راه ندهید.

و بیش از پیش بخندید تا دنیا به رویتان بخندد.

اگر شما يك مادر شاغل هستيد، بايد كمي روي زمانبندي‌هاي روزانه‌تان كار كنيد و نگذاريد كه كمبود وقت، شما را فراموشكار يا بي‌دقت كند. ما به شما چند راه براي داشتن يك زمانبندي عملي و موفق را پيشنهاد مي‌كنيم.

زن جامعه مدرن، ميلي به خانه‌نشيني ندارد. براي اثبات توانايي‌هايش پابه‌پاي مرد خانه كار مي‌كند و به دليل احساس مسئوليتش كارهاي خانه را هم يك‌تنه به دوش مي‌كشد. آمدن مسئوليت‌هاي تازه به زندگي زنان مدرن و از طرف ديگر حذف نشدن مسئوليت‌هاي قبلي، چند سال بعد او را خسته مي‌كند، انرژي‌اش را كم مي‌كند و باعث مي‌شود كه در هيچ‌كدام از2 وظايفش كه مي‌خواهد نباشد. در جامعه‌اي كه يك پايش پشت خط مدرنيت است و يك پايش هم در زمين سنت، كار كردن و داشتن يك زمانبندي موفق كار آساني براي زنان نيست.

اگر شما يك مادر شاغل هستيد، بايد كمي روي زمانبندي‌هاي روزانه‌تان كار كنيد و نگذاريد كه كمبود وقت، شما را فراموشكار يا بي‌دقت كند. ما به شما چند راه براي داشتن يك زمانبندي عملي و موفق را پيشنهاد مي‌كنيم.

روزتان را با خودتان شروع كنيد
اگر نتوانيد روز خوبي را براي خودتان بسازيد، در كارتان هم موفق نخواهيد شد. زنان شاغل دردسرهاي زيادي دارند؛ آماده كردن بچه‌ها براي مدرسه و بسياري وظايف مادرانه كارشان را دشوار‌تر از ديگر كارمندها مي‌كند. اگر شما در گروه زنان خانه‌دار هستيد، بايد قبل از رسيدن به هر كاري كمي براي خودتان وقت بگذاريد؛ يك دوش آب خنك بگيريد، كمي به ظاهرتان برسيد؛ يك ليوان قهوه يا چاي براي شروع روزتان درست كرده و بعد به ديگر وظايف‌تان رسيدگي كنيد. با نيم ساعت زودتر بيدار شدن، شما مي‌توانيد روزتان را با آماده كردن خودتان شروع كنيد و نه رسيدن به كارهاي ديگران.


فردا را پيش‌بيني كنيد
نگراني از كارهاي عقب‌مانده به آساني مي‌تواند روز شما را خراب كند. وقتي شما برنامه‌ريزي منظمي براي كار فرداي‌تان نداريد، در لحظه لحظه زماني كه بايد به استراحت اختصاص دهيد، ذهن‌تان مشغول خواهد بود، درحالي‌كه با اين مشغوليت به نتيجه مثبتي براي كارتان هم نخواهيد رسيد. اگر نمي‌توانيد مسائل كاري‌تان را به خانه نياوريد، بهتر است زمان كار خانگي‌تان را محدود كنيد. شما بايد چند دقيقه‌اي را براي برنامه‌ريزي كار فرداي‌تان درنظر بگيريد. روي يك مبل دراز بكشيد و چشم‌هاي‌تان را ببنديد و چند دقيقه به فردا فكر كنيد تا آنچه را كه مي‌خواهيد پله‌پله در ذهن‌تان بچينيد. اگر اين كار هم به شما آرامش نمي‌دهد، وسواس‌تان را با دست گرفتن قلم و كاغذ برطرف كنيد. سعي كنيد آنچه را كه مي‌خواهيد انجام دهيد در فهرستي بنويسيد و در كيف‌تان بگذاريد و سعي كنيد به محض تمام كردن آن فهرست، ديگر به كارتان فكر نكنيد. خانه بايد براي شما جاي آرامش باشد و نه اضطراب كاري كه 24ساعت خودش را همراه شما مي‌كند.

يك تنه پيش نرويد
سعي نكنيد همه كارها را به تنهايي بر عهده بگيريد. انجام تمامي كارهاي خانه، بزرگ كردن بچه‌ها و انجام كارهاي بيرون چيزي نيست كه به تنهايي از پسش بر بياييد. شايد شما بتوانيد همه اين كارها را انجام دهيد اما در چنين شرايطي يا به خودتان آسيب مي‌زنيد يا كارهاي‌تان را نيمه‌كاره پيش مي‌بريد. مهم نيست كه ديگر اعضاي خانواده‌تان به‌خوبي شما آشپزي نمي‌كنند يا اين‌كه مثل شما از عهده آماده كردن صبحانه و غذاي فردا بر نمي‌آيند. شما بايد كارهاي خانه را به تناسب توانايي و زماني كه هر فرد دارد، بين اعضاي خانواده‌تان تقسيم كنيد. يادتان نرود كه شما هم مثل ديگر افراد خانواده سهمي از اين كارها داريد، پس عادل باشيد و كمال‌گرايي در اين مورد را فراموش كنيد.

مراقب خودتان باشيد
خودتان را قرباني كارتان نكنيد. شما به صبحانه مختصري كه بدون فشار و عجله صرف شود احتياج داريد پس تحت هيچ شرايطي از آن صرف‌نظر نكنيد. اگر بايد صبح زود سركارتان حاضر شويد بايد از شب قبل خودتان را براي همه چيز آماده كنيد. قبل از خوابيدن چيزي براي صبح آماده كنيد و چند ميوه يا يك خوراكي ساده را براي خوردن در ميان روز آماده كنيد. شما براي آماده نگه داشتن ذهن‌تان به بدني آماده نياز داريد پس هيچ‌چيز را بي‌اهميت ندانيد.

نگاهي به تقويم‌تان بيندازيد
چك كردن تقويم تنها براي يادآوري روزهاي تعطيل و مناسبت‌هاي عمومي به درد نمي‌خورد. شما بايد برنامه‌هاي‌تان را در تقويم روي ميزي و تقويمي كه در كيف‌تان مي‌گذاريد يادداشت كنيد. قرار ملاقات‌هايي كه در روزهاي آينده داريد، برنامه‌هاي پزشكي يا تاريخ جلسه اوليا و مربيان كودكان‌تان و تمام چيزهايي كه انجام‌شان براي‌تان اهميت دارد را در اين تقويم يادداشت كنيد. شما بايد هر روز بعد از برگشتن به خانه و هر صبح قبل از شروع كردن كارتان تقويم روزهاي آينده را چك كرده و براي‌شان برنامه‌ريزي كنيد.

كمي استراحت كنيد
چند دقيقه استراحت كنيد تا بتوانيد در ساعات كاري‌تان بهتر كار كنيد. چاي كيسه‌اي يا قهوه فوري را روي ميزتان داشته باشيد و با يك ليوان آب جوش و درست كردن يك نوشيدني گرم سعي كرده خستگي‌تان را كمتر كنيد. هر 10 دقيقه يك‌بار چند ثانيه‌اي نگاه‌تان را از روي مانيتور برداريد. هر نيم ساعت يك‌بار از روي صندلي كارتان بلند شويد و با قدم زدن به كمرتان استراحت دهيد. سعي كنيد حواس‌تان به دقايق باشد و وقت استراحت‌تان از چيزي كه بايد باشد طولاني‌تر نشود.

وقت‌تان را تلف نكنيد
بيشترين اتلاف‌وقت شما در صحبت‌هايي كه هر لحظه با همكار بغل‌دستي‌تان داريد و تلفن‌ها و ايميل‌هاي گاه و بي‌گاه مي‌گذرد. سعي كنيد زماني مشخص را براي رسيدگي به نيازهاي ارتباطي‌تان درنظر بگيريد. مثلا ابتداي روز يا پايان كار ايميل‌هاي‌تان را چك كنيد. مسنجرتان را راه نيندازيد يا اين‌كه مقابلش بنويسيد كه مشغول كارهستيد تا ديگران با درك كردن شرايط شما مزاحم كارتان نشوند. اگر نتوانيد تعادلي ميان اين مناسبات برقرار كنيد، در پايان روز با انبوهي از كارهاي عقب‌افتاده روبه‌رو مي‌شويد و نمي‌توانيد در خانه هم از شر كار و فكر كردن به آن‌ها راحت شويد.

