روزانه 10 نفر در كشور خودكشي مي كنند.
هر 8 ساعت يك نفر به دليل ضربات ناشي از سلاح هاي سرد در مشاجرات خياباني كشته مي شوند ( هر روز 3 نفر)
روزانه 11 نفر تنها در تهران بر اثر آلودگي هوا جان مي دهند ( آمار ها حاكي از مرگ 4 هزار تهراني در سال است )
روزانه حدود 70 نفر بر اثر تصادفات رانندگي در جاده ها و خيابان هاي شهرها در سراسر كشور كشته مي شوند و چند برابر اين رقم مجروح و ناقص العضو و...
آمارها حاكي است كه سالانه در كشورمان 30 هزار نفر به دليل ابتلا به سرطان مي ميرند. رئیس اداره سرطان وزارت بهداشت روند رو به رشد انواع سرطانهای خون هشدار دهنده خوانده و این بیماری را با آلایندههای هوا مرتبط دانسته است.
دكتر حسين پاكدامن رئیس انجمن علوم اعصاب ایران اخيرا خبر داده كه سن ابتلاي ايراني ها به سكته مغزي 10 سال كمتر از متوسط جهاني است . در حالي كه رقم سن سكته مغزي در جهان 55 سال است اين ميانگين در ايران 45 سال است .
دکتر فرامرز امیری، دبیر هجدهمین کنگره نورولوژی و الکتروفیزیولوژی بالینی ایران، اخيرا اعلام كرده كه بر اساس آمارها در شهری مانند تهران که حدود ۱۲ میلیون نفر جمعیت دارد در روز ۱۵۰ تا ۲۰۰ مورد سکته مغزی رخ می دهد و متاسفانه کمتر از ۱۵ درصد آنها مراجعه به موقع به پزشک دارند.
دكتر محرز دبیر انجمن بیماریهای عفونی كشور از رشد 5 برابري بيماريهاي آميزشي در كشور خبر داده و اعلام كرده كه 1 ميليون و 400 هزار نفر در سراسر كشور مبتلا به اين نوع بيماري هستند .
متاسفانه اگر اين آمارها و سياهه ليست را ادامه بدهيم همچنين مي توانيم قلمفرسايي كنيم و نكته اينجاست كه اين آمارها تنها بخشي از آسيب ها و مشكلاتي است كه به مدد كارشناسان آمارگيري شده و به طور طبيعي بسياري ديگر از موارد مرگ و ميرو آسيب هاي اجتماعي است كه آمارگيري نشده و قرباني مي گيرد .
اگر تنها در شهر تهران چند نمونه از آمارهاي مرگ و مير و صدمات انساني را جمع بزنيم به زبان و ادبيات نظامي روزانه " يك گروهان " قرباني دارد كه مي تواند نداشته باشد .
البته در اين مطلب منكر زحمات و فعاليت هاي مديران و مسئولان نيستيم و مي دانيم كه آنها همه تلاش خود را مي كنند تا از اين آمارهاي وحشتناك بكاهند و اگر نگاهي واقع بينانه به موضوع داشته باشيم همه ما در بالا رفتن اين آمارها مقصريم چه آنكه بسياري از اين بيماري ها و آمارهاي مرگ و مير ريشه در عملكرد فردي يكايك شهروندان و البته مسوولان نيز دارد .
به هر جهت آمارهاي فوق نگران كننده است و غرض از قلمي كردن چند خط مطلب در اين باره هشداري است هم به شهروندان و هم به مسئولان كه تا دير نشده فكري به حال اين معضلات بكنند و هر كس به سهم خود نقشي در كاهش اين آمارها بر عهده بگيرد.
آمارهاي مرگ و مير تهران و اين حقيقت تلخ كه روزانه يك گروهان انسان از شهروندان اين شهر قرباني آسيب هاي مختلف اجتماعي و محيط زيست شهري مي شوند - در حالي كه مي توانند قرباني نباشند و متاسفانه اين آمارها سال به سال در حال رشد است - زنگ خطري است كه بايد همه آن را جدي بگيرند.
مرگ قابل پيشگيري يك گروهان انسان تنها در شهر تهران به اين معنا است كه ما خودمان با خودمان در حال جنگ هستيم چه آن که خودمان به ضرب چاقو همدیگر را می زنیم ، خودمان خودرو و بنزین نامناسب تولید می کنیم ، خودمان سر هیج و پوچ به هم می پریم و اعصاب همدیگر را خرد می کنیم ، خودمان بد رانندگی می کنیم و همدیگر را به کشتن می دهیم ، خودمان غذای آلوده تولید می کنیم و به خورد همدیگر می دهیم ، خودمان آلودگی صوتی درست می کنیم و ... آیا این وضعیت در شأن ملت ایران با آن همه سابقه تاریخی و تمدنی است؟ و آیا وقت آن نرسیده است به این جنگ داخلی آتش بس بدهیم؟! یک قطعنامه 598 * داخلی ، نیاز فوری ایران 1390 است... هر کس از خودش شروع کند.
*قطعنامه پایان جنگ ایران و عراق































