زندگي را متوقف نكنيد
قطعا شما به غير از كار اداري‌تان نياز به رسيدگي به اتفاقات ديگري هم داريد. كارهاي بانكي يا اداري‌ كه بايد به آن‌ها رسيدگي كنيد يا ديدن دوستان و خانواده‌تان بايد بخشي حذف نشدني در برنامه شما باشد. براي كسي كه نزديك به 10 ساعت از روزش را در محيط اداره‌اش حضور دارد، رسيدگي به اين كارها آسان نيست اما شما بايد هر كدام از كارهاي‌تان را در يك بعدازظهر از هفته‌تان انجام دهيد. نگذاريد كه اين موضوع به شما استرس وارد كند بلكه سعي كنيد با برنامه‌ريزي آن را مهار و مديريت كنيد.

يخچال‌تان را خالي نگذاريد
زمانه تغيير كرده. ديگر نيازي نيست كه ساعت‌ها براي پاك كردن و شستن سبزي‌ها وقت بگذاريد يا هميشه غذاي‌تان را با مواد تازه درست كنيد. براي يك زن شاغل چنين كارهاي ساده‌اي شايد بسيار وقت‌گير و حتي دست‌نيافتني باشد. شما بايد موقعيت خودتان را درك كنيد و با صحبت كردن با همسرتان از او هم بخواهيد كه شرايط‌تان را درك كند. اگر شما كسي را نداريد كه براي انجام برخي امور خانه از او كمك بگيريد، مي‌توانيد آرمان‌گرايي را كنار بگذاريد از برخي مواد آماده استفاده كنيد كه هم هميشه مواد مورد نيازتان را در يخچال داشته باشيد و هم با سرعت بيشتري غذاي‌تان را آماده كنيد.

آماده كار باشيد
از شب قبل سعي كنيد همه چيز را براي فردا صبح‌تان آماده كنيد. لباس‌هاي‌تان را آماده كرده و به اين‌كه فردا قرار است چه چيزهايي را بپوشيد فكر كنيد. موبايل‌تان را قبل از خواب شارژ كنيد. كمي پول نقد براي روز بعد در كيف‌تان گذاشته و مداركي كه براي كارهاي فردا به آن احتياج داريد را در كيف‌تان بگذاريد. اگر فكر مي‌كنيد ممكن است برخي نيازهاي‌تان را فراموش كنيد، مي‌توانيد چك ليستي از احتياجات‌تان را تهيه و نيازهاي فرداي‌تان را قبل از رسيدن روز قبل آماده كنيد.

پس از به خاک سپردن پیکر مبارک حضرت على(ع)، در روز 21 رمضان امام حسن(ع) به منبر رفت و خطبه اى خواند.
فردا: ابن ملجم مرادی یکی از از خوارج بود که به قصد جان حضرت علی(ع) به کوفه آمد و با تحریک "قطام" به این کار ترغیب‌تر شد، وی نوزدهم ماه مبارک رمضان با شمشیر آلوده به زهر خود فرق مبارک حضرت را شکافت و بنا به وصیت امیرالمؤمنین با یک ضربه شمشیر قصاص شد.

پس از به خاک سپردن پیکر مبارک حضرت على(ع)، در روز 21 رمضان امام حسن(ع) به منبر رفت و خطبه اى خواند.

پس از خواندن خطبه فرمان داد تا ابن ملجم را حاضر کنند، امام(ع) به او فرمود: چه چیز تو را بر آن داشت تا امیرالمؤمنین را شهید و رخنه در دین انداختى.

ابن ملجم گفت: با خدا عهد کرده بودم پدر ترا به قتل برسانم، لاجرم به عهد خود وفا نمودم، اگر مى خواهى امان ده به شام روم و معاویه را به قتل برسانم و دوباره به نزد تو بازگردم، اگر خواستى مرا مى کشى و یا اینکه مرا مى بخشى.

امام فرمود: هیهات! آب سرد نیاشامى، تا اینکه به جهنم واصل شوى.

در تاریخ آمده ابن ملجم گفت: مرا سرّى است که مى خواهم در گوش تو بگویم، حضرت مانع شد و فرمود: اراده کرده از شدت عداوت گوش مرا با دندان برکند.

حضرت علی(ع) در آخرین ساعات زندگی به مدارا با ابن ملجم وصیت کرد. پس از وفات علی، ابن ملجم را برای قصاص نزد حسن پسر علی آوردند. حسن پسر علی به وصیت پدرش، با یک ضربه شمشیر ابن ملجم را قصاص کرد.

سامانه ویکیپدیا به نقل از چند منبع معتبر جهانی اسامی بیلیونرهای ایرانی را منتشر کرده است.
آتی نیوز : سامانه ویکیپدیا به نقل از چند منبع معتبرجهانی اسامی بیلیونرهای ایرانی را منتشر کرده است.در این رده بندی اسامیایرانیانی که حداقل ۱۰۰میلیون دلار آمریکا ثروت دارند دیده می شود.

۱-در صدر این فهرست سام نظریان با سرمایه ای بالغ بر ۱۲۲ بیلیون دلار درجایگاه اول قرار دارد.سام نظریان ۳۶ ساله، متولد ۱۳۵۴ در یک خانوادهٔیهودی در ایران، فرزند یونس نظریان بنیانگذار شرکت بزرگ کوالکام و فارغالتحصیل دانشگاههای نیویورک و کالیفرنیای جنوبی است. نظریان بنیانگذار ومدیر عامل شرکت SBE Entertainment Group و سرمایه گذار معتبر ترین وپرشکوه ترین تاسیسات تفریحی در لس آنجلس، لاس وگاس و میامی است.گفتنی استکه شعبه یکی از کلوب های وی همزمان با بازی حامد حدادی درآن ورزشگاهافتتاح شد.

لازم به ذکر است که ماشین وی تنها ۱ میلیون دلار قیمت دارد.



۲-نفر دوم این فهرست پیر امیدیار معروف و مالک سایت ای بی است.ثروت وی درسال ۲۰۱۱ ۶/۷ بیلیون دلار برآورد شده است.وی که جایگاه ۲۹ ثروتمندان جهانرا به نام خود کرده است، رئیس و موسس سایت ای‌بی (e-bay) اولین ومعروفترین وب‌گاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی است که تا آخر سال۱۹۹۸ ۱/۲ میلیون عضو ۷۵۰ میلیون دلار حجم معاملات و حدود ۸ میلیون دلارسود کسب کرده بود .این شرکت بیش از ۶۰۰۰ کارمند ۴۶ میلیون مشتری ثبت شده و۴۴۱ میلیون دلار سود خالص در سال ۲۰۰۵ داشته‌است.



۳-جایگاهبعدی در اختیار مانی مشعوف است.وی یک تاجر ایرانی آمریکایی و بنیانگذار ورئیس bebe stores, inc است. مانی مشعوف ۶۸ ساله پیش از افتتاح اولین بوتیکزنانه خود در سال ۱۹۷۶، استیک فروشی داشته است. ثروت وی ۱/۳ بیلیون دلارتخمین زده شده است. او در اواخر دهه محصولات خود را در سریالهای محبوبتلویزیونی آمریکا بطور غیر مستقیم معرفی می‌کرد و در سال ۱۹۹۸ شرکتش راسهامی‌ عام کرد.



۴-نفربعدی فهرست منتشر شده ناصر داوود خلیلی است. داوود خلیلی ۴۶ ساله ازثروتمندترین افراد بریتانیا نیز معرفی شده است. ثروت وی در حدود ۱ بیلیوندلار تخمین زده شده است.وی حتی از ملکه انگلستان نیز ثروتمندتر است.

داوودخلیلی به خاطر داشتن مجموعه‌ای از آثار هنری مشهور شده است. بخش عمدهدارایی او را مجموعه‌ای از آثار هنری ایرانی و اسلامی تشکیل می‌دهد کهبالغ بر ۲۰٫۰۰۰ شیء هنری و عتیقه و مجموعه آثار هنری ایرانی و اسلامی اشتشکیل می دهد که خود او ارزش آن را بیش از یک میلیارد پوند می داند.



۵-جایگاهبعدی فهرست در اختیار امید کردستانی است.وی ۴۸ سال سن دارد و نایب‌رئیسارشد بخش فروش و عملکرد جهانی شرکت گوگل است. او دارای سابقه‌ای بیش از ۱۲سال در زمینه فناوری سطح بالا در شرکت‌های پیشروی اینترنتی مانند نت‌اسکیپاست. او همچنین نائب‌رئیس بخش توسعهٔ کسب و کار و فروش در این شرکت بود وتوانست بازده مالی وب‌گاه نت‌اسکیپ را در عرض ۱۸ ماه از ۸۸ میلیون دلار درسال به بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در سال برساند.

او یکی ازثروتمندترین ساکنین کالیفرنیای شمالی است. مجله سن خوزه ارزش دارایی‌هایوی را ۱٫۹ میلیارد دلار برآورد کرده است.همچنین ماهنامه فوربس وی را بهعنوان دومین ثروتمند ایرانی در جهان معرفی می کند.



۶-اسحاق لاریان نفر بعدی این فهرست است.وی ۵۵ سال سن دارد و ثروتش بالغ بر۷۲۳ میلیون دلار تخمین زده شده است.اسحاق لاریان سازنده عروسک های «برتز»متولد ١٣٣٢ درشهر کاشان است. او هم اکنون صاحب «ام جی ای» بزرگ ترینکارخانه عروسک سازی جهان است که توسط یک فرد و بدون سرمایه گذاری شرکااداره می شود.

او در سال ٢٠٠٠ تصمیم به ساختن عروسک های «برتز»گرفت که دو نوع از این عروسک ها به نام های ایرانی فرزندان او ، کامران ویاسمین خوانده می شوند.



۷- نفر بعدی پل مریج است.وی ۶۵ سال سن دارد و مخترع و مالک هات پاکتس است.ثروت وی ۶۰۰ میلیون دلار برآورد شده است.



۸-ایرانیبیلیونر بعدی،پسر علی خسروشاهی بنیان گذار کارخانجات مینو است.ثروت وی۵۹۲میلیون دلار برآورد شده است.خسروشاهی ثروتمندترین ایرانی مقیم کاناداست.

حسنخسروشاهی کارآفرین کانادایی ایرانی تبار متولد ۱۳۱۹ در شهر تهران است .ویمالک و موسس فروشگاه‌های زنجیره‌ای قطعات الکترونیکی به نام Future Shopاست وتعداد شعبات شرکت وی در آمریکای شمالی به ۱۱۸ میرسد.



۹-نفر بعدی که جوان ترین ثروتمند ایرانی است با ۱۷ سال سن ثروتی بالغ بر ۱۲۲میلیون دلار دارد.علی الدوبیخی مالک شرکت Camel Trading Group است.

اپيزود اول: کاباره
صبح یکی از روزها با هم به" کاباره پل کارون "رفتیم . به محض ورود، نگاهش به گارسون جدیدی افتاد که سر به زیر، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود . با تعجب گفت: این کیه؟ تا حالا اینجا ندیده بودمش؟! در ظاهر، زن بسیار باحیائی بود. اما مجبور شده بود بدون حجاب به این کار مشغول شود . شاهرخ جلوی میز رفت و گفت :همشیره تا حالا ندیده بودمت،تازه اومدی اینجا ؟! زن خیلی آهسته گفت: بله، من از امروز اومدم . شاهرخ دوباره با تعجب پرسید : تو اصلا قیافت به این جور کارها و این جور جاها نمی خوره،اسمت چیه؟ قبلا چیکاره بودی؟

زن در حالی که سرش رو بالا نمی گرفت گفت: مهین هستم، شوهرم چند وقته که مرده، مجبور شدم که برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا! شاهرخ ،حسابی به رگ غیرتش برخورده بود ،دندانهایش را به هم فشار می داد ،رگ گردنش زده بود بیرون ،بعد دستش رو مشت کرد و محگم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت: ای لعنت بر این مملکت کوفتی!!

بعد بلند گفت: همشیره راه بیفت بریم، همینطور که از در بیرون می رفت رو کرد به ناصر جهود(صاحب كاباره) و گفت: زود بر می گردم! مهین هم رفت اتاق پشتی و چادرش رو سر کرد و با حجاب کامل رفت بیرون. بعد هم سوار ماشین شد و حرکت کردند. مدتی از این ماجرا گذشت. تا اینکه یک روز در باشگاه پولاد همدیگر را دیدیم . بعد از سلام و علیک ،بی مقدمه پرسیدم: راستی قضیه اون مهین خانم چی شد؟

اول درست جواب نمی داد. اما وقتی اصرار کردم گفت: دلم خیلی براشون سوخت ، اون خانم یه پسر ده ساله به اسم رضا داشت. صاحب خونه بخاطر اجاره، اثاث ها رو بیرون ریخته بود . من هم یه خونه کوچیک تو خیابون نیرو هوائی براشون اجاره کردم. به مهین خانم هم گفتم: تو خونه بمون بچه ات رو تربیت کن، من اجاره و خرجی شما رو میدم!!

اپيزود دوم: انقلاب
هر شب در تهران تظاهرات بود. اعتصابات و درگیریها همه چیز را به هم ریخته بود . از مشهد که بر گشتیم . شاهرخ برای نماز جماعت رفت مسجد. خیلی تعجب کردم. فردا شب هم برای نماز مسجد رفت . با چند تا از بچه های انقلابی آنجا آشنا شده بود. در همه تظاهراتها شرکت می کرد. حضور شاهرخ با آن قد و هیکل و قد، قوت قلبی برای دوستانش بود .

البته شاهرخ از قبل هم میانه خوبی با شاه و درباری ها نداشت. بارها دیده بودم که به شاه و خاندان سلطنت فحش می دهد.


ارادت شاهرخ به امام تا آنجا رسید که در همان ایام قبل از انقلاب سینه اش را خالکوبی کرده بود. روی آن هم نوشته بود: خمینی، فدایت شوم.

اپيزود سوم: جنگ
دومین روز حضور من در جبهه بود. تا ظهر در مقر بچه ها در هتل کاروانسرا بودم ،پسرکی حدود پانزده سال همیشه همراه شاهرخ بود . مثل فرزندی که همواره با پدر است.

تعجب من از رفتار آنها وقتی بیشتر شد که گفتند:این پسر، رضا فرزند شاهرخ است!! اما من که برادرش بودم خبر نداشتم . عصر بود که دیدم شاهرخ در گوشه ای تنها نشسته. رفتم و در کنارش نشستم. بی مقدمه و با تعجب گفتم: این آقا رضا پسر شماست!؟

خندید و گفت: نه ،مادرش اون رو به من سپرده . گفته مثل پسر خودت مواظب رضا باش . گفتم مادرش دیگه کیه؟ گفت:مهین همون خانمی که تو کاباره بود. آخرین باری که براش خرجی بردم گفت: رضا خیلی دوست داره بره جبهه.من هم آوردمش اینجا.

ماجرای مهین را میدانستم ،برای همین دیگر حرفی نزدم....

اپيزود آخر
نیروی کمکی نیامد. توپخانه هم حمایت نکرد. همه نیروها به عقب آمدند. شب بود که به هتل رسیدیم .

آقا سید( شهید سید مجتبی هاشمی- جانشین جنگهای نامنظم) را دیدم، درد شدیدی داشت. اما تا مرا دید با لبخندی بر لب گفت: خسته نباشی دلاور، بعد مکثی کرد و با تعجب گفت: شاهرخ کو؟

بچه ها در کنار جمع شده بودند. نفس عمیقی کشیدم و چیزی نگفتم. قطرات اشک از چشمانم سرازیر شد ،سید منتظر جواب بود. این را از چهره نگرانش می فهمیدم.

کسی باور نمی کرد شاهرخ دیگر در بین ما نباشد. خیلی از بچه ها بلند بلند گریه می کردند. سید را هم برای مداوا فرستادیم بیمارستان. روز بعد یکی از دوستانم که رادیو تلویزیون عراق را زیر نظر داشت سراغ من آمد نگران و با تعجب گفت: شاهرخ شهید شده؟ گفتم چطور مگه؟ گفت: الآن عراقی ها تصویر جنازه یک شهید رو پخش کردند. بدن بی سر او پر تیر و ترکش و غرق در خون بود.

سربازان عراقی هم در کنار پیکرش از خوشحالی هلهله می کردند. گوینده عراق هم می گفت ما شاهرخ، جلاد حکومت ایران را کشتیم!

اثری از پیکر شاهرخ نیافتیم . او شهید شده بود. شهید گمنام. از خدا خواسته بود همه را پاک کند. همه گذشته اش را. می خواست چیزی از او نماند. نه اسم ،نه شهرت،نه قبر و مزار و نه هیچ چیز دیگر. اما یاد او زنده است. یاد او نه فقط در دل دوستان ،بلکه در قلوب تمامی ایرانیان زنده است. او مزار دارد. مزار او به وسعت همه خاکهای سرزمین ایران است.


 

http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/39128.JPG
 
  
مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست؟ سقراط به او گفت: "فردا به كنار نهر آب بیا تا ‌راز موفقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به كنار رود رفت.
سقراط از او خواست كه دنبالش به راه بیفتد.. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسیدند و ‌به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ‌ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.
جوان نومیدانه تلاش كرد خود را رها كند، امّا سقراط آنقدر ‌قوی بود كه او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند كه رنگش به كبودی گرایید و بالاخره توانست خود را ‌خلاصی بخشد.
‌همین كه به روی آب آمد، اولین كاری كه كرد آن بود كه نفسی بس عمیق كشید و هوا را به اعماق ریه‌اش فرو فرستاد. سقراط از او پرسید "زیر آب چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا." ‌سقراط گفت:
"هر زمان كه به همین میزان كه اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، ‌تلاش خواهی كرد كه آن را به دست بیاوری؛ 
راز دیگری ندارد".
 

این مهمانسرا یادگاری از دوران صفوی است که شهر اصفهان در آن ایام اعتلا و شکوه ویژه ای یافت به گونه ای که آن را «نصف جهان» نامیدند.
  "از قدیمی ترین هتل جهان گزارش می کنم…" این جمله ای است که گزارشگر شبکه خبری CNN در جریان برگزاری اجلاس اپک در اصفهان به سراسر جهان مخابره کرد. علاوه بر این گزارشگر، سایر خبرنگاران شبکه های تلویزیونی که برای پوشش اخبار این اجلاس در اصفهان گرد آمده بودند، با عناوینی چون «زیباترین هتل جهان» و «قدیمی ترین هتل جهان» اخبار خود را به اطلاع مخاطبان خود رساندند.

مهمانسرای عباسی با پشتوانه ۳۲۰ ساله هنوز به عنوان قدیمی ترین هتل دنیا به جهانیان معرفی نشده است.



گرچه هنوز قدیمی ترین هتل جهان به عنوان میراث جهانی به ثبت یونسکو نرسیده و تنها پشتوانه اش ثبت ملی آن در سال ۴۰ است، اما آیا این باور که مهمانسرای عباسی اصفهان با ۳۲۰ سال قدمت تاریخی می تواند به این عنوان نایل شود، در بین دست اندرکاران آن وجود دارد؟؟؟

این مهمانسرا یادگاری از دوران صفوی است که شهر اصفهان در آن ایام اعتلا و شکوه ویژه ای یافت به گونه ای که آن را «نصف جهان» نامیدند.

در میان آثار معماری به جای مانده از عصر صفوی، مجموعه مدرسه، بازار و کاروانسرای عباسی، در کنار خیابان چهارباغ اصفهان جای گرفته است. این مجموعه در سال های حکومت آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین ساخته شده است.



«بختیار حدادی» مدیرعامل مهمانسرای عباسی در خصوص اینکه چرا این هتل به عنوان قدیمی ترین هتل جهان ثبت نمی شود، گفت: «مهمانسرا در سال هایی که مورد بازسازی قرار گرفت، ثبت میراث ملی ایران شد اما هنوز هیچ تلاشی از سوی مسئولان میراث فرهنگی برای ثبت جهانی آن انجام نشده است.»

وی تاکید کرد: « اینکه مهمانسرای عباسی، قدیمی ترین هتل جهان است، موضوعی است که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است.»



وی یادآور شد: «در جست وجویی که در سایت های اینترنتی صورت گرفت، مشخص شد که تنها چند هتل با قدمت ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال در جهان وجود دارد که قابل رقابت با هتل ۳۲۰ ساله عباسی نیست.»

به گفته وی، برای نمونه هتل فوجیای ژاپن ۱۱۰ سال قدمت دارد که هنوز شکل سنتی خود را حفظ کرده است اما هتل عباسی اصفهان ۳۲۰ سال قدمت دارد که نقاشی های قدیمی و سنتی آن به همان شکل حفظ شده است.

حدادی گفت: «ثبت جهانی این اثر، باید از سوی مسئولان میراث فرهنگی و گردشگری دنبال شود زیرا که در حوزه وظایف آنان می گنجد.»



وی در پاسخ به اینکه آیا پیشنهاد ثبت جهانی این اثر از سوی مسئولان هتل به صورت رسمی به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ارایه شده است، گفت: «این بحث تنها به صورت شفاهی بین مسئولان مطرح شده و هنوز شکل مکتوب به خود نگرفته است.»

حدادی گفت: «اگر این بحث جدی شود، می توان این پیشنهاد را به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری داد تا در این زمینه تحقیقات لازم را انجام داده و به صورت مستند به یونسکو منتقل شود.»

وی تصریح کرد: «نگهداری بنای هتل، نقش ها و طرح های به جا مانده از عهد صفوی و قاجاریه در این هتل به قدری زیاد است که توانی برای پیگیری مسایل تبلیغاتی برای هتل و نیز ثبت این این باقی نگذاشته است.»

«نگهداری یک هتل مدرن غیر از هزینه های آن هیچ دغدغه ای را متوجه مسئولان آن نمی کند، اما نگهداری یک «هتل موزه» که همه جای آن پر از نقاشی به سبک های مختلف هنری و آثار ملی است، نیازمند صرف هزینه فراوان، نگهداری از آثار به شکل موجود و حفظ و بقای آن برای نسل های آینده را به دنبال دارد.»

مدیرعامل مهمانسرای عباسی تاکید کرد: «شرط نگهداری از یک بنای تاریخی حفظ کاربری آن است تا از تخریب آن جلوگیری شود. اگر این هتل بخواهد بدون استفاده گردشگران تنها به عنوان موزه استفاده شود، حتی یک دهه هم دوام نمی آورد و به زوال می رود.»

«برای نمونه علت تخریب سریع عمارت عالی قاپو، چهلستون و سایر بناهای تاریخی در سال های گذشته به این دلیل بوده که هرگز از آنان استفاده نکردند و به همین دلیل لزومی برای صرف هزینه برای بازسازی و نگهداری وجود ندارد.»

وی گفت: «مسئولان این مهمانسرا تاکید دارند که این مجموعه همواره به صورت یک مهمانسرا مورد استفاده قرار گیرد تا از بنا در برابر تخریب حفاظت شود.









گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


به بهانه سالروز مرگ او

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


حسین پناهی دژکوه (شاعر و بازیگر ایرانی) در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان كهگیلویه (دهدشت-سوق) در استان کهکیلویه و بویراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه ی آیت الله گلپایگانی رفته بود و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش بازگشت. چند ماهی در كسوت روحانیت به مردم خدمت می كرد. تا اینكه زنی برای پرسش مساله ای كه برایش پیش آمده بود پیش حسین می رود. از حسین می پرسد كه فضله ی موشی داخل روغن محلی كه حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینكه می دانست روغن نجس است، ولی اینرا هم می دانست كه حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین كند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشكلی ندارد. بعد از این اتفاق بود كه حسین علیرغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل كند كه در كسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند.

پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند. با پخش نمایش دو مرغابی در مه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت. نمایش های دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد او یکی از پرکارترین و خلاق ترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.

به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و طنز تلخش بازیگر نقش های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد. این مجموعه شعر تاكنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است.
او در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در زادگاهش شهر سوق، به خاک سپرده شد.

:: کارنامه هنری حسین پناهی

فیلم ها :
گذرگاه، گال، تیرباران، هی جو، نار و نی، در مسیر تندباد، ارثیه، راز کوکب، سایه خیال، چاووش، اوینار، هنرپیشه، مهاجران، مرد ناتمام، روز واقعه، آرزوی بزرگ، بلوغ، مریم مقدس، قصه های کیش (اپیزود اول، کشتی یونانی)، بابا عزیز.

مجموعه های تلویزیونی :

محله بهداشت، گرگها، رعنا، آشپزباشی، کوچک جنگلی، روزی روزگاری، مثل یک لبخند، ایوان مدائن، خوابگردها، هشت بهشت، امام علی، همسایه ها، دزدان مادربزرگ، آژانس دوستی، شلیک نهایی، آواز مه.


کتابها :

من و نازی، ستاره، چیزی شبیه زندگی، دو مرغابی درمه، گلدان و آفتاب، پیامبر بی کتاب، دل شیر.
علاوه بر اینها دو نوار با نامهای "سلام خداحافظ" و "ستاره" با شعر و صدای حسین پناهی نیز منتشر شده است.


جوایز :

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (مهاجران)
دوره 11 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1371

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (در مسیر تندباد)
دوره 7 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1367

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369

برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بزرگداشت حسین پناهی در دانشگاه تهران


به گزارش خبرگزاری آریا و به نقل از روابط عمومی ستاد بزرگداشت حسین پناهی؛ در آستانه هفتمین سالگرد درگذشت حسین پناهی همایش گمشده در هیاهوی شهر در دانشگاه تهران برگزار می شود. این برنامه که به بررسی ابعاد شخصیتی و هنری زنده یا حسین پناهی می پردازد، با حضور جمعی از کارگردانان، بازیگران و عوامل سینما، تئاتر و تلویزیون و فرهیختگان و هنر دوستان برگزار خواهد شد.
در این همایش هنرمندان به خاطره گویی از زنده یا حسین پناهی خواهند پرداخت، پخش سکانسهای بازی حسین پناهی به همراه نماهنگ اشعار پخش فیلم مستند و تقدیر از هنرمندان دیگر بخشهای همایش گمشده در هیاهوی شهر می باشد. اجرای این مراسم را رسول نجفیان و علی جرایریبه بر عهده خواهند داشت و در این مراسم هنرمندانی چون امیر شهاب رضویان، جهانگیر الماسی، آتیلا پسیانی، فردوس کاویانی، پژمان بازغی، مریم کاظمی، پرستو صالحی، فریبا آهنگ، نعیمه نظام دوست، کاظم هژیر آزاد، دکتر یوسف آسبالان، بهنام نوروزی، صبا کمالی و فرهاد جواهر کلام حضور خواهند داشت.

این همایش در روز چهارشنبه 5 مرداد (امـــروز) ساعت 18 بعدازظهر در تالار فردوسی واقع در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، برگزار خواهد شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

حسین پناهی از زبان خودش


در کودکی نمی دانستم که باید از زنده بودنم خوشحال باشم یا نباشم چون هیچ موضع گیری خاصی در برابر زندگی نداشتم! فارغ از قضاوت های آرتیستیک در رنگین کمان حیات ذره ای بودم که می درخشیدم! آن روزها میلیون ها مشغله دلگرم کننده در پس انداز ذهن داشتم! از هیئت گل ها گرفته تا مهندسی سگ ها، از رنگ و فرم سنگ ها گرفته تا معمای باران ها و ابر ها، از سیاهی کلاغ گرفته تا سرخی گل انار همه و همه دل مشغولی شیرین ساعات بیداریم بودند! به سماجت گاو ها برای معاش، زمین و زمان را می کاویدم و به سادگی بلدرچین سیر میشدم.

گذشت ناگزیر روزها و تکرار یکنواخت خوراکی های حواس، توفعم را بالا برد! توقعات بالا و ایده های محال مرا دچار کسالت روحی کرد و این در دوران نوجوانیم بود! مشکلات راه مدرسه، در روزهای بارانی مجبورم کرد به خاطر پاها و کفش هایم به باران با همه عظمتش بدبین شوم و حفظ کردن فرمول مساحت ها، اهمیت دادن به سبزه قبا را از یادم برد! هر چه بزرگ تر شدم به دلیل خودخواهی های طبیعی و قرار دادهای اجتماعی از فراغت آن روزگار طلایی دور و دورتر افتادم و این روزها و احتمالا تا همیشه مرثیه خوان آن روزها باقی خواهم ماند!

تلاش میکنم تا به کمک تکنیک بیان و با علم به عوارض مسموم زبان، آن همه حرکت و سکون را باز سازی کنم و بعضا نیر ضمن تشکر و سپاس از همه همنوعان زحمتکشم که برایم تاریخ ها و تمدن ها ساخته اند گلایه کنم که مثلا چرا باید کفش هایمان را به قیمت پاهایمان بخریم و چرا باید برای یک گذران سالم و ساده، خود را در بحران های دروغ و دزدی دیوانه کنبم. جرا باید زیبایی های زندگی را فقط در دوران کودکی مان تجربه کنیم حال آنکه ما مجهز به نبوغ زیبا سازی منظومه هاییم. در مقایسه با آن ظلمات سنگین و عظیم "نبودن" بودن نعمتیست که با هر کیفیتی شیرین و جذاب است.

بدبینی های ما عارضه های بد حضور و ارتباطات ماست! فقر و بیماری و تنهایی مرگ ما، هیچ گاه به شکوه هستی لطمه نخواهد زد! منظومه ها می چرخند و ما را با خود می چرخانند. ما، در هیئت پروانه هستی با همه توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم. برای زمین هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد! یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست! اگر رد پای دزد آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید که در انتهای هر مفهومی نشسته ایم و همه ی چیزهای تلنبار مربوط و نامربوط را زیر و رو میکنیم! به نظر میرسد انسان اسانسورچی فقیری است که چزخ تراکتور می دزدد! البته به نظر میرسد! ... تا نظر شما چه باشد؟ مرحوم حسین پناهی هنرپیشه فقید همیشه میگفت بعد از مرگم مردم من را خواهند شناخت!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

از آجیل سفره عید
چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند؛ خورده شدند
آنها که لال مانده اند؛ می شکنند
دندانساز راست می گفت:
پسته لال؛ سکوت دندان شکن است !

من تعجب می کنم
چطور روز روشن
دو ئیدروژن
با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند
و آب از آب تکان نمی خورد!

بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر، مهر مادر، جانشین ندارد
شیر مادر نخورده، مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه میگفت:
گوساله، بتمرگ!

با اجازه محیط زیست
دریا، دریا دکل می‌کاریم
ماهی‌ها به جهنم!
کندوها پر از قیر شده‌اند
زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند
تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند
چه سعادتی!
داریوش به پارس می‌نازید
ما به پارس جنوبی!

رخش، گاری کشی می کند
رستم، کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب، ته جوب به خود پیچید
گردآفرید، از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه، سریال جنگی می سازد

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک میکنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندکی سکوت...

وای...
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!
صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم!


روحش شاد و یادش گرامی باد

آزاد شو از بند خویش، زنجیر را بــاور نکن
اکنون زمان زندگیست، تاخیر را بــاور نکن

حرف از هیاهو کم بزن از آشتی‌ها دم بزن
از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را بــاور نکن

خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان
تو شاهکار خالقی، تحقیر را بــاور نکن

بر روی بوم زندگی هر چیز می‌خواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست تقدیر را بــاور نکن

تصویر اگر زیبا نبود، نقّاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن، تصویر را بــاور نکن

خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو، زنجیر را بــاور نکن


 

شایعات متعدد درباره نام فرزند چهارم خانواده بكام بالاخره آنها را به واكنش واداشت.

به گزارش خبرآنلاین و به نقل از دیلی میل، بازیكن سابق منچستر یونایتد و رئال مادرید و همسرش ویكتوریا با نام عجیب هارپر سون (Harper Seven) كه برای دخترشان انتخاب كردند به شایعات فراوانی دراین مدت دامن زدند.

با این حال بكام كه خبر تولد فرزندش را در سایت فیس بوك اعلام كرده بود، ترجیح داد برای توضیح درباره این نام هم ویدئو جدیدی در این سایت قرارداده و به علاقمندان این موضوع توضیح دهد.

او گفت همسرش به هارپر لی نویسنده كتاب "كشتن مرغ مقلد" علاقه زیادی داشته و در كنار آن هارپر یك از نامهای قدیمی انگلیسی است. بكام بخشی از شایعات درباره علاقه شخص او به عدد هفت (یا همان سون) را تایید كرد و این قضیه را اصلی ترین دلیل برای انتخاب میانی اسم دخترش برشمرد و اضافه كرد این شماره شانس است و در فرهنگهای مختلف شماره سرنوشت سازی به شمار می رود.

بكام در منچستر یونایتد و تیم ملی انگلستان با شماره هفت بازی می كرد. علاقه ویكتوریا به مطالعه در حالی از سوی بكام عنوان شده كه به گفته علاقمندانش او هرگز كتابی در زندگی اش نخوانده است!

 
این شعر كاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده. توسط یك كودك آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره
This poem was nominated poem of 2005.
Written by an African kid, amazing thought :
"When I born, I Black, When I grow up, I Black, When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black, When I sick, I Black, And when I die, I still black... And you White fellow, When you born, you pink, When you grow up, you White, When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue, When you scared, you yellow, When you sick, you Green, And when you die, you Gray... And you call me colore???

این شعر كاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده. توسط یك كوذك آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی دارد:

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم... و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاكستری ای... و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

تا بحال خیلی در مورد باورها و اعتقادات و اینکه چطور می‌توانید برای داشتن زندگی بهتر آنها را تغییر دهید حرف زده‌ایم. باورها و اعتقادات خاصی هستند که افراد زیادی را اسیر خود کرده‌اند و امروز می‌خواهیم آن باورها را بررسی کنیم. اعتقادات ما در قدم اول از والدین، معلمین، همسالان، تلویزیون و رسانه‌ها نشات می‌گیرد. وقتی سنمان کم است فکر می‌کنیم بزرگترهایمان بیشتر از ما می‌دانند به همین خاطر به هرچه که می‌گویند اعتماد می‌کنیم.

اما هرچه سنمان بالاتر می‌رود، دیگر خودمان اعتقادات و باورهایمان نسبت به دنیا را شکل می‌دهیم. اما کمی از ته‌نشین اعتقادات دوران کودکی در ما می‌ماند. گاهی‌اوقات بدون اینکه خودمان خبر داشته باشیم درونمان لانه می‌سازند. در زیر به برخی از این باورها و اعتقادات اشاره می‌کنیم. آیا این اعتقادات را در خودتان می‌بینید و اگر دیدید سعی کنید آنها را تغییر دهید.

1. اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی!
این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که می‌خواهیم وارد بزرگسالی شویم، شکل می‌گیرد. تشویقمان می‌کنند که به هر قیمتی که شده موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش می‌آید، دوباره تلاش می‌کنم، اینقدر آن را امتحان می‌کنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکست‌خورده هستید، یعنی همه آدم‌های دنیا شکست‌خورده هستند. اجازه ندهید چنین باوری شما را از زندگی عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید.

2. تا وقتی خراب نشده، چرا باید عوضش کنیم؟
منظورم عوض کردن به منظور عوض کردن نیست. در مورد ارتقاء وسایل، فرایندها و ... صحبت می‌کنم. برای حرکت کردن با سرعت زندگی ما نیاز به تغییر داریم و خیلی وقت‌ها با کسانی برخورد می‌کنید که مخالف تغییر هستند. تا می‌توانید از چنین افرادی دوری کنید. اگر می‌بینید چیزی را می‌توانید ارتقاء دهید، معطل نکنید.

3. به اندازه کافی برای اینکار استعداد نداری!
هیچ‌کس در دنیا تا زمانیکه کاری را شروع نکرده، مهارت کافی برای آن را ندارد. اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید فقط کافی است که شروع کنید. از اینکه ممکن است برای تحصیل در رشته حسابداری نتوانید وارد دانشگاه شوید استرس به خودتان راه ندهید، فقط کافی است شروع کرده و تلاش کنید تا به آن دست پیدا کنید. اینترنت خیلی بیشتر از آنچه که در دانشگاه یا مدرسه به شما یاد می‌دهند اطلاعات دارد پس فقط کافی است که دنبالش باشید.

4. برای امتحان کردن یک کار تازه دیگر پیر شده‌ای!
متوسط امید به زندگی در کشورهای پیشرفته، برای مردها 75 و برای زنان 79 سال است. مطمئن باشید این عدد تغییر خواهد کرد و خیلی زود این سن به 100 سال هم خواهد رسید. این یعنی ما هیچوقت برای شروع کردن یک کار جدید پیر نیستیم. امتحان کردن یک کار تازه بهترین راه برای فعال نگه داشتن مغز و بالا بردن انگیزه برای زندگی است. مردم ما انتطار دارند تا 75 سالگی عمر کنند و فکر می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ تا همین سن بیشتر عمر نمی‌کنیم! اگر انتظار داشته باشیم که تا 100 سالگی زنده بمانیم، مطمئناً تغییرات بیشتری در زندگیمان ایجاد می‌کنیم و کمتر خودمان را منحصر به زمان می‌کنیم. امتحان کنید.

5. دیگران شما را کنترل میکنند.
این شما هستید که خود را کنترل می‌کنید نه هیچ چیز دیگری. هیچکس در این دنیا شما را کنترل نمی‌کند، این شما هستید که نیروی درونتان را کنترل می‌کنید. شما برای زندگی به هیچکس و هیچ‌چیز جز خدا نیاز ندارید، پس زندگیتان را کنید و سرنوشتتان خود رقم بزنید.

6. شما به حساب نمی‌آیید.
این واقعیت که زنده‌اید نشان می‌دهد که فرد خاصی هستید. اگر می‌خواهید فردی خاص و خارق‌العاده باشید، باید تلاش کنید. تک‌تک ما استعداد خاصی داریم که از آن بی‌خبریم و هنوز کشفش نکرده‌ایم. برای اینکه ببینید واقعاً به چه چیز علاقه‌مندید، همه چیز را امتحان کنید. من واقعاً به تغییر اعتقاد دارم. مجبور نیستید همه عمرتان یک کار را انجام دهید. سبک زندگیتان را بارها و بارها تغییر دهید تا راهی را پیدا کنید که دوست دارید.

7. دنیا به دور تو نمی‌چرخد!
کل دنیا فقط در مورد شماست. هر فرد در این سیاره دنیای جداگانه‌ای دارد که در دستان خودش است. طوری ‌که شما دنیا را می‌بینید با طوری‌ که من می‌بینم متفاوت است و نگرش من هم با یک نفر دیگر متفاوت است. پس دنیا مربوط به شماست. حالا بگویید برای تغییر دنیا چه می‌خواهید بکنید؟

8. هیچ‌کس تو را باور ندارد.
من تو را باور دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ‌کس ارزشی ندارد. سعی کنید خودتان را باور کنید و نیازی نداشته باشید که کسی دیگر باورتان کند. به محض اینکه خودتان، خودتان را باور کردید، بقیه هم باورتان خواهند کرد اما شما به باور آنها نیازی نخواهید داشت.

9. هیچوقت نمی‌توانی آنقدر پول دربیاوری!
من این حرف را بارها شنیده‌ام. شما دقیقاً به همان اندازه که از خودتان انتظار دارید پول درخواهید آورد. اگر من به خودم بگویم که هیچ راهی نیست بتوانم این مقدار پول را دربیاورم، مغزم هم به دنبال راهی برای به دست آوردن آن مقدار پول نخواهد گشت. اما اگر اینقدر قاطع باشم که این مقدار پول را به دست بیاورم، مغزم راهی برای به دست آوردن آن پیدا خواهد کرد.

10. در این مورد هیچ کاری از دستت برنمی‌آید!
مزخرف است! شما می‌توانید هر جنبه از زندگیتان را که بخواهید تغییر دهید. بعضی‌ها هیچ‌وقت این باور را کنار نمی‌گذارند و واقعاً خجالت‌آور است. زندگی واقعاً سخت است و دل شیر می‌خواهد برای تغییر آن پیش‌قدم شوید اما بدانید که از عهده آن برمی‌آیید. باید بدانید که چه می‌خواهید و برای رسیدن به آن چه قدم‌هایی باید بردارید.

بیماری روحی ، بیماری‌ای نیست که به‌طور ناگهانی بروز کند، بلکه در اثر یک رشته علل پیش می‌آید.

خوشبختانه بعضی از دلایل بروز بیماری‌های روانی صرفاً به تغذیه مربوط می‌شوند ، بنابراین می‌توان با تغییر شیوه‌ی رژیم غذایی آن را برطرف ساخت. از مدت‌ها پیش ثابت شده است که کمبود ویتامین‌های گروه B می‌تواند یک نوع جنون ایجاد کند.

تحقیقات نشان می‌دهد کسانی که تحت رژیم‌های غذایی فاقد ویتامین‌های گروهB قرار گرفته‌اند، به اختلال روانی، اضطراب شدید و افسردگی مبتلا شده‌اند.

این آزمایش‌ها به صراحت ثابت می‌کند که کمبود ویتامین‌های B می‌تواند یکی از علل اصلی بعضی از اختلالات روانی باشد. گروهی از دانشمندان در سوئد، مغز اشخاصی را که در حالت جنون از دنیا رفته بودند، با مغز اشخاصی که با مرگ‌های ناگهانی و به‌طور عادی مرده بودند تشریح و مقایسه کردند و دریافتند که چهار ماده در مغز اشخاص عادی وجود دارد که در مغز کسانی که در اثر جنون جان خود را از دست داده بودند، وجود ندارد. این چهار ماده عبارت است از: 1- آدنین، 2- تیامین، 3- سیتوزین، 4- گوآمین .

این چهار ماده در گوشت‌ها مانند گوشت گوساله یا گوسفند ،جگر، مغز و قلوه وجود دارد.

کمبود ویتامین های گروه B باعث ایجاد اختلالات عصبی مانند اضطراب شدید ، افسردگی ، عصبانیت و فشار عصبی می شود.

اضطراب شدید و ناراحتی عصبی دائمی اغلب ناشی از کمبود ویتامین‌های گروه B بخصوص تیامین (ویتامین B1) است و اگر رژیم غذایی شما سرشار از مواد نشاسته‌ای (کربوهیدرات‌ها) باشد، عواقب کمبود ویتامین شدیدتر خواهد بود.

چنانچه غذای شما حاوی کلسیم کافی نباشد، میزان کلسیم در بدن شما پایین خواهد آمد و در نتیجه اعصاب شما تحریک خواهد شد. شیر و فرآورده‌های آن، بهترین منبع کلسیم محسوب می‌شوند. توصیه می‌شود مصرف آنها را جدی بگیرید.

خوب است بدانید که کلسیم زمانی به طور موثر جذب بدن می‌شود که ویتامینD به میزان کافی در روده‌ها باشد. اگر شما زندگی بدون تحرک و آرامی دارید ،می‌توانید مقدار زیادی کلسیم مصرف کنید. در این مورد توصیه می‌شود غذای خود را با یک قرص ویتامین‌ِِِD تقویت نمایید.

در حال حاضر بسیاری از متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند که از مصرف غذاهای حاوی کلسیم و نیز انواع ویتامین‌ها غافل نشوید.

همان‌طور که ذکر شد کمبود ویتامین B می‌تواند منجر به فشار عصبی شود. کمبود شدید تیامین (ویتامین B1)، نیاسین (ویتامین B3) و پیریدوکسین (ویتامین B6) می‌تواند اختلالات عصبی وخیمی را به‌وجود آورد.

منابع ویتامین های گروه B به طور کلی شامل: مخمر (ماءالشعیر)، جوانه گندم و جو، غلات و نان سبوس دار، جگر و انواع گوشت است . به طور اختصاصی نیز :

مواد غذایی غنی از B1 : مخمر آب جوی موجود در ماء الشعیر ، گوشت گاو، دانه آفتابگردان و بادام زمینی، جوانه گندم و نان های سبوس دار است.

مواد غذایی غنی از B3 : مخمر آبجو ، بادام زمینی و گوشت است.

مواد غذایی غنی از B6 : جگر گاو، موز ، دانه آفتابگردان، جوانه گندم، برگه آلو، گوشت گاو و آب پرتقال است .

برای داشتن اعصابی آرام ، همیشه به مقدار کافی از مواد غذایی حاوی ویتامین های گروه B مانند انواع گوشت، جگر، غلات و نان سبوس دار و جوانه گندم استفاده کنید.

برای حفظ سلامتی و لذت بردن از شادابی زندگی ، باید غذاهای مصرفی حاوی انواع ویتامین‌ها باشد؛ چرا که غذاهای سرشار از ویتامین برای کار منظم سیستم عصبی لازم است.

زمانی که در اشخاص سالخورده عوارض عصبانیت ، به ‌صورت خستگی بروز می‌کند، نشانه‌ی این است که باید ماده‌ی غذایی مناسبی مصرف شود؛ بخصوص وقتی شخص کم خوراک باشد، میزان قند خون پایین می‌‌آید که در این مواقع مصرف یک قاشق عسل ، یک عدد شکلات ، یک لیوان شیر یا آب میوه، کمی پنیر و بیسکوییت توصیه می‌شود.

وقتی عصبانی و بی‌حوصله شدید، تا آن‌جا که ممکن است علت واقعی آن را بررسی و کشف کنید و اگر نتوانستید به پزشک روانشناس مراجعه نمایید تا او به شما کمک کند.

فراموشی‌ و ضعف حافظه نیز از کمبود غذایی به‌وجود می‌آید. روانشناسان می گویند که فراموشی علامت چیزی است که پیوندی با پیری ندارد و می‌تواند عارضه‌ی کمبود غذایی باشد.

لازم به‌ یادآوری است که تغذیه‌ی نامناسب نه تنها بر روی اعصاب و روان آدمی تاثیر بدی می‌گذارد ، بلکه باعث مختل شدن فعالیت سایر سیستم بدن نیز می‌گردد. توصیه‌ی همه‌ی متخصصان این است که به آن‌چه می‌خورید دقت کنید و سعی نمایید مواد غذایی مغذی و مفید را بر مصرف موادی با ارزش غذایی کم، ترجیح دهید.

ذخیره
بررسی‌ها نشان داد که هر اندازه فرد مورد نظر به ما شبیه‌تر بود، بخش بیشتری از قسمت مرکزی مغز که به مرکز تصمیم و کنترل هیجانات و تصمیمات مربوط است، برای فعالیت باز می‌شد و ...

محققان دریافته‌اند که قسمتی از مغز که هیجانات و احساسات را کنترل می‌کند، در هنگام مشاهده افراد مشابه خودمان فعال‌تر می‌شود.

به گزارش اعتدال ، دانشمندان توانستند پاسخ این پرسش را که" چرا به طور طبیعی با افراد هم طبقه خود، دوست شده و یا ازدواج می‌کنیم" دریابند.

دکتر کارولینا زینک در انستیتو سلامت ذهنی در مریلند آزمایشی را ترتیب داد که بر اساس آن به 23 نفر اطلاعات افرادی نزدیک به وضعیت اقتصادی ، اجتماعی بالاتر و پایین‌تر آن‌ها نشان داده شد. سپس از طریق MRI فعالیت قسمت مرکزی مغز در هر حالت اندازه‌گیری شد.

بررسی‌ها نشان داد که هر اندازه فرد مورد نظر به ما شبیه‌تر بود، بخش بیشتری از قسمت مرکزی مغز که به مرکز تصمیم و کنترل هیجانات و تصمیمات مربوط است، برای فعالیت باز می‌شد.

در واقع مغز افراد متعلق به طبقه بالای اجتماعی هنگام ملاقات با افراد هم طبقه خود فعال‌تر و مغز افراد متعلق به طبقه پایین هنگام ملاقات با افراد هم طبقه خود، واکنش مثبت دارند.

محققان نشان دادند که این نتایج با نتایج به دست آمده از میمون‌ها بسیار سازگار است. در میمون‌ها نیز رفتارها بسته به موقعیت آنان در گروه متفاوت است.

دکتر زینک می‌گوید: نحوه واکنش و رفتار ما با افراد اطراف خود بر اساس موقعیت اجتماعی آنان نسبت به ما صورت می‌گیرد و به همین علت اطلاعات مرتبط با طبقه اجتماعی افراد برای ما بسیار ارزشمند است.

به عنوان یک انسان ما ظرفیت تشخیص محیط بیرونی را برای انتخاب بهترین و مناسب‌ترین احساس برای خود داریم.

مغز ما حالت ایستا ندارد و می‌تواند خود را با شرایط وفق دهد. زمانی که موقعیت یک شخص عوض می‌شود، انتظار داریم ارزش‌های مرتبط با موقعیت اجتماعی و نظر او نسبت به دیگران نیز در قسمت تصمیم‌گیری تغییر کند.

به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟
 یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای 50 درجه تستش کنم

رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست

نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ "زوروِ " داره از دست گروهبان گارسیا در میره

پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه

یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه

کارتمو دادم به بلیط فروش مترو میگه شارژش کنم؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم از شارژ خورشیدی استفاده می کنم

بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر

دارم با تلفن حرف میزنم. زنم میگه دوستت بود؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ  سارکوزی بود در مورد مناقشات اخیر خاورمیانه نظرمو می خواست

تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم

با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش می کنیم

صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!

تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست

حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم، میگه باقی پولتو میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده، خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم

تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم صادقی گوش بدیم!

تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته! میگم پولیه؟
مبگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ من اینجا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنند

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم

رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام !

جلو توالت عمومی… آقاهه میگه ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما سوسکیم اومدیم عید دیدنی

تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم. میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام. میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست!

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

دراز کشیده بودم لب استخر. دوستم میگه آفتاب می گیری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم. مربیه میگه بچه رو میبریدش؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجا میخورمش

دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم. اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه کباب درست میکنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم فوتبال دستی بازی میکنم

جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم

رفتم دفتر هواپیمایی میگم عجله دارم میشه پرواز امروز شیراز رو واسم چک کنید؟ میگه اگه جا داد بگیرم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نگیر بذار پر شه من فردام میام چک میکنم با هم بخندیم

سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!

رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!

رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم

با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه میخوایین شنا كنین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده كنن

سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. همسرم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخو ابه

سر کلاس آیین نامه رانندگی پلیسه یه تابلو را از من پرسیده. میگم عبور دوچرخه ممنوع. میگه این دوچرخه است؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ تانکه. میگه پـَـَـ نــه پـَـَـــ و مرض! هنوز فرق دوچرخه با موتورگازی را نمیدونی؟

تصاویر ماهوارهای از بلندترین نقاط ایران

قله دماوند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

قله دماوند بلندترین کوه از رشته کوه های البرز است. این قله در ۶۹ کیلومتری شمال شرقی تهران، ۶۲ کیلومتری غرب آمل و ۲۶ کیلومتری شمال شهر دماوند واقع شده‌ است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کوه های البرز

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بخش بزرگی از رشته کوه البرز در راستای کنارهٔ جنوبی دریای مازندران کشیده شده که در این بخش جبههٔ شمالی البرز سرسبز و جبههٔ جنوبی آن خشک است. در تصویر سفیدرود را در نزدیکی شهر رشت می بینید که به دریای خزر می ریزد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شمال سرسبز ایران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بخش شمالی ایران و شمال شهر تهران که در این تصویر پیوستگی فلات خشک مرکزی ایران با مناطق ساحلی مرطوب و سرسبز دریای خزر دیده می شود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نمایی نزدیک تر از قله دماوند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

قله دماوند بلندترین کوه از رشته کوه های البرز در شمال ایران با ارتفاع 5670 متر از سطح دریاست.



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کوه های البرز مرکزی

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

این منطقه همان تخت سلیمان است که پس از قله دماوند بلندترین قله های البرز مرکزی را در خود جای داده و تنها منطقه ایست که ارتفاع قله های آن از ۴۴۰۰ متر تجاوز میکند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کوه های تخت سلیمان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نزدیکی کوههای تخت سلیمان به دریای مازندران باعث پدید آمدن دره های بسیار عمیق در شمال شرق و غرب منطقه شده و این دره ها اکثرا تا ارتفاع ۲۳۰۰ متری از جنگلهای خزری پوشیده شده اند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کوه آرارات

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کوه آرارات کوهی است واقع در شمال شرقی کشور ترکیه و در مرز ایران، جمهوری آذربایجان و ارمنستان که دارای دو قلهٔ آتشفشانی آرارات بزرگ با ۵۱۵۶ متر و آرارات کوچک با ۳۹۵۲ متر ارتفاع است. در کتاب آفرینش در عهد عتیق از آرارات به عنوان محل به خاک نشستن کشتی نوح پس از طوفان ذکر شده‌ است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

قله های رشته كوه قفقاز

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

رشته كوه قفقاز،‌ رشته كوهی است كه بین دریای خزر و دریای سیاه در مرز بین روسیه و كشور گرجستان امتداد دارد و در منطقه قفقاز واقع است. منطقه قفقاز سرزمینی کوهستانی، افسانه‌ ای و زیباست که در محدوده‌ای به وسعت ۴۰۰هزار کیلومتر مربع از شرق به کرانه‌های غربی دریای خزر و از غرب به کرانه‌های شرقی دریای سیاه محدود می شود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نمایی از شرق دریای مدیترانه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

در این تصویر دریای مدیترانه با سوریه و ترکیه در جلو، جزیره قبرس در سمت راست و کوه برف پوشیده شده از لبنان و دره اردن در سمت چپ است. دریای سرخ (سمت چپ) و دلتای نیل سبز (مرکز) در پس زمینه دیده می شود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کوه های زاگرس از شرق

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کوه های زاگرس رشته‌کوهی در غرب و جنوب ایران است. این رشته‌کوه از کرانه‌های دریاچه وان در کردستان ترکیه آغاز شده و پس از گذشتن از استان‌های آذربایجان، کردستان، کرمانشاه و اصفهان و چهارمحال و بختیاری و خوزستان و لرستان تا استان‌های فارس و کرمان ادامه می‌یابد. در این تصویر بخش مرکزی کوه های زاگرس با مرتفع ترین قله را می توان در پس زمینه سمت راست دید در حالی که خلیج فارس در سمت چپ قابل مشاهده است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زرد کوه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زرد کوه با حداکثر ارتفاع بیش از ۴۲۰۰ متر دومین کوه زاگرس از نظر ارتفاع (پس از دنا) است. این کوه در نزدیکی کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری در ایران قرار دارد که در سمت چپ تصویر دیده می شود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کوه های زاگرس از جنوب

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

در این تصویر کوه زاگرس را می بینید که تا چند صد کیلومتر از خلیج فارس گسترش یافته است. شهر شیراز و ویرانه های باستانی تخت جمشید در سمت راست در کنار دریاچه نمک مهارلو واقع شده است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

غرب تنگه هرمز

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

در این تصویر مناطق کوهستانی شرقی شبه جزیره عربستان و خلیج های بی شماری در سمت غربی تنگه هرمز قابل مشاهده است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تنگه هرمز در جنوب ایران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

در این تصویر امارات متحده عربی در ساحل جنوبی خلیج فارس را می توان مشاهده کرد بطوریکه دریای عمان با تنگه هرمز و در افق کوه های جنوب ایران نیز دیده می شود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

و اینهم نمایی متفاوت از خلیج همیشه فارس

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


سازنده ترین کلمه گذشت است
آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه
ما است
آن را به کار بر

عمیق ترین کلمه
عشق است
به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه
تنفر است
با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه
من است
از آن حذر کن

ناپایدارترین کلمه
خشم است
آن را فرو بر

بازدارنده ترین کلمه
ترس است
با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه
کار است
به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه
طمعاست
آن را بکش

سازنده ترین کلمه
صبر است
برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه
امید است
به آن امیدوار باش

ضعیف ترین کلمه
حسرت است
حسرت کش نباش

تواناترین کلمه
دانش است
آن را فرا گیر

محکم ترین کلمه
پشتکار است
آن را داشته باش

سمی ترین کلمه
شانس است
به امید آن نباش

لطیف ترین کلمه
لبخند است
آن را حفظ کن

ضروری ترین کلمه
تفاهم است
آن را ایجاد کن

سالم ترین کلمه
سلامتی است
به آن اهمیت بده

اصلی ترین کلمه
اعتماد است
به آن اعتماد کن

دوستانه ترین کلمه
رفاقت است
از آن سو استفاده نکن

زیباترین کلمه
راستی است
با آن روراست باش

زشت ترین کلمه
تمسخر است
دوست داری با تو چنین شود؟!

موقر ترین کلمه
احترام است
برایش ارزش قائل شو

آرامترین کلمه
آرامش است
آرامش را دریاب

عاقلانه ترین کلمه
احتیاط است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه
محدودیت است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود

سخت ترین کلمه
غیر ممکن است
غیر ممکن وجود ندارد

مخرب ترین کلمه
شتابزدگی است
مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه
نادانی است
آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه
اضطراب است
آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه
انتظار است
منتظرش بمان

با ارزش ترین کلمه
بخشش است
برای بخشش هیچوقت دیر نیست

قشنگ ترین کلمه
خوشرویی است
راز زیبایی در آن نهفته است

رسا ترین کلمه
وفاداری است
بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است

محرک ترین کلمه
هدفمندی است
زندگی بدون آن پوچ است

و

هدفمند ترین کلمه
موفقیت است
پس پیش به سوی موفقیت